در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انگیزه شما برای ایرانگردی با دوچرخه چه بود؟
سال 87 بود که دلم میخواست ذهنیت برخی مردم را نسبت به اعتقادات مذهبیمان ارتقا دهم. در همین افکار بودم که دوچرخه نظرم را برای سفر جلب کرد. به همین دلیل تصمیم گرفتم آیات قرآنی متعددی را حدود 124 هزار برگ به چاپ برسانم و در سفرم به مردم هدیه کنم.
در نهایت هزینه کل سفرتان چقدر شد؟
من سال 87 دو میلیون تومان پول داشتم. دیدم با این پول در سی سالگیام هیچ کاری نمیتوانم بکنم، نه فراهم کردن مقدمات یک زندگی نه اجاره یک خانه. با خودم گفتم حداقل یک کار مفید و جالب در طول زندگیام انجام دهم. سفرم را با یک سری وسایل کاملا ابتدایی شروع کردم؛ یک دوچرخه معمولی و یک نقشه که با خطکشی روی آن مسیرم را تقریبی مشخص کردم. برای من یک سری مشکلات مالی هم پیش آمد ولی کارم را رها نکردم تا جایی که کل استانهای ایران را دیدم. هزینه کل سفرم پنج میلیون شد که بخشی از آن را هم قرض کردم.
اگر پول نداشتید، پس احتمالا دوچرخهسوار حرفهای با وسایل مجهز بودهاید و همچنین بسیار اهل سفر و گردشگری؟
من دوچرخهسوار حرفهای نبودم. پانزده ساله بودم که دوچرخهام را دزد برد و هیچ گاه دوچرخه نداشتم تا همان سال 87. البته سابقه سفر با پای پیاده و یک کولهپشتی یا به وسیله اتوبوس را داشتم.
محور انتخاب آیات قرآنیتان چه بود؟
اولین بار در یک تابلوی فلزی در گلوبندک آیه 45 سوره بقره را دیدم که میفرماید: و با شکیبایی و نماز (در راه خدا) یاری جویید و بهراستی این (کار) بیگمان (باری) بزرگ است، مگر بر دلباختگان (به خدا). این آیه در ذهن من نقش بست و عمل به آن راهگشای زندگیام بود. آیه الکرسی هم حلال مشکلات زندگیام بوده است. کسی هم نپذیرفت تا اسپانسر من باشد. مگر یکی دو جایی که میخواستند کار خودشان را در پشت برگهها تبلیغ کنند. من هم نپذیرفتم. خودم 2000 آیهالکرسی چاپ کردم. بعد سراغ دارالقرآن رفتم و با کمک آنها 124 هزار برگه با آیات قرآن به چاپ رساندم و در طول سفرم به مردم هدیه دادم.
برخورد مردم چطور بود؟
مردم خیلی استقبال میکردند و با من دوست میشدند و مرا برای ناهار و شام و حتی خواب به خانههایشان دعوت میکردند. اتفاق بسیار جالبی که بارها برایم رخ داد، این بود که خیلیها از کوچک تا بزرگ فکر میکردند من خارجی هستم. بسیار برایم پیش آمد که وقتی جایی وارد میشدم، هر کس به اندازه خودش به انگلیسی با من صحبت میکرد. این بد است که سفرهای توریستی با دوچرخه آنقدر در کشور ما کم است که همه فکر میکنند یک گردشگر دوچرخهسوار حتما باید خارجی باشد.
از زیباترین دیدنیهای غیرمعروف که هنوز به یاد دارید، برایمان بگویید.
غار بیشابور در کازرون جای زیبایی است. حدود 14 کیلومتر که از کازرون عبور کنید، به روستایی میرسید که پرسان پرسان میتوانید کوهی را ببینید که این غار آنجا قرار دارد. 20 دقیقه طول میکشد تا از آن کوه بالا بروید. مجسمه بسیار بزرگی از شاپور آنجا قرار دارد که در زمان رضاخان بازسازی شده است. دیدن این مجسمه بزرگ در یک غار بالای کوه جذابیت زیادی دارد. آن زمان نگهبان و مراقب خاصی نداشت و به راحتی میشد آن را دید.
از زیباییهای جنوب کشور برایمان بگویید.
ساحل خلیج فارس واقعا زیباست. برای ما که در تهران زندگی میکنیم، اولین گزینه سفر در تعطیلات، شمال کشور است. من وقتی جنوب رفتم تازه فهمیدم که ایران فقط دریاچه خزر نیست. در قشم سفرههای آبرفتی دیوارههای خاصی را با حفرههای مختلف ایجاد کردهاند که به آن تنگه چاهکوه میگویند. اگرچه مسافتش دور است، ولی ارزش دیدن دارد. تخمریزی لاکپشتها در ساحل قشم هم دیدنی است.
اگر کسی دنبال خرید مناسب باشد، کجا را به او معرفی میکنید؟
بانه و سقز هنوز هم مرکز خرید خوبی به حساب میآیند و قیمتهای مناسبی دارند. البته برای خرید بویژه در عید، سمت قشم و گناباد هم شلوغ میشود.
اگر کوهنوردی بخواهد کفشهای مناسب کوهنوردی برای خود بخرد، بهتر است که به مهاباد برود. قیمت کفش کوهنوردی در مهاباد مناسب است.
این مناطق مناسب برای خرید، چه دیدنیهایی برای جذب مسافر دارد؟
در مهاباد غار آبی سهولان قرار دارد. یکی از زیباییهای آن، تصویری شبیه ستاره دریایی است که بر دیوار آن نقش بسته است. حیف است کسی به سمت کردستان برود و غار سهولان را نبیند. غارهای نمکی قشم هم زیباست.
حورا نژادصداقت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: