اینها سوالاتی است که تمرکز بر طرح «رتبهبندی دانشگاههای کشور» پاسخشان را میدهد.
رتبهبندی دانشگاههای کشور، طرحی داخلی و بومی نیست که ما مبتکر آن باشیم، بلکه اینگونه طرحهای علمی، سالهاست در کشورهای توسعه یافته اجرا شده و هر ساله هم مورد بازنگری قرار میگیرد، اما در کشور ما به آن توجه چندانی نمیشود.
مثلا هنوز هم فهرست جامعی در اختیار دانشجویان، استادان دانشگاه، پژوهشگران و اهالی علم و اندیشه قرار ندارد که بتوانند با کمک آن شاخص، دانشگاههای قوی و ضعیف را از همدیگر تشخیص دهند.
شاید با خود فکر کنید این رتبهبندی چه تاثیر عملی و عینی میتواند بر وضع علمی دانشگاههای کشور داشته باشد، اما دامنه تاثیر این رتبهبندی به حدی گسترده است که بسیاری از کارشناسان آموزش عالی معتقدند با درجهبندی دانشگاههای کشور و افزایش رقابت علمی بین مراکز آموزش عالی که ناخودآگاه پس از این رتبهبندی اتفاق میافتد، نظام آموزش عالی در مسیر توسعه پایدارتری حرکت خواهد کرد.
چرا نمیتوان به رتبهبندیهای جهانی اکتفا کرد؟
هرساله بسیاری از پایگاههای علمی جهان، رتبه دانشگاههای سراسر جهان را منتشر میکنند و در این بین نیز برخی دانشگاههای ایرانی در این رتبهبندیها مورد ارزیابی قرار میگیرند.
به طور مثال، بر اساس آخرین رتبهبندی ISC «پایگاه استنادی علوم جهان اسلام» که هر ساله شرایط علمی مراکز دانشگاهی جهان اسلام را رصد و منتشر میکند، دانشگاه تهران با صد امتیاز رتبه اول و دانشگاههای صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، تربیت مدرس و دانشگاه علم و صنعت در رتبههای دوم تا پنجم قرار دارند.
دانشگاههای شیراز، صنعتی اصفهان، فردوسی مشهد، شهید بهشتی تهران و دانشگاه تبریز نیز به ترتیب در رتبههای ششم تا دهم قرار گرفتند.
در بین 30 دانشگاه وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران در رتبه اول و دانشگاه علوم پزشکی شیراز، دانشگاه پزشکی شهید بهشتی تهران، دانشگاه پزشکی اصفهان و تبریز هم در رتبههای دوم تا پنجم جای گرفتند.
همچنین بر اساس لابراتوار تحقیقاتی رتبهبندی دانشگاهها طبق عملکرد آکادمیک که به عنوان یکی از پایگاههای مطرح علمی جهان برای رتبهبندی دانشگاهها به حساب میآید نیز دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه صنعتی شریف در رتبههای برتر دانشگاههای ایران قرار دارند.
اما نکته بسیار مهمی که در این رتبهبندیها وجود دارد این است که این پایگاههای علمی، فقط تعداد محدودی از دانشگاههای ایران را نقد و بررسی میکند و همچنین، بیشترین تمرکز این رتبهبندیها به وضع علمی دانشگاهها معطوف شده است و به سایر امکانات فرهنگی، هنری و فیزیکی دانشگاهها کم توجه هستند. به همین دلایل است که گفته میشود رتبهبندیهای جهانی، نمیتواند نمای کلی و واقعی از وضع همه دانشگاههای ایران ارائه دهد و به این منظور باید یک طرح ملی و فراگیر اجرا شود.
حرکت کند «طرح رتبهبندی دانشگاهها»
تقریبا از اوایل دولت دهم، بحث اجرای رتبهبندی دانشگاههای داخلی کشور مطرح شده است، اما هیچگاه این طرح به سرانجام نرسید تا اینکه در خرداد 90، وزیر علوم تاکید کرد: تمام دانشگاهها با توجه به شاخصهای آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، دانشجویی و اجرایی رتبهبندی میشوند و مجموع امتیاز کسب شده به عنوان رتبه دانشگاه اعلام میشود که این آییننامه تا آغاز سال تحصیلی آینده نهایی میشود.
با آنکه ماهها از این وعده وزیر علوم میگذرد، اما همچنان خبری از اجرای این آییننامه نیست و به نظر میرسد کمبود بودجه وزارت علوم در سال 91 و جدی نگرفتن رتبهبندی دانشگاههای داخلی، از جمله مهمترین دلایلی است که اجرای این طرح ملی را به تعویق انداخته است.
بیتوجهی به سرانه هر دانشگاه در رتبهبندیها
در بسیاری از رتبهبندیهای داخلی، معمولا دانشگاههای بزرگ کشور در صدر فهرست قرار میگیرند، اما محمد علی زلفیگل، رئیس دانشگاه بوعلی سینای همدان به «جامجم» میگوید: اینکه در رتبهبندیها به سرانه دانشگاهها توجه نمیشود و دانشگاههای بزرگتر را در صدر فهرست قرار میدهند، نمیتواند نشاندهنده رتبه واقعی دانشگاههای داخلی باشد.
وی توضیح میدهد: اگر دانشگاهی با وجود 2000 عضو هیات علمی، 4000 مقاله علمی نوشته باشد، یعنی اینکه این دانشگاه به ازای هر استاد، دو مقاله منتشر کرده است؛ حال اگر دانشگاهی با 500 عضو هیات علمی، 2000 مقاله انتشار داده باشد، به این معناست که به ازای هر استاد، چهار مقاله منتشر کرده است، اما در رتبهبندیهای دانشگاهی به این نکته توجه نمیشود و دانشگاه بزرگتر را در صدر فهرست قرار میدهند.
زلفیگل با بیان اینکه رتبهبندی عالمانه دانشگاهها میتواند موجب بهرهوری نظام آموزش عالی شود، تاکید میکند: نکته دیگری که در رتبهبندیهای داخلی از آن غافل میشوند، مرتبه اعضای هیات علمی دانشگاهها و تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی است؛ یعنی اگر دو دانشگاه وجود داشته باشد که تعداد دانشجویان و تعداد استادان آن برابر باشد، باید دانشگاهی در رتبه بالاتر قرار بگیرد که تعداد دانشجویان ارشد و دکتری و همچنین تعداد «استاد تمام» بیشتری نسبت به دانشگاه دیگر دارد.رئیس دانشگاه بوعلی سینای همدان معتقد است در رتبهبندی دانشگاهها باید همه ویژگیهای یک دانشگاه مدنظر باشد و نباید تنها روی رتبه علمی دانشگاهها تاکید کرد.
وی میافزاید: در رتبهبندی دانشگاهها باید به همه امکانات فیزیکی، فرهنگی، فناوری، هنری نیروهای انسانی، مقالههای منتشر شده و اختراعهای ثبت شده یک دانشگاه توجه شود، زیرا اگر فقط روی یک مولفه تمرکز کنیم، نمیتوانیم رتبهبندی درستی داشته باشیم.
این کارشناس آموزش عالی با تاکید دوباره بر سرانه هر دانشگاه، یادآور میشود: اگر به سرانه هر دانشگاه توجه کنیم و خروجیهای علمی یک دانشگاه را بر اساس تعداد استادان و دانشجویان آن دانشگاه بسنجیم؛ در این صورت، رتبهبندی دانشگاهها بر اساس سرانه آنها موجب میشود هیچ رئیس دانشگاهی ـ حتی در دانشگاههای بزرگ ـ برای خودش حاشیه امنی درست نکند و همچنین دانشگاههای بزرگتر هم متوجه میشوند اگر اکنون در صدر فهرست قرار دارند، الزاما به این معنا نیست که آنها بهتر از دیگر دانشگاهها عمل کردهاند.
آیا میشود چند نوع رتبهبندی داشته باشیم؟
رتبهبندی دانشگاهها، فرآیند کوتاه مدتی نیست که بتوان آن را طی چند ماه انجام داد. این کار علاوه بر اینکه به علت گردآوری اطلاعات دقیق دانشگاههای مختلف، زمان زیادی میبرد، به بودجه قابل توجهی نیز نیاز دارد.
چالش دیگری که در رتبهبندی دانشگاهها مطرح میشود، اختلاف نظرها بر سر این است که آیا باید چند نوع رتبهبندی بر اساس امکانات هنری، فرهنگی، علمی و فیزیکی همه دانشگاهها وجود داشته باشد یا اینکه یک رتبهبندی جامعی انجام شود و در آن همه ویژگیهای یک دانشگاه، مدنظر قرار گیرد.
مجموع این مشکلات مالی، زمانبر بودن، وجود اختلاف نظرها و به طور کلی در اولویت قرار ندادن بحث رتبهبندی دانشگاهها از سوی مسئولان نظام آموزش عالی، دلایلی است که عنوان میشود رتبهبندی دانشگاهها و اجرای این فرآیند پرهزینه به عمر دولت فعلی نمیرسد و باید برای اجرای این طرح توسعه دانشگاهی، منتظر عملکرد مسئولان بعدی وزارت علوم بمانیم.
امین جلالوند/گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم