در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خوشبختانه این بار در نوروز92، شاهد پخش سری جدید این برنامه بودیم. برنامهای که در آغاز اشکالات و نقصهایی داشت، اما به عنوان گام نخست، تحسینبرانگیز بود و مهمترین ویژگی آن، مشارکت مردم و سهمدهی به مخاطب در برنامهریزی رسانه است، سین مثل سریال، امسال با سر و شکل و نگاهی تازهتر نسبت به گذشته، روی آنتن رفت. در این دوره به بررسی و انتخاب بهترین سریالهای نوروزی توجه شد و انصافا، برنامه امسال، نسبت به گذشته حرفهایتر بود.
اگر بپذیریم در جشنوارهها و محافل مختلف آثار توسط عدهای از هیات داوران مورد ارزیابی قرار میگیرد و سهم مخاطب (به عنوان صاحب اصلی اثر) تقریبا هیچ است، به این واقعیت میرسیم که نه فقط در تلویزیون که در سینما، تئاتر و سایر هنرها هم بشدت جای خالی داوری مردمی حس میشود. در واقع نظرسنجیهایی که مستقیم به انتخاب مخاطب مربوط شود و او برنده و بازنده را معین کند، کم داریم و در واقع نداریم.
با این اوصاف، پایهگذاری و تداوم برنامهای تلویزیونی که در آن داوران اصلی مردم هستند، قابل تامل است و یکی از دلایلی که نشان میدهد سین مثل سریال در این سری، رشد خوبی داشته است همین موضوع بوده که ظاهرا طراحان آن به این نکته پی بردهاند که باید برنامهای کاملا جدی را روی آنتن ببرند و مخاطبان، نه بهصرف سرگرم شدن که اتفاقا خیلی جدی و رسمی در مقام داوران این برنامه قرار گیرند و رأی و نظر خود را ارائه کنند. نگاهی که از همان تیتراژ نخست (با بهرهگیری از بازیگران خوب تلویزیون و سینما) عیان است و دلیل افزایش پیامکهای این برنامه هم دقیقا همین است که مخاطب احساس میکند این بار سین مثل سریال، یک جنگ زنده و سرگرم کننده که فقط قرار است مخاطبان را در عین مشارکت سرگرم و شاد کند، نیست و حالا او ایفاگر نقشی جدیتر است.
درباره اجرای امسال برنامه نیز باید گفت مجریان سین مثل سریال نقش مهمی در انتقال تغییر مهم امسال برنامه و حضور جدیتر مردم در قضاوت به عهده داشتهاند که در این میان، محمد سلوکی موفقتر از همکار خود بوده است. سلوکی پس از طی سالها تجربه اجرا و حضور در دو دوره همین برنامه دیگر فهمیده است باید خیلی جدی و کمی هم تخصصی (البته به زبان عام) با مهمانان سخن گفت، اما نبود چنین تجربهای در مورد محبوبه قاضی میرسعید (با اینکه خود نویسنده و کارگردان برنامه است) به چشم میآید. مجریان برنامه باید مواظب بودند که بحثها به سمت پرسشهایی از جنس زرد نرود یا به نان قرض دادن کشیده نشود. اینها موارد ریزی هستند که یک مجری توانا میتواند با رعایت آن، موجب ارتقای یک برنامه شود. این که چه سوالی از مهمان خود بپرسد و از همه مهمتر با چه لحن و ژستی آن را بپرسد، چراکه لبخند زدن و تبریک گفتن و نان قرض دادن در این برنامه هیچ جایی ندارد.
مورد بعدی حرفهای عمل کردن در انتخابهاست. شاید بهتر بود بهجای استفاده از روشهای مرسوم قرعهکشی در رقابتهای ورزشی، براساس میزان آرای مرحله اول برای هرگروه، یک سرگروه مشخص میشد و بعد، انتخاب دو زیرمجموعه بعدی از بین بقیه کارها صورت میگرفت و مساله بعدی، این پرسش است که چه تسهیلاتی برای برندگان و سازندگان سریالهای پرمخاطب در نظر گرفته میشود؟ آیا قرار است آنها با دیگران فرقی داشته باشند؟ آیا میتوان به عنوان مثال انتظار داشت گفته شود برترینهای نهایی در رشته بهترین سریالساز نوروزی، قطعا سریالهای سال بعد را خواهند ساخت؟
اگر باور داشته باشیم هویت سین مثل سریال بشدت از مخاطب گرفته میشود، ایجاد چنین زمینههایی سبب میشود مخاطبان، به این باور برسند که رأی آنهاست که برای مجموعه مدیریتی رسانه ملی تصمیمساز میشود.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: