در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما در تمام آثاری که عباس رنجبر ساخته، بازی کردهاید. این همکاری دلیل خاصی دارد؟
ما دو نفر چند سال است که با هم دوست هستیم. او هر کاری را که میخواهد شروع کند، من را در جریان قصه و کارش میگذارد و نظرم را در ارتباط با فیلمنامه میپرسد. به همین دلیل از ابتدا در جریان کارهای او هستم و ارتباط خوبی هم داریم. همه این موارد باعث میشود تا در آثار او بازی کنم.
آیا تاکنون پیش آمده عباس رنجبر اثری را بسازد که شما با فیلمنامه آن ارتباط برقرار نکنید؛ اما بهدلیل دوستی که با او دارید نقشی را بپذیرید؟
خیر! تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است. من با فیلمنامههایی که او میسازد، ارتباط خوبی برقرار میکنم؛ اگر فیلمنامه ایراد داشته باشد، حتما نظر را میگویم. در واقع قبل از شروع تصویربرداری در این باره با هم صحبت میکنیم یا درباره انتخاب بازیگران نظرم را میدهم. در مجموع همکاری خوبی با هم داریم.
این اتفاق در سریال بالهای خیس هم افتاد؟
بله، در ابتدا قرار بود این سریال در 40 تا 50 قسمت تولید شود؛ اما سرانجام تصمیم گروه تغییر کرد و قرار شد در 26 قسمت تولید شود. زمانی که من فیلمنامه اولیه را خواندم، نظرم را به دوستان گفتم و اینکه در بخشهایی ایرادهایی وجود دارد و بهتر است این ایرادها بر طرف شود.
بعد از آنکه تعداد قسمتهای سریال کم شد، مسلما داستانها فشردهتر شدند و همین مساله باعث شد ایرادها هم بیشتر شود و قصه، پراکندگی بیشتری پیدا کند؛ چون در یک زمان کم باید همه شخصیتها معرفی میشدند و قصهشان تعریف شد.
با توجه به اینکه گفتید قصه این سریال به لحاظ شخصیتپردازی کمی آشفته است، پس چرا پذیرفتید در این سریال بازی کنید؟
گرچه فیلمنامه ایرادهایی داشت، اما نقشی که به من سپرده شد در مقایسه با دیگر شخصیتها تکلیفش مشخصتر بود به همین دلیل احساس کردم تفاوتهای نقش، جای کار دارد و میتوانم روی آن کار کنم.
اما در قسمتهای پخش شده با وجود اینکه شما نقش رئیس یک شرکت پخش دارو را بازی میکنید، اما حضورتان خیلی کمرنگ است، این موضوع در زمان تصویربرداری اتفاق افتاد یا در فیلمنامه هم این شخصیت کمرنگ بود؟
بله، همانطور که اشاره کردید نقش من در قسمتهایی که پخش شده کم رنگ بود؛ اما با پیشرفت قصه نقشم بیشتر میشود. به هر حال این ایراد قصه است که تعدد شخصیتها باعث شده که سهم هر شخصیت در قصه کم شود و سردرگمی در آن دیده میشود. شخصیتها بلاتکلیف هستند و مشخص نیست که به دنبال چه هستند. البته سعی کردم به ابعاد مختلف نقش توجه کنم و نظرم را در طول کار به کارگردان میگفتم و جایی که لازم بود دیالوگها را برجسته یا حذف میکردیم تا بتوانیم روی این شخصیت بیشتر کار کنیم.
معتقدم وقتی قصهای ظرفیت آن را دارد که در تعداد قسمتهای بیشتر ساخته شود، چه ایرادی دارد که این اتفاق بیفتد. در این صورت پردازش قصه و شخصیتها درست انجام میشود. وقتی حجم قصه فشرده شود، مسلما به فیلمنامه لطمه وارد میشود.
در حال حاضر برخی سریالهای خارجی در صد قسمت یا بیشتر ساخته میشود و با استقبال مخاطبان هم رو به رو میشود. این نوع سریالها تعلیقهای لازم را دارد و با وجود طولانی بودن در جذب مخاطب موفق هستند. این نوع سریالها باید فیلمنامهنویسان مناسبی هم داشته باشند تا فیلمنامههای منسجم و خوب نوشته شود. دیالوگنویسی هم از مباحث بسیار مهم است که باید به آن توجه شود. علاوه بر این باید تعلیقهای قصه دلیل منطقی داشته باشد تا مخاطب را جذب کند و باعث همذاتپنداری او با قصه و شخصیتها شود.
فاطمه عودباشی/گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: