معلمی که عاشق بود

«معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده‌ای، رهایش کن و اگر عشق توست مبارکت باد» با صدای خودش اگر این نقل قول را تصور کنید، آن وقت صد برابر دلچسب‌تر می‌شود. صدای محمدعلی رجایی، جادویی بود و تاثیرگذار.
کد خبر: ۵۵۹۰۳۱

اما صدایش تنها ویژگی نبود که او را ذاتا معلم کرده بود؛ اندیشه‌هایش، لبخند ملایمش، صبرش و حوصله‌اش برای توضیح دادن، حتی شیوه لباس پوشیدنش، همه او را معلم کرده بود و همین باعث شد حتی در سال‌هایی که تدریس نکرد، معلم اخلاق و اندیشه باشد و خیلی‌ها را تحت تاثیر قرار دهد و در مسیر انقلاب با خودش همراه کند.

رجایی در سیزده سالگی از محل تولدش قزوین به تهران آمد و فروشندگی کرد، اما تحصیل را رها نکرد و در هفده سالگی به آموزشگاه گروهبانی نیروی هوایی رفت و از همان زمان با مسائل سیاسی روز آشنا شد و به گروه‌های مبارز علیه رژیم شاهنشاهی پیوست. او در ارتش هم نماند و وقتی رخت و لباس ارتشی‌اش را کنار گذاشت به شهرستان بیجار رفت و یک سال معلمی کرد و سال که تمام شد به دانشسرای عالی رفت تا ادامه تحصیل دهد. دستگیری‌های سیاسی رجایی از وقتی آغاز شد که مدرک کارشناسی ارشدش را گرفت و به قزوین بازگشت تا اندیشه‌هایش را تبلیغ کند. رجایی بارها دستگیر شد، داغش زدند، ناخن‌هایش را کشیدند، بی‌خوابی‌اش دادند، از سقف آویزانش کردند، اما او هرگز تسلیم نشد، نام همرزمانش را افشا نکرد و از عقایدش دست نکشید.

رجایی سال 1357 وزیر آموزش و پرورش شد و یک سال بعد نماینده مجلس شورای اسلامی. رجایی در سال 1360 رئیس‌جمهور شد و یک ماه بعد، براثر انفجار بمب شهید شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها