شیرینی خواب، امیر نوری را از دیدن ارگ بم محروم کرد

فضای زیر آب را ببینید

من در تهران به دنیا آمدم ، اگرچه در محله‌های مختلفی مثل شاپور ، خرمشهر، ‌شهرک اکباتان، جنت‌آباد و لواسان زندگی کرده‌ام ولی تهران را آن طور که باید از نظر موزه‌ها و بناهای قدیمی‌اش ندیده‌ایم. اصولا آدم‌ها عادت دارند جاهای دم‌دست را کمتر ببینند، چون فکر می‌کنند همیشه فرصت هست. البته واقعا همیشه هم فرصت نیست. برای مثال من یک بار قبل از زلزله بم با تیم هنرمندان به آن منطقه رفته بودم. دوستانم به من گفتند که فردا صبح برویم ارگ بم را ببینیم.
کد خبر: ۵۵۸۵۳۷

راستش من زیاد می‌خوابم و آن روز هم خواب را به دیدن ارگ ترجیح دادم. ‌ دوستانم گفتند 11 صبح می‌رویم ولی آن ساعت هم من خواب بودم. با خودم گفتم: حالا در سفر بعد می‌آیم و اینجا را می‌بینم. بار دومی که به ارگ بم رفتیم،‌ زلزله آمده بود و سفرمان به نفع زلزله‌زدگان بود! بگذریم... تهران را ندیده‌ام ولی تقریبا تمام ایران را دیده‌ام. البته منظورم گشتن و سفرهای تفریحی نیست. من به خاطر شغلم و موقعیت‌های کاری‌ام فقط به جاهای مختلفی از ایران سفر کرده‌ام و در این سفرها دیدنی‌های بکر هم کم نبوده‌اند.

یکی از جاهای خاصی که بسیار دوستش دارم و در آن هیچ دغدغه‌ای برای دیده شدن ندارم و کسی کاری به کارم ندارد، رفتن به زیر آب است. زیر آب هم بکر است و هم آرامش دارد. هم در قشم و هم در کیش تجربه غواصی داشته‌ام. واقعا زیر آب دنیای دیگری برای خودش دارد. لازم نیست که همه خیلی حرفه‌ای غواصی کنند و هزینه‌های زیادی بپردازند. با یک عینک شنا هم می‌شود زیر آب را تجربه کرد. البته غواصی حرفه‌ای، لذت بیشتری دارد. با 20 هزار تومان می‌شود‌ یک ساعت و نیم غواصی کرد. شاید بعضی بگویند زیاد است. ولی من تجربه کرده‌ام که بعضی آدم‌ها برای شام یا ناهارشان در رستوران هزینه زیادی می‌کنند یا برای خرید یک لباس خاص ولی در کل اهل خرج کردن برای تفریحشان نیستند. ارزشش را دارد که کسی تا کیش و قشم برود و حسابی هزینه کند و ‌یک بار هم برای غواصی هزینه بپردازد. راستش من خودم بالای صد بار به کیش و قشم رفته‌ام ولی فقط یک بار غواصی کرده‌ام. معمولا فرصت نداشته‌ام. شاید تعجب کنید که اگر بگویم من سه ماه طرف کیاشهر (نزدیک لاهیجان) بودم ولی تمام مسیر را با ماشین طی می‌کردیم و دائم مشغول کار بودیم. من در این سه ماه حتی یک بار هم دستم به آب نخورد. آب را از دور و از داخل ماشین می‌دیدم. سفر کاری این گونه است دیگر!

یکی از مناطق زیبایی که دیده‌ام و می‌خواهم به دیگران هم دیدنش را سفارش کنم، دیلمان است. یکی دو ماهی در دیلمان زندگی کرده و از زیبایی‌هایش لذت برده‌ام. گرچه بالای کوه است و پیچ‌های مختلف دسترسی به آن را دشوار کرده ولی قدم‌زدن بین ابرها یا در حالی که شما بالای ابرها قرار گرفته‌اید، موجب می‌شود که تحمل سختی‌هایش ارزش داشته باشد. البته نباید گلستان و جاده‌های سمت آستارا را فراموش کرد. خصوصا روستاهای زیبایی که در آنجا وجود دارد.

علاقه‌ام به کوه و جنگل باعث شده که الان هم در مرزن‌آباد زندگی کنم. روی یک تپه که دور تا دورش دشت است.

در سفرهای مختلفم چابهار را بسیار عالی و زیبا دیدم. به نظر من ساحل و دریایش از کیش و قشم هم بهتر است. در کشور ما چون معمولا مقیاس هر چیزی با تهران است و چابهار حدود 2000 کیلومتر از تهران فاصله دارد آنقدر که باید دیده نشده است.

اینقدر که جنگل و دریا را دوست دارم، ‌علاقه‌ای به کویرگردی ندارم. ظاهرا در کویرگردی‌ها هم برنامه‌های خاصی مثل موسیقی ‌رایج شده که من علاقه‌ای به موزیک هم ندارم. شرایطی که از کویرگردی شنیده‌ام با روحیه‌ام تطابق ندارد.

یکی از جاهایی که مرا بسیار هیجان‌زده کرد، ‌دیدن خرمشهر بود. خرمشهر جایی است که اگر کسی ذره‌ای هم درباره جنگ شنیده باشد، این شهر می‌تواند او را هیجان‌زده کند و احساسات قشنگی برایش به همراه آورد. ما بارها شعارهایی درباره آزاد شدن خرمشهر شنیده‌ایم. ولی بین شنیدن و دیدنش خیلی فرق است. هنوز هم روی دیوار خانه‌ها جای تیرها را می‌شود دید و هنوز هم دیدن مسجد جامع این شهر جالب است. دیدن موشک‌های عمل نکرده در زمین‌ها و آن همه نخل‌های بلند هم جالب است. اولین سفر من به خرمشهر برای سریال خوش‌رکاب بود.

من دوست دارم که سفرهایم را با ماشین شخصی‌ام بروم. الان هم یک ماشین بزرگ خریده‌ام که صندلی‌های عقبش را  در‌آورده‌ام‌ تا بتوانم امکاناتی برای خواب ، وسیله گرم‌کننده و... در‌آن بگذارم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها