در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عجالتا اول برویم سر اصل مطلب، عرض به حضورتان که تازگیها با مسائلی روبهرو میشویم و چیزهایی میبینیم که به قول نقی در سریال «پایتخت» که میگفت: «دست بندازم دهن خودمو جر بدم» آدم دلش میخواهد دست بندازد دهن خودش را جر بدهد.
کلا این روزها با این اوضاع و احوالی که داریم، خدای نکرده فکر ناجور نکنید، اوضاع خیلی هم ناجور نیست فقط کمی گرانی و کمی بیتفاوتی و کمی ... بگذریم.
وقتی همین روزهاست که برویم سوپرمارکت و بگوییم: «آقا! ببخشید آدامس باز دارید؟ لطفا یه دونه بدید!»
وقتی فلان خودروی داخلی که به دلیل نقص فنی بسیارش بعد از هیتلر و چنگیزخان مغول بیشترین نقش را در کشتار دستهجمعی آدمها داشته، اما با این تفاصیل روز به روز قیمت آن افزایش پیدا میکند و باز ملت عزیز ما برای خرید آن از سر و کول هم بالا میروند.
وقتی هر روز یک مسیر ثابت را طی میکنید، اما سوار هر تاکسی که میشوید نرخ آن با تاکسی روز قبل متفاوت است؛ اگر اعتراض کنید در جواب شما قاطعانه میگویند که براساس نرخ تعیین شده از سوی اتحادیه عمل میکنند و اگر زبانمان لال برمواضع خودتان پافشاری کنید چنان محترمانه از تاکسی پیادهتان میکنند که تا یک هفته قادر به نشستن روی صندلی نباشید.
وقتی نرخ گوشت از این مغازه تا مغازه خیابان بغلی متفاوت است و اگر بپرسید چرا، چنان در مورد اصالت گاو و گوسفندهایشان برای شما تعریف میکنند که آرزو میکردید، ای کاش علف بودید و چنین گاو و گوسفندی شما را میخوردند.
وقتی که نرخ... بیخیال خسته شدیم. وقتی که این همه داد میزنیم و از مسئولان میپرسیم که اگر صدای ما را میشنوند، کاری بکنند و وقتی که تردید داریم اصلا صدای ما را شنیدهاند یا نه. آنها در جواب به قول پسر عمهزا در سریال کلاه قرمزی فقط میگویند: «ها شنیدوم، اهمیت ندادوم.»
در این بین از هر کسی که بپرسید اوضاع چطور است؟ بیبرو برگرد میگوید: «خراب آقا، خراب، پراید شده بیست میلیون تومان!» بعد بلافاصله یک پیامک جدید برای شما میخواند و هرهر میخندد و یک ایمیل طنز برایتان میفرستد.
وقتی... بگذریم. راستی یک پرسش مهم، شما جایی را سراغ دارید که کارش نظارت برقیمتگذاریها و کنترل قیمتهای بازار باشد؛ اصلا چنین جایی وجود دارد؟
خلاصه با تمام این تفاصیل واقعا قبول دارید که برای نجات خودمان به آن سه نکته مهم و اساسی که اول مطلبمان عرض کردیم، نیاز داریم.
و اما آن سه نکته مهم، عرضم به حضورتان که...
ای جانم! شما هنوز منتظر آن سه نکته مهم و حیاتی هستید؟ بمیریم که خودمان هم آن سه نکته را بلد نیستیم! اما نگران نباشید، مطمئنم که آن سه نکته اساسی وجود دارد. این جوری هم به ما نگاه نکنید، اتفاق خاصی نیفتاده است، ضمنا ما اگر آن سه نکته را بلد بودیم الان خودمان اینجا نبودیم!
مهیار عربی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: