محکوم کردن مرد بی​گناه​، باعث شد عامل تعرض به 2 زن هرگز شناسایی نشود

متهم گریخت

او حالا در کارخانه‌ای در همان نزدیکی کار می‌کند، در چند مایلی محلی که تجاوزها اتفاق افتاده و هنوز نتوانسته فراموش کند به خاطر گناهی ناکرده به 63 سال زندان محکوم شد، به جرم دو فقره تجاوز به عنف که در آن منطقه رخ داده بود و وی در آنها هیچ نقشی نداشت.
کد خبر: ۵۵۸۸۲۵

آرتور ویت‌فیلد دیگر حاضر نیست درباره آن سال‌های دشوار صحبت کند، ولی داستان زندگی او و پرونده اتهامی‌اش با جنجال‌های زیادی همراه بود.

دو شکایت در یک شب

ساعت 2 و 40 دقیقه بامداد 14 آگوست 1981 میلادی زمانی که زنی جوان از محل کار به نزدیکی خانه‌اش در منطقه «نورفالک» ویرجینیا در آمریکا رسید، ناگهان مردی غریبه را روبه‌روی خود دید. مرد چاقو به دست داشت و در حالی‌که فریاد می‌کشید زن جوان را به سکوت وادار می​کرد. مرد بعد از تعرض به این زن پول‌های همراه وی را برداشت و فرار کرد. زن جوان که بشدت شوکه شده بود، هرطور که بود خودش را به خانه رساند و پلیس را از واقعه مطلع کرد. وقتی ماموران به خانه‌اش رسیدند ضمن شرح جزئیات ماجرا درباره مشخصات مرد مهاجم گفت: «او سیاهپوست بود، چشمان روشن داشت و ریش هم نداشت. من چند بار توانستم چهره‌اش را ببینم و در آن تاریکی فقط همین‌ها را تشخیص دادم.»

در همان حال که ماموران مشغول ثبت اظهارات قربانی اول بودند، مهاجم ناشناس، زنی دیگر را در همان منطقه طعمه قرار داد و پلیس همان شب سراغ دومین شاکی رفت تا درباره گفته‌های او نیز تحقیق کند. زن دوم حرف‌هایی مشابه شاکی اول زد و معلوم شد دو جرم به فاصله 45 دقیقه انجام شده است. همان شب پلیس مردی سیاهپوست را که به مغازه‌ای در نورفالک دستبرد زده بود، بازداشت کرد. این مرد که آرتور میت فیلد نام داشت، پس از ورود به فروشگاه، فروشنده را با چاقو تهدید و پول‌های داخل صندوق را برداشته بود.

اتهام جدید

آرتور در بازجویی‌ها اتهام سرقت را قبول کرد، اما کارآگاهان برنامه دیگری برای وی چیده بودند و احتمال می‌دادند او همان شکارچی زنان باشد به همین سبب از وی درباره تعرض‌ها هم تحقیق کردند. آرتور مدعی شد در این دو جرم نقشی نداشته است با این وجود پلیس عکسی از وی تهیه کرد و آن را به دو قربانی نشان داد. نفر اول گفت تا 95 درصد مطمئن است این مرد همان کسی که وی را مورد آزار قرار داده است. شاکی دوم نیز وی را گناهکار خواند. ماموران به همین تحقیق اکتفا نکردند و آرتور را همراه چند مرد دیگر در یک صف قرار دادند و از شاکیان خواستند، مجرم را نشان بدهند. هر دو زن انگشت اتهام را به سوی آرتور گرفتند و به این ترتیب پرونده مرد سیاهپوست سنگین‌تر از قبل شد. این در حالی بود که برخی مشخصات مجرم با اظهارات اولیه قربانیان همخوانی نداشت از جمله این‌که متهم در شب دستگیری ریش داشت، اما هر دو زن مدعی شده بودند متجاوز بدون ریش بود. باوجود همه تناقض‌ها پرونده به دادگاه رفت و جلسه محاکمه درخصوص شکایت اول ژانویه 1982 برگزار شد.

قربانی در این جلسه وقتی در جایگاه شهود ایستاد، گفت: «چند بار نور چراغ ماشین‌ها روی صورت این مرد افتاد و من چهره‌اش را دیدم. این متهم خود آن فرد است.»

وکیل مدافع آرتور در این جلسه چند مدرک برای اثبات بی‌گناهی موکلش ارائه داد. موضوع ریش یکی از این مدارک بود. از سوی دیگر او چند نفر از اقوام آرتور را به جایگاه شهود فراخواند و آنها همگی شهادت دادند متهم در ساعات وقوع دو جرم نزد آنها بود. با این وجود وقتی اعضای هیات منصفه وارد شور شدند، آرتور را گناهکار دانستند و سرانجام او به موجب حکم دادگاه به تحمل 45 سال زندان محکوم شد، البته این فقط بخشی از پرونده بود. چندی بعد جلسه دوم دادگاه برای رسیدگی به اتهام دومین تعرض تشکیل شد و این بار نیز متهم خود را بی‌گناه خواند و وکیل مدافعش دلایل را ارائه داد، اما باز هم بی‌فایده بود.

شاکی دوم در این جلسه گفت: «این مرد آن شب من را وحشت‌زده کرد، به گونه‌ای که خیال می‌کردم دیگر زنده نمی‌مانم. او با بی‌رحمی مرا مورد آزار قرار داد و بعد هم پول‌هایم را از من گرفت.» این زن و دادستان توانستند نظر هیات منصفه را به خود جلب کنند و قاضی جدید 18 سال بر دوران محکومیت آرتور افزود.

سال‌های زندان

به این ترتیب آرتور به زندان افتاد. او امیدش را از دست داده بود و گمان می‌کرد آنقدر در حبس می‌ماند تا فوت شود یا این‌که هنگام آزادی پیرمردی فرتوت و ناتوان خواهد بود. او سال 1991 سعی کرد شانس‌اش را دوباره برای آزادی امتحان کند، برای همین با کمک وکیلش درخواست عفو مشروط داد، اما تقاضای وی رد و درهای امید بار دیگر به روی متهم سیاهپوست بسته شد.

آرتور 10 سال در زندان ماند تا این‌که قانونی جدید در ایالت ویرجینیا به تصویب رسید. مطابق این قانون افرادی که در گذشته محکوم شده بودند و ادعای بی‌گناهی داشتند، می‌توانستند تقاضای فرجام‌خواهی کنند و درخواست آنها با توجه به نمونه‌های «دی.ان.‌ای» مورد رسیدگی قرار می‌گرفت. آرتور بسرعت دست به کار شد تا بی‌گناهی‌اش را ثابت کند، اما مشکلی بزرگ پیش آمد. اکتبر 2003 مسئولان قضایی اعلام کردند مدارک زیست‌شناختی موجود در این پرونده گم شده و به همین دلیل امکان به جریان افتادن دوباره پرونده آرتور وجود ندارد.

مرد سیاهپوست خود را در بن‌بست گرفتار می‌دید و هیچ راه چاره‌ای به ذهنش نمی‌رسید تا این‌که دو ماه بعد ورق برگشت. یکی از کارمندان آزمایشگاه جرم‌شناسی ایالت ویرجینیا مدارک پرونده آرتور را به زنی به نام مری جین برتون که سرم‌شناسی معروف بود، داده بود. این نمونه آزمایشگاهی در دفترچه‌ای که متعلق به برتون بود پیدا و آزمایش‌های مربوطه انجام شد و بالاخره سال 2004 ابرها کنار رفت و حقیقت خودش را نشان داد.

آرتور کاملا بی‌گناه بود. او 22 سال بی‌دلیل در زندان مانده و تنها جرم قطعی‌اش سرقت مبلغ ناچیزی پول از یک فروشگاه بود.

دوران آزادی

آزادی آرتور با جنجال‌های زیادی همراه بود. برخی، دستگاه قضایی را به بی‌دقتی متهم کردند، گروهی ادعا کردند پلیس برای این‌که پرونده را زودتر از سر خود باز کند، آرتور را به مخصمه انداخت و عده‌ای دیگر تقصیرها را گردن دو زن قربانی انداختند، اما هیچ‌کدام از اینها عمر از دست رفته مرد سیاهپوست را به او بازنمی‌گرداند. آرتور که زندگی خود را از دست رفته می‌دید، به پیگیری پرونده پرداخت و بالاخره مسئولان روز سوم آوریل 2009 به طور رسمی از این مرد عذرخواهی کردند، اما این برای آرتور پایان کار نبود و وی باز هم دنبال کارش را گرفت تا این‌که 19 آگوست چکی به مبلغ 633 هزار دلار به آرتور داده شد. این مبلغ درواقع غرامت سال‌های زندان بود.

آرتور از آن پس زندگی آرامی را در پیش گرفته است. او اکنون در کارخانه‌ای در منطقه نورفالک مشغول به کار است و سعی می‌کند از رسانه‌ها دوری کند. این در حالی است که مجرم اصلی پرونده هنوز شناسایی نشده و این پرونده همچنان باز است.

مترجم: مهدی رفعتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها