تاآخر،پای اعتقاداتم ایستاده ام

نمی دانیم باید خوشحال بود یا ناراحت. شاید هم هر دو حالت در این مورد صدق کند. بینایی یکی از زیباترین و مهمترین نعمتهایی است که خداوند به انسان اعطا کرده و کمتر کسی را می توان پیدا کرد
کد خبر: ۵۵۶۵۴
که این مهم را به دیگران ببخشد؛ اما هستند گمنامانی که با تمام دلاوری هایشان در جبهه های مختلف دست به این کار بزرگ زده اند.
جواد رضایی سیستانی یکی از همین رزمندگان است . او اهدای بینایی اش را در راه حفظ خاک و جان این سرزمین و مردم ایران زمین تنها افتخار تمام زندگی اش می داند.
این جانباز از ناراحتی دیگران به خاطر اظهار همدردی در این خصوص ، سخت ناراحت است و فقط می گوید با این حال من برای نظرات دیگران احترام زیادی قائلم.
اگرچه او دیدگان ظاهری را از دست داده ، اما خیلی چیزها را بهتر از خیلی ها می بیند.
او و همرزمانش واقعیت هایی را می بینند که ما بی توجه از کنار آنها می گذریم. قهرمان سابق وزنه برداری و کشتی جهان شاید بیشتر از هرکس دیگری ظلمی که به فلسطینیان وارد است را درک می کند.
او در صف نخستین افرادی است که به فرمان امام ره لبیک گفته است و تا محو اسرائیل از صحنه روزگار کوتاه نخواهد آمد. از دلاوری های او در جبهه های جنگ تحمیلی سالها می گذرد.
از افتخارات او در میدان های ورزش هم همین طور. در این میان 15 سال گذشت تا تازه یاد نخستین جرقه علیه اسرائیل غاصب در میدان های ورزش از سوی او و هم تیمی هایش افتادند.
این که چرا در تمام این مدت هیچ کس سراغی از آنها نگرفت را خود رضایی هم نمی داند. قهرمان هر دو جبهه ، حرفهای زیادی برای گفتن دارد. او از مسائلی که هنگام روبه رو نشدن ورزشکاران ایرانی ؛ با ورزشکاران رژیم صهیونیستی رخ می دهد راضی نیست.
به عقیده سیستانی ، شجاعت ها دیگر مثل گذشته نیست و این سیاستی نیست که امام ره دستور داده بودند.


امسال در همایشی که برای تقدیر از ورزشکارانی که مقابل حریفان اهل رژیم اشغالگر قدس حاضر به مبارزه نشده بودند، برگزار شده بود خیلی ها برای نخستین باربا شما آشنا شدند. چرا اینقدر دیر؛
نمی دانم. 15 سال از ماجرا می گذرد که نفرات را برای چنین مراسمی دعوت کردند. پارسال از بچه ها خواستند به این مراسم بیایند. من نیامدم ، یعنی نتوانستم بیایم و قسمت این شد که در دومین سال همایش حضور پیدا کنم.

غیر از شما کسان دیگری هم بودند؛
بله. ما یک تیم بودیم. یکی از آن جانبازها شهید شد. خانواده او پارسال برای تقدیر آمدند که یکی دو تا سکه به آنها دادند. امسال هم برای ما هدیه ای در نظر گرفتند. حکایتی بود که به 15سال قبل برمی گشت. درواقع همه آن را فراموش کرده بودند.

اما الان قضیه فرق دارد. خودتان هم شنیدید با میراسماعیلی و بقیه چه برخوردی صورت گرفت؛
آن موقع همه چیز شجاعانه صورت می گرفت. ما پای همه چیز ایستاده بودیم. حتی اخراج از مسابقه ها برای کسی اهمیتی نداشت چه اتفاقی بعد رخ می دهد. امروزی ها شل تر شده اند. طرف از مسابقه سر باز می زند، بعد می رود دنبال گواهی پزشکی.

قوانین تغییر کرده اند. الان بحث محرومیت های طولانی مدت مطرح است؛
من نمی گویم باید چکار کنند. من به کار خودم افتخار می کنم. واقعا خجالت می کشم وقتی متوجه می شویم ورزشکاران ایرانی به دنبال گواهی و این جور چیزها هستند.
اگر قرار است از محرومیت ها بترسیم که بهتر است سیاست هایمان در این خصوص عوض شود؛ ولی نه این که شرکت نکنند و بعد هم اضافه وزن یا بهانه دیگری بیاورند یا رومی روم باشید یا زنگی زنگ.
این بینابین بودن بوی نفاق می دهد. آدم باید پای اعتقاداتی که دارد تا آخرش بایستد.

به نظر می رسد این احساس خاص را تنها بتوان درآنها که قهرمانان واقعی این مرز و بوم هستند جستجو کرد. نمی خواهید از لحظه هایی که برایتان بیشترین ارزشها را دارند، بگویید؛
دقیقا 25فروردین ماه سال 60در غرب کشور بود. فکر کنم فقط مقابل شهرستان شوش این اتفاق رخ داد، آن هم در عملیات یا مهدی عج.
یک گلوله به چشم راستم اصابت کرد، از زیر بینی و چشم چپم خارج شد. کل اتفاق همین بود.

جانباز چند درصد محسوب می شوید؛
70درصد. و نابینا از هر دو چشم. من صد در صد نابینا هستم.

بهتر نیست خودتان را به طور کامل معرفی کنید؛
جواد رضایی سیستانی ، متولد 24/11/41 در شهر مشهد. متاهل هستم.
چهار فرزند دارم یک دختر و 3 پسر و دارای مدرک لیسانس تاریخ هستم.

قبل از جانبازی هم با ورزش رابطه ای داشتید؛
درواقع من پس از دوران جانبازی شروع کردم. سال 1362در 3رشته کشتی ، وزنه برداری و گلبال فعالیت می کردم ؛ البته هر سه رشته در نابینایان.

و خیلی سریع هم وارد عرصه های بین المللی شدید؛
کم و بیش فعالیت می کردم. در مجموع 20 سال گذشته بیش از 40مدال طلا، نقره و برنز کشوری کسب کردم. بین سالهای 67تا 74نیز 6بار عضویت در تیمهای ملی را تجربه کردم.
3بار در تیم گلبال بودم که یک بار در پارالمپیک 88سئول به علت بازی نکردن مقابل اسرائیل از دور بازیها اخراج شدیم و بعد هم ما را از کل دهکده بیرون کردند. 2بار عضو تیم ملی وزنه برداری بودم که هر دو بار در وزن مثبت 110کیلوگرم شرکت کردم و در دو مسابقه جهانی امریکا و اسپانیا در سالهای 73و 74قهرمان شدم.
یکبار هم عضو تیم کشتی نابینایان بودم و در رقابت های جهانی هلند، سال 69در وزن 90کیلوگرم نایب قهرمان شدم.

اولین تیمی که پس از انقلاب حاضر به انجام مسابقه با اسرائیل نشد همین تیم گلبالی بود که شما در آن عضویت داشتید. با وجود این کمتر کسی از اصل ماجرا باخبر است؛
سال 67برای اولین بار تیم گلبال ایران در مسابقه های پارالمپیک شرکت می کرد. من هم برای اولین بار به این مسابقه ها می رفتم. تیمها به 2گروه تقسیم شده بودند و 7تیم هر گروه را تشکیل دادند.
ما 2بازی اول را به آلمان و فنلاند واگذار کرده بودیم و با هلند به تساوی رسیدیم. بازی چهارم بود که به اسرائیل خوردیم. این اولین رویارویی ورزشکاران ایرانی با اسرائیل بعد از انقلاب بود.
تا آن زمان هیچ تیمی به قید قرعه رودرروی آنها قرار نگرفته بود. ما رفتیم داخل زمین چند شعار مذهبی و سیاسی دادیم و آمدیم بیرون.

آن شعارها خاطرتان هست؛
بله. الله اکبر، لاالله الاالله و فلسطین پیروز است ، اسلام پیروز است.

از تبعات این کار نمی ترسیدید؛
نه. ما کارمان را کردیم. وظیفه هر ایرانی همین بود. مثل امروزی ها نبودیم که گواهی پزشکی ببریم. آن موقع خیلی شجاعانه تر برخورد می شد.
بازی بعدی ما مقابل مصر بود که ما را بازنده اعلام کردند و بعد هم همه بازیهای ما 3 بر صفر بود به سود حریفان اعلام شد. 24ساعت بعد از این موضوع هم ما را از دهکده اخراج کردند.

به تهران که برنگشتید؛
نه. کل تیم گلبال را به یک هتل در شهر سئول بروند. حدود 9روز از بازیها باقی مانده بود، ولی طوری برایمان بلیت برگشت گرفته بودند که باید کل کاروان یکجا بر می گشت.

در این 9 روز اتفاق جدیدی رخ نداد؛
نه. هیچ اتفاق خاصی نیفتاد.

این موضوع حتما بازتاب وسیعی داشت. این طور نبود؛
در آنجا بازتاب داشت. در هتل که بودیم برایمان مامور پلیس گذاشتند تا فعالیتهای سیاسی انجام ندهیم. هر 12ساعت هم پلیس ها عوض می شدند.
کاملا حواس همه به تیم ما بود. یک سری شبکه های فارسی زبان مثل بی.بی.سی هم دنبال مصاحبه بودند و با اطرافیان غیررسمی تیم صحبت هایی می کردند.
آنها می خواستند بدانند چرا ما این کار را کردیم.

واکنش ها در کشور چطور بود؛
پس از این که مسابقه ها تمام شد، امام پیامی برای این موضوع ارسال کردند و فرمودند: «نابینانان دل مرا شاد کردند» حتی این پیام در صحیفه نور هم درج شده است.
تمام دل خوشی ما به همین پیام امام بود. وقتی برگشتیم فرودگاه با منظره عجیبی مواجه شدیم. بعضی از اعضای کاروان مدال آورده بودند. از آنها استقبال خوبی به عمل آمد. از تنها کسانی که تجلیل نکردند همین تیم گلبال بود.
مثل امروزی ها نبود. با بی مهری تمام مواجه شدیم ، مثل بچه یتیم ها آمدیم و رفتیم دنبال کار و زندگی مان.

و چرا دیگر مثل گذشته ورزش را پی نمی گیرید؛
البته الان ورزش می کنم. عضو تیم گلبال خراسان هستم و در رقابت های جانبازان استان و کشوری بازی می کنم. دیگر سنم بالا رفته و فقط سالی یکبار در رقابت های کشوری شرکت می کنم.

فکر می کنید چه کمبودهایی در ورزش نابینایان و جانبازان وجود دارد؛
کمبودها که خیلی است. یکی از مشکلات اصلی جانبازان وسیله ایاب و ذهاب است و دوم این که جایگاه واقعی آنها هیچ وقت مشخص نشده است ؛ و البته این موضوع دیگر برای معلولان عادی شده است.
اگر جایگاه ها مشخص شود برای خود بچه ها هم راحت تر خواهد بود. می گویم باید به آنها بها بدهند؛ البته نه مثل افراد سالم ، ولی این همه اختلاف برای چه است؛
شما برای نمونه به اهدای جوایز نگاه کنید. به نظر من این همه اختلاف یک نوع ظلم است.

برخوردهای مردم با شما چگونه است؛
خب ، برخوردهای آنها براساس آنچه از افراد می بینند، است. مردم شخصیت ظاهری طرف ؛ نوع صحبت کردن و توانایی هایی را که دارد، ملاک قرار می دهند؛ اما اگر از یک نابینا شناخت بیشتری داشته باشند احترام لازم را خواهند گذاشت اگر چه برخوردهای بد آنها را هم باید به ندانستن طرف ربط بدهیم.

از دست دادن بینایی قطعا مشکلات فراوانی در زندگی برای شما به وجود آورده است. با این موضوع چطور کنار آمده اید؛
وضعیتم خوب است. خودم نابینا هستم ، ولی 23 سال است که با آن ساختم. دیگر به این شرایط عادت کرده ام. گردنم آنقدر کلفت هست که جلوی کسی خم نشود. زندگی خوبی دارم. هیچ وقت از تلاش کردن خسته نمی شوم.
الان رئیس هیات مدیره جامعه نابینایان خراسان و مدیر فرهنگسرای بصیرت مشهد هستم. ما 650 نابینا را تحت پوشش قرار دادیم و در خصوص امور مربوط به کاریابی ، ازدواج و کارهای فرهنگی تلاش می کنیم.

آیا هنوز هم یک نظامی محسوب می شوید؛
من نظامی ام. یک سپاهی غیرشاغل. از سپاه حقوق می گیرم و زندگی ام از همین طریق می گذرد. مثل خیلی ها جوایز ورزشی نقشی برای من ندارند.

علی رضایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها