کم‌توجهی آکادمی اسکار به هنرمندان سیاهپوست حاوی چه پیامی است؟

تبعیض‌نژادی اسکاری

گفت‌وگو با بازیگر سیاه پوست و مطرح سینمای جهان

ستاره نیستم اما می‌خواهم بدرخشم

اشاره: مورگان فریمن، بازیگر سیاهپوست سینما از سال 1964 مشغول بازی در فیلم‌های سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی بوده است، اما از سال 1987 و کمدی درام جنایتکارانه «خیابان اسمارت» تبدیل به یک بازیگر مطرح شد و مورد توجه منتقدان و تماشاگران قرار گرفت. او در این فیلم با کریستوفر ریو، سوپرمن مطرح آن دوران همبازی شد.
کد خبر: ۵۵۹۵۹۰
ستاره نیستم اما می‌خواهم بدرخشم

پس از این فیلم، فریمن با پیشنهاد‌های خوب کاری روبه‌رو شد و در سال 1989 با «رانندگی برای میس دیزی»، به نقش اول رسید، از آن پس، تماشاگران فریمن را در نقش‌ها و فیلم‌های مطرح و متفاوتی دیدند.

از بین فیلم‌ها می‌توان به «رابین‌هود: شاهزاده دزدان»، وسترن «نابخشوده»، «رستگاری شاشنگ»، «هفت»، «آمیستاد» ‌، «تاثیر عمیق»، «بروس قادر متعال» و «بچه میلیون دلاری» اشاره کرد.

«فراموشی» درام علمی ـ تخیلی جدید او، هم‌اکنون روی پرده سینماهاست که فروش خوبی هم در جدول گیشه نمایش کرده است. فریمن در یک گفت‌وگوی اینترنتی، درباره جنبه‌های مختلف کاری خود صحبت می‌کند.

هنگام بازی در جلوی دوربین، حاضر به بازی دوباره و تکرار برداشت هستید؟

خیر، هیچ وقت دوست نداشته‌ام کاری را دو بار انجام دهم. به اعتقاد من، بهترین بازی همان بازی است که شما اولین بار جلوی دوربین انجام می‌دهید، اصالت و تازگی خاص خودش را دارد و در آن اثری از تکرار نیست. وقتی نمایی از یک فیلم دوباره و دوباره گرفته می‌شود، بازی بازیگر به سمت نوعی تصنع می‌رود و دیگر آن واقعگرایی و ظرافت مورد نیاز را ندارد. به همین دلیل، همیشه از کارگردانان فیلم‌هایم می‌خواهم صحنه را به گونه‌ای آماده کنند که در همان برداشت اول، همه چیز مورد رضایت بوده و ضرورتی برای برداشت دوم نباشد، اما همیشه این اتفاق نمی‌افتد و من مجبورم تابع شرایط محیط باشم.

سال‌هاست جلوی دوربین بازی می‌کنید. یک بازیگر خوب باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟

در مرحله اول، باید شناخت دقیق و درستی از خود و توانایی‌هایش داشته باشد. احساس می‌کنم خودم را خیلی خوب شناخته‌ام. وقتی به خودم نگاه می‌کنم، می‌توانم تحلیلی منطقی از خودم ارائه کنم. در این حالت خیلی راحت‌تر می‌توانم شخصیت‌هایی را که قرار است بازی کنم، درک کرده و در جلوی دوربین به نمایش بگذارم.

بازی در نقش‌های اصلی را بیشتر دوست دارید یا نقش‌های مکمل؟

نسبت به قبول نقش اول و اصلی مرعوب نیستم. البته آنها را بهتر از هر نقش دیگری می‌توانم بازی کنم. احساس فشار نمی‌کنم و به خودم هم فشار نمی‌آورم. یک بازیگر هستم و سعی می‌کنم هر نقشی را که به عهده‌ام می‌گذارند، به بهترین شکل ممکن بازی کنم. بیشتر از نقش اول یا مکمل، به اهمیت نقش اهمیت می‌دهم. خیلی وقت‌ها شما در نقشی ظاهر می‌شوید که نقش اصلی نیست و شاید خیلی هم کوتاه باشد، اما این نقش از چنان اهمیتی برخوردار است که تماشاگران برای همیشه آن را به خاطر می‌سپارند.

بازی در چه نوع نقش‌هایی را بیشتر دوست دارید؟

دوست دارم نقش کسانی را جلوی دوربین بازی کنم که تماشاچی براحتی نمی‌تواند پی به درونیات و ذهنیات آنها ببرد. این‌جور شخصیت‌ها، تماشاچی را درگیر خود می‌کند و سر آنها کلاه می‌گذارد. در تمام مدت زمان نمایش فیلم، بیننده با خودش کلنجار می‌رود و می‌پرسد این آدم کیست و چه کارهایی می‌خواهد بکند یا این‌که چرا این کارها را انجام می‌دهد؟ به‌عنوان یک بازیگر، این نوع نقش‌ها را بهتر و راحت‌تر بازی می‌کنم. وقتی فیلمنامه‌ای را می‌خوانم، خیلی زود متوجه می‌شوم آن را دوست دارم یا خیر. اگر بخواهم برای نقشی بمیرم، معنی‌اش این است که آن را بشدت پسندیده‌ام.

شما بازیگر چند فیلم مثل رستگاری شاوشنگ و همین فراموشی بوده‌اید که قصه‌هایی عجیب و غریب داشته‌ است. چرا این فیلم‌ها را انتخاب می‌کنید؟

این فیلم‌ها تولیدات عجیبی است و به همین دلیل، بازی در آنها را دوست دارم. نکته اصلی این است که سر صحنه فیلم‌هایی از این دست، تنش زیادی وجود دارد. همین تنش کمک می‌کند به عنوان یک بازیگر، تلاش بیشتری از خودم به نمایش بگذارم. این فیلم‌ها وادارم می‌کند خودم را در موقعیت‌هایی قرار دهم که شاید در حالت طبیعی حاضر یا قادر به انجام آنها نباشم. فضای عجیب و غریب این فیلم‌ها، تاثیر مستقیم خود را به صحنه فیلمبرداری و عوامل تولید می‌گذارد.

هیچ وقت به موفقیت یا شکست مالی فیلم‌هایتان فکر می‌کنید؟

وقتی بازی در فیلمی را شروع می‌کنید، نمی‌دانید در جدول گیشه نمایش چه وضعی را کسب خواهد کرد، اما به این چیزها خیلی فکر نمی‌کنم و تمام توجهم به این است که نقشم را خوب و درست بازی کنم. من یک ستاره نیستم که نگران فروش رفتن یا نرفتن فیلم‌هایم باشم. احساس می‌کنم برای من همیشه نقش‌های خوب وجود دارد و از سوی فیلمسازان برای بازی در فیلم‌های مختلف دعوت خواهم شد.

همبازی شدن با تام کروز در فراموشی چگونه بود؟

او بازیگر خوب و در عین حال خاصی است. تمام توجه او معطوف به کاری است که می‌کند و رابطه دوستانه خوبی با همکاران و بازیگران نقش مقابل خود دارد. این مساله کمک می‌کند تا من هم سر صحنه فیلمبرداری، راحت‌تر و بهتر بازی کنم. البته کروز در شرایط خاصی در فراموشی بازی کرد. او از بابت عدم موفقیت مالی چند فیلم آخرش، کمی نگران و مضطرب به نظر می‌رسید و حتی این سوال را هم از من پرسید که آیا فراموشی با استقبال تماشاگران روبه‌رو خواهد شد یا خیر.

از جمله بازیگرانی هستید که در فعالیت‌های اجتماعی هم شرکت می​کنید و در جنبش مدنی حضور فعالی دارید. صادقانه بگویید اگر سیاهپوست نبودید باز هم در این نوع فعالیت‌ها شرکت می‌کردید؟

نمی‌دانم! متوجه منظورتان هستم. حضور ما سیاهپوستان در فعالیت‌های مدنی برای برابری حقوق با سفیدپوستان یک امر طبیعی است. ولی فکر می‌کنم اگر سفیدپوست هم بودم، همین دیدگاه‌ها را داشتم. همیشه سعی کرده‌ام آدم آزاداندیشی باشم و از چیزهای خوب دفاع کنم. ما هنرمندان سفیدپوست زیادی هم داریم که مدافع تصویب قوانین خوب برای عموم مردم و ازجمله سیاهپوستان هستند.

بازی ساموئل ال‌جکسون در «جانگوی زنجیرگسسته» در نقش یک سیاهپوست که علیه سیاهپوستان است، سر و صدای زیادی به پا کرد. شما او را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بازی‌اش عالی بود و تعجب می‌کنم عده‌ای علیه او موضعگیری کرده و گفتند چرا در این نقش بازی کرده است. بالاخره یک نفر باید این نقش را بازی می‌کرد! نکته مهم این است که ببینیم او نقش یک سیاهپوست برده را که علیه بقیه سیاهپوستان است و برای اربابان سفید‌پوست خود خوش رقصی می‌کند در چه داستانی بازی کرده است. کل این فیلم علیه برده‌داری و به نفع سیاهپوستان است. این یک واقعیت تاریخی است که در دوران برده‌داری ما سیاهپوستانی را هم داشتیم که علیه هم‌نسل‌های خود فعالیت می‌کردند. ما به عنوان یک سیاهپوست نباید از این که چنین آدم‌هایی روی پرده سینما به تصویر کشیده می‌شوند، نگران یا ناراحت شویم. اگر نقش ساموئل ال جکسون به من هم پیشنهاد می‌شد، بازی در آن را قبول می‌کردم.

فکر می‌کنید برای کدام فیلم خود باید جایزه اسکار می‌گرفتید؟

وقتی برای خیابان اسمارت (1987)‌ نامزد دریافت جایزه اسکار شدم، کارنامه کاری‌ام با یک تغییر بزرگ روبه‌رو شد. خیلی خوشحال شدم، نه به دلیل این که نامزد دریافت جایزه شده بودم، بیشتر به خاطر این که به عنوان یک بازیگر مورد قبول واقع شده بودم و حالا مرا جدی می‌گرفتند. از دوران کودکی، تمام چیزی که می‌خواستم بازی در فیلم‌های سینمایی بود. تئاتر و صحنه آن را هم خیلی دوست دارم، ولی می‌خواهم بازیگر سینما باشم که روی پرده سینما دیده می‌شود. بعضی وقت‌ها با این پرسش تکراری روبه‌رو می‌شوم که کدام فیلمم را بیشتر از بقیه دوست دارم. با آن که این یک پرسش تکراری است، ولی هیچ وقت جوابی برایش نداشته‌ام. برخی می‌گویند «گلوری» (1989)‌ مهم‌ترین فیلمی است که بازی کرده‌ام و خودم هم باورم شده که همین‌طور است.

فکر می‌کنید با فیلم‌هایتان عموم تماشاگران را راضی می‌کنید؟

به عنوان یک بازیگر شما هیچ‌وقت نمی‌توانید تمام مردم را سرگرم و خشنود کنید. آدم‌‌ها ترکیبی متفاوت از یک مجموعه ناهمگون هستند که سلیقه‌های مختلفی دارند. هریک از آنها احتمالا تعریف متفاوتی از سرگرم کردن دارند. پس شما باید سعی کنید کارتان را درست انجام دهید و به بقیه چیزها خیلی زیاد فکر نکنید.

برای امسال چه فیلم‌هایی را آماده نمایش دارید؟

تازه بازی و کار در فیلم‌های «حالا تو مرا می‌بینی» و «ما مردم» را تمام کرده‌ام. اولی یک درام دلهره‌آور به کارگردانی لوئیس لته‌ریر است و قصه سرقت بانک و مشکلات یک مامور پلیس را به تصویر می‌کشد.«ما مردم» هم یک مستند تاریخی است که راوی آن هستم، اما از بازی در «آخرین وگاس» خیلی راضی‌ام، زیرا با رابرت دنیرو، مایکل داگلاس و کوین کلاین همبازی شده‌ام. کار با این بازیگران قدیمی و خوش‌استیل بسیار لذتبخش بود.

مولف و سیاهپوست

منتقدان سینمایی از مورگان فریمن و ساموئل ال‌جکسون به عنوان دو بازیگر کلاسیک سیاهپوست سینما اسم می‌برند و این در حالی است که ویل اسمیت، موقعیتی برتر از آنها در جدول گیشه نمایش سینماها دارد. فریمن با 76 سال سن هنوز هم یکی از بازیگران فعال سینماست که چند فیلم تازه را در دست تولید دارد.

در عین حال، با نگاهی به کارنامه بازیگری وی می‌توان متوجه شد در کنار بازی در فیلم‌های مستقل و غیرمتعارف، از حضور در کارهای مردم‌پسند و پرفروش همچون شوالیه تاریکی، تحت تعقیب و اولیمپوس سقوط کرده است واهمه‌ای ندارد.

از دنیای تئاتر به عالم سینما آمد و وقتی جلوی دوربین ظاهر شد، چند جایزه تئاتری را در کارنامه‌اش داشت.

بازی‌اش در «رانندگی برای میس دیزی» (1989) او را دوباره نامزد دریافت جایزه اسکار کرد و «آمیستاد» (1997) تحسین منتقدان سینمایی را برانگیخت.

سبک کاری کلینت ایستوود را بسیار دوست دارد و در چند فیلم سینمایی او بازی کرده است. نقش نلسون ماندلا، رهبر آفریقای جنوبی را هم در فیلم invictus (2009) این بازیگر ـ فیلمساز به عهده گرفت.

او برای این فیلم هم نامزد دریافت جایزه اسکار شد و جایزه انجمن منتقدان نشنال بورد آور یویو را برای آن گرفت.

فریمن این روزها جلوی دوربین قسمت دوم اکشن دلهره‌آور «سرخ» است. او در این فیلم با چند بازیگر قدیمی همبازی است که در آن در نقش گروهی از ماموران ضدجاسوسی بازنشسته بازی می‌کنند که از انزوا بیرون آمده و یک​سری ماجراجویی‌ هیجان‌انگیز را سامان می‌دهند.

منبع: رویترز
مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها