مردم در قاب

کلاس آشپزی رایگان

پیش از ازدواج حسابی درباره همه چیز با هم حرف زده بودند. درباره همه چیز توافق کرده بودند، البته چیزی نقص نداشت. باهم تفاهم داشتند. اما بعد از ازدواج، یکی از همین مواردی که درباره‌اش توافق کرده بودند، باعث دردسر شده بود. امیر مشکلی نداشت، بلکه پروانه خودش نمی‌توانست با این موضوع کنار بیاید.
کد خبر: ۵۵۹۶۸۷

او پیش از ازدواج برای امیر اعتراف کرده بود تا به حال آشپزی نکرده است. گفته بود آنقدر در این‌باره صفر کیلومتر است که حتی اگر بخواهد نیمرو هم درست کند، نیمرو سوخته از آب درمی‌آید. امیر البته فکر می‌کرد پروانه شکسته نفسی می‌کند، اما اولین بار وقتی با یک نیمروی سوخته مواجه شد، باور کرد پروانه هیچ نکته‌ای درباره آشپزی نمی‌داند.

این موضوع هیچ‌ وقت برای آنها مشکل‌ساز نشد. خوشبختانه امیر که مادرش را در کودکی از دست داده بود، به اندازه سرآشپز یک رستوران در آشپزی مهارت داشت. مهارت او در آشپزی فقط به خاطر احتیاج نبود، بلکه امیر به آشپزی عشق می‌ورزید. بارها سعی کرده بود ذره‌ای از این عشق را به پروانه هم منتقل کند، اما چندان در این زمینه موفق نبود.

امیر از آشپزی لذت می‌برد، اما وقتی می‌دید پروانه از ناتوانی در آشپزی غصه‌دار است، او را تشویق کرد. با وجود این خیلی زود از این کار دست کشید.

پروانه همچنان از این که نمی‌توانست آشپز قابلی باشد، غصه می‌خورد، اما این ناراحتی را بروز نمی‌داد تا این‌که یک روز که به خاطر سرماخوردگی مرخصی گرفته بود، همسایه واحد روبه‌رویی به او پیشنهادی داد. این پیشنهاد، تماشای برنامه‌های آشپزی تلویزیون بود. همسایه واحد روبه‌رویی اعتقاد داشت تماشای این برنامه‌ها پروانه را برای آشپزی سر شوق می‌آورد، در ضمن باعث می‌شود او آشپزی را به صورت اصولی یاد بگیرد. همسایه واحد روبه‌رویی خودش هم وظیفه ضبط برنامه‌های آشپزی را به عهده گرفت.

پروانه به محض این‌که به خانه می‌رسید، بعد از رسیدگی جزئی به وضع خانه، برنامه‌های ضبط شده آشپزی را تماشا می‌کرد. او همان‌طور که همسایه واحد روبه‌رویی گفته بود برای آشپزی انگیزه پیدا کرد. کم‌کم وسایل مورد نیاز غذاها را خرید و تمرین آشپزی را شروع کرد.

همسایه واحد روبه‌رویی علاوه بر ضبط برنامه‌های آشپزی، وظیفه دیگری را هم به عهده گرفت. او غذاهایی را که پروانه طبق دستور آشپزهای تلویزیون می‌پخت، امتحان می‌کرد. غذاها گاهی کمی نپخته یا کم‌نمک از آب درمی‌آمد، اما تلاش پروانه امیدوارکننده بود.

بالاخره یک روز وقتی امیر به خانه آمد، متوجه بوی غذایی که در خانه پیچیده بود، شد. پروانه با کمک برنامه آشپزی تلویزیون غذای مورد علاقه همسرش را پخته بود.

همسر پروانه از او پرسید: «این اتفاق خوبو مدیون کی هستیم؟» و جواب شنید: «کلاس آشپزی رایگان تلویزیون.»

الهام صالح

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها