با استاد دکتر کاظم معتمدنژاد مردی که «چشم» ما شد

نخستین بار که روبه رویش نشستم سال 1350 ، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، در کلاس درس بود. با موهای مجعد مشکی ، چهره ای آرام و کلام سحرآمیزی که از کهکشان گوتنبرگ
کد خبر: ۵۵۲۵۹
تا دهکده جهانی مک لوهان و تا فرداها بر زبان می راند.
من و دیگر دانشجویان سحر می شدیم و در پایان کلاس درس او قطره چینی می کردیم از اقیانوس دانش او که بی کران بود و تازه و پرحلاوت.
این چهره آرام و صبور مرد استواری است که در پایه گذاری علوم ارتباطات نوین و روزنامه نگاری و روابط عمومی در ایران نقش اصلی را داشت و در 25سال اخیر در احیائ این رشته دانشگاهی مرارت کشید و ایستاد تا دوباره آن را زنده کند و رشد دهد.
او توانست رشته ارتباطات را از یک شاخه فرعی که در دل علوم اجتماعی جای داده بودند ، به رشته ای مستقل تبدیل کند.
من این سالها را به یاد دارم که چگونه این راه را طی کرد تا دیگران را متقاعد سازد.
او به دیدار تصمیم گیرندگان می رفت ، سخن می گفت ، استدلال می کرد و هیچگاه خسته نمی شد.
من این سالها را به یاد دارم و لبخندهای رضایت او را وقتی ارتباطات را در سال 1368 از شاخه به رشته تبدیل کرد ، کارشناسی ارشد ارتباطات ایجاد کرد و به دکتری رساند.
چه تحملی دارد این مرد استوار. او هزار راه بسته را گشود ؛ از بن بست ها عبور کرد تا دروازه های ارتباطات اجتماعی را در ایران بگشاید.
در زمهریر پنجشنبه 3 دیماه به دیدارش شتافتیم. همکاران جوانم (نوید آقایی و احمد معینی جم) همراهی ام کردند تا در آستانه افتتاح دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی و تقدیر از مرد همیشه ماندگار عرصه علوم ارتباطات ایران و جهان ، از کلامش گرما بگیریم ، مردی از قبیله پرشوکت قلم که چشم ما شده است.
حالا من باز روبه رویش نشسته ام. موهای او سپید شده است و من خاکستری.


در ایران خیلی ها شما را به عنوان بنیانگذار روزنامه نگاری نوین می شناسند. به همین علت شما حتما اطلاعات زیادی در زمینه آموزش روزنامه نگاری در ایران دارید.از چه زمانی تشخیص داده شد به بحث آموزش در روزنامه نگاری در ایران باید توجه شود و ما هم باید به آن دست یابیم؛
ضرورت آموزش روزنامه نگاری به سالهای قبل از جنگ جهانی اول باز می گردد. تا آن موقع به روزنامه نگاری به عنوان امکانی که بتوان تبلیغات دولتی را با آن انجام داد، نگاه می شد.
اما از دوران پهلوی اول وزارت پست و تلگراف دوره هایی تشکیل داده بود که به کارکنانش آموزش می داد.
پس از این ماجرا و در اواخر حکومت رضاشاه کار جدی تر شد یعنی از طریق یکی از کمیسیون های سازمان پرورش افکار ، کلاس هایی تشکیل شد.
این سازمان از سال 1317 این دوره ها را شروع کرد که استادان آن هم نویسندگان صاحب نام آن دوره مثل محمد حجازی سعید نفیسی و عبدالرحمان فرامرزی بودند.
این فعالیت ها تا اوایل شهریور 1320 ادامه داشت و پس از آن تعطیل شد البته با گذشت چند سال و واقعه 28 مرداد 32تلاشهایی صورت گرفت تا این کلاسها دوباره تشکیل شود.
پس کلاس ها دوباره تشکیل شد؛
به شکل هایی. در همین دوره امریکایی ها که پس از کودتا در ایران نفوذ کرده بودند کمک هایی از نظر فرهنگی در اختیار ایران می گذاشتند البته مشخص است که این کمک ها در راستای فعالیت های خودشان بود.
در همین راستا آنها به تشکیل کلاسهای آزاد روزنامه نگاری اقدام کردند. این ماجرا ادامه داشت تا این که مدیر وقت روزنامه کیهان که استاد دانشکده حقوق هم بودند با توجه به این کار امریکایی ها ، تصمیم گرفت تا در دانشگاه تهران دوره لیسانس روزنامه نگاری تاسیس کند.
در سال 1335 کلاسها تشکیل شد. در همین هنگام هم اساسنامه و برنامه نخستین دانشکده روزنامه نگاری ایران تهیه شد.
آیا این ماجرا هم تا سالهای 37 و 38 که مدیر وقت روزنامه کیهان به فکر ایجاد دانشکده روزنامه نگاری در خود دانشگاه تهران افتاد، ادامه داشت؛
بله. در آن سالها ایشان علاوه بر این تصمیم گرفت عده ای از همکارانش در روزنامه کیهان را هم برای ادامه تحصیل در رشته روزنامه نگاری به خارج از کشور بفرستد. ایشان می خواست با این کار نیروی انسانی لازم برای شروع کار در دانشگاه را فراهم کند.
اولین فردی که به خارج از کشور اعزام شد خاطرتان هست؛
بله. اولین نفر دکتر حمید مولانا بودند که به عنوان خبرنگار در روزنامه کیهان فعالیت می کردند ایشان از طریق کیهان بورس گرفت و به امریکا رفت و در آنجا تا سال 41 تحصیلاتش را تا دوره دکتری ادامه داد.
بدین ترتیب اولین ایرانی که در خارج از کشور دکترای روزنامه نگاری گرفته است آقای دکتر حمید مولانا هستند.
نفر بعدی هم که به این امید که برگردند و کمک کنند به خارج از کشور رفت آقای دکتر ابوالقاسم منصفی بود که در سال 1339 به فرانسه رفت ، اما چون در فرانسه آن دوران دوره دکتری روزنامه نگاری هنوز دایر نشده بود ایشان دکتری علوم سیاسی گرفت و در یک موسسه خصوصی هم دیپلم عالی روزنامه نگاری را دریافت کرد.
خود شما چه سالی به خارج از کشور رفتید؛
با بازگشت دکتر منصفی و با سپردن کارها به ایشان در روزنامه کیهان ، من هم در سال 1340 به فرانسه رفتم و دکتری روزنامه نگاری ام را در پاریس گرفتم.
در کنار این ، تحصیل در دانشگاه حقوق پاریس را هم در دوره دکترای حقوق دنبال کردم.
در کنار اینها یک دوره خاصی که مخصوص روزنامه نگاری بود را در مرکز بین المللی آموزش روزنامه نگاری یونسکو که در دانشگاه استراسبورگ تاسیس شده بود، گذراندم. این را هم اضافه کنم که هدف از این دوره تربیت مدرسان روزنامه نگاری بود.
چه زمانی به ایران برگشتید؛
در سال 1343 به ایران برگشتم و فعالیت هایمان را برای تشکیل دوره آموزش عالی روزنامه نگاری آغاز کردیم.
همان ماجرای معروف که قبلا گفته بودید ، در حیاط روزنامه کیهان اتاقی به شما دادند و...
بله. موافقت شد که کارمان را آنجا شروع کنیم. بعدها اما ظاهرا همکاران موسسه نظر مساعدی به ما نداشتند و ما را مزاحم می دانستند.
آمدند آن اتاق را از ما گرفتند. ما هم مجبور شدیم 2 تا صندلی برداریم و به اتاق مجاور که اتاق نامه رسان ها بود برویم.
چند روز بعد دوباره دیدیم صندلی ها را هم برده اند ما هم مجبور شدیم برویم و در دفتر منشی مدیر موسسه کارهایمان را انجام بدهیم.
...و بالاخره چه زمانی کار به نتیجه رسید؛
مدتی بعد اولین کنکور ورودی برای تشکیل دوره آموزش عالی روزنامه نگاری را در روزنامه کیهان آغاز کردیم.
نام دوره را هم دوره عالی روزنامه نگاری روزنامه کیهان ، گذاشته بودیم.
در تیرماه 1343 حدود 600 نفر در این کنکور شرکت کردند که از میان آنها 25 نفر را انتخاب کردیم و در اتاق هایی در طبقه آخر ساختمان استیجاری کیهان در سازمان آگهی ها شروع به کار کردیم.
برنامه دوساله ما ترکیبی از دروس فارسی ، مصاحبه ، رپرتاژ و معلومات عمومی بود.
این برنامه ها را ما در کلاسها اجرا کردیم و در نهایت تصمیم گرفتیم تا رسمی اش کنیم.
برای همین هم در سال 1345 به شورای دانشگاه در وزارت فرهنگ و هنر که در آموزش و پرورش مستقر بود ، درخواست دادیم.
این درخواست هم که توسط دکتر مصباح زاده نوشته شده بود ، بر این مبنا شکل گرفت که : روزنامه کیهان با استفاده از کارهایی که تا حالا انجام داده ، می تواند در دانشگاه تهران دانشکده روزنامه نگاری مستقلی تاسیس کند.
پس از رفت وبرگشت های زیاد در مهرماه 1346 با این درخواست موافقت شد و اجازه تاسیس دوره لیسانس را با نام موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی گرفتیم.
در این موسسه ما 4 رشته روزنامه نگاری ، روابط عمومی و تبلیغات ، مترجمی و رشته عکاسی و فیلمبرداری داشتیم.
کنکوری برگزاری کردیم و برای این که هیچ سوءتفاهمی هم در رابطه با صحت برگزاری کنکور پیش نیاید ، زیر نظر دانشگاه تهران قرار گرفتیم.
...و نتیجه چه شد؛
نتیجه این که از میان 6هزار نفر ، 300نفر را انتخاب کردیم و چند هفته بعد هم در محلی که محل دانشکده علوم اجتماعی فعلی است ، کارمان شروع شد.
اگر ما سالهای قبل از این را سالهای تدارک روزنامه نگاری بدانیم ، این دوره ، دوره آغاز تجربه روزنامه نگاری به طور رسمی است.
از دانشجویان آن دوره شخص خاصی در نظرتان هست؛
بله ، از دانشجویان آن دوره یکی همین آقای دکتر محسنیان راد بودند. در ضمن این را هم بگویم که بالاخره در خرداد 1350 توانستیم اسم «دانشکده» را که به دنبال آن بودیم به دست بیاوریم.
کار دانشکده هم همین طور تا پیروزی انقلاب ادامه داشت البته در این میان رشته عکاسی را به علت هزینه بر بودن و مشکلاتی که داشت ، مجبور به حذفش شدیم ؛ اما از سالهای بعد ، رشته مدیریت موسسات ارتباطی و تبلیغات بازرگانی را دایر کردیم.
اسم دانشکده چه زمانی عوض شد؛
در سال 59 دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی در آنچه که الان به اسم دانشگاه علامه طباطبایی معروف است ، ادغام شد.
اسم این مجتمع در ابتدا گروه ادبیات علوم انسانی بود اما بعد به مجتمع دانشگاهی ادبیات و علوم انسانی تغییر کرد. در آخر هم همان اسم دانشگاه علامه طباطبایی در سال 63 برایش قطعی شد.
در این میان که ماجرای انقلاب فرهنگی پیش آمد ، باز هم گویا سرنوشت این رشته تغییر کرد.
بله. در آستانه پیروزی انقلاب ، من معاونت آموزشی دانشکده را داشتم.
مدتی بعد هم مسوولیت دانشکده را برعهده گرفتم. همان موقع هم تغییراتی ازجمله اضافه کردن درس حقوق ارتباطی به دروس انجام شد اما در مورد انقلاب فرهنگی.
در خرداد 1359 به خاطر مشکلات آن زمان دانشگاه ها تعطیل شدند. ما هم در همان دوره ها آخرین دانشجوها را هم فارغ التحصیل کردیم اما بقیه آنها ماندند تاسال 62 که دانشگاه ها مجددا باز شوند.
در دوره انقلاب فرهنگی ما واقعا نمی دانستیم سرنوشتمان چه می شود حتی نمی دانستم مسوولان به این رشته توجه می کنند یا نه تا این که در جلساتی که در ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد ، آقای دکتر غلامعباس توسلی که مسوول گروه علوم انسانی ستاد بودند ، گفتند: شما یا باید از این رشته صرف نظر کنید و یا بگذارید این گرایش 37 واحدی باشد و به همان صورت عملیاتی کاربردی استفاده شود.
ما هم هر چه فکر کردیم به این نتیجه رسیدیم که این کار از تعطیلی دانشکده بهتر است. برای همین پذیرفتیم.
...و از چه زمانی دوباره رشته به حالت مستقل درآمد؛
از سال 62 شروع به پیگیری دوباره استقلال رشته علوم ارتباطات اجتماعی کردیم که در سال 68 به نتیجه رسیدیم که رشته علوم ارتباطات اجتماعی به همان نام قدیم خودش و با 2 گرایش روزنامه نگاری و روابط عمومی احیاء شود.
در همین زمان با برپا شدن دوره کارشناسی ارشد هم موافقت شد. ادامه دوره فوق لیسانس هم از سال 72 تا 74 مطالعات گسترده ای روی تدوین برنامه دکتری انجام دادیم و در نهایت در دیماه سال 1375 هم توانستیم این دوره را راه اندازی کنیم.
آقای دکتر ، با این که سرعت طی شدن این فرآیند از تاسیس موسسه روزنامه نگاری تا رسیدن به درجه دکتری در دانشگاه با زحمت ها و تحمل های بسیار زیادی از سوی شما و همکارانتان همراه بوده اما سوالی که پیش می آید این است که ما نسل دهه 50را داشتیم که طی آن سالها ، تربیت شده های شما بوده و هستند و هنوز هم که هنوز است گردانندگان اصلی مطبوعات و به طور کلی رسانه ها هستند البته این افراد هم به سختی وارد مطبوعات شدند و جای خود را باز کردند اما انگار بعد از این نسل ، نسل های بعدی تا این حد نتوانستند خودشان را در مطبوعات جا بیندازند و فعالیت ها را در دست بگیرند. چرا؛ ایراد کار کجا بود؛ از نحوه آموزش یا عدم اعتماد مسوولان رسانه ها به فارغ التحصیلان بعدی؛
سوال بسیار خوبی است. 2 مشکل عمده در این راه وجود دارد. اول این که کنکور بر مبنای علایق نیست. یعنی خیلی ها به صورت تصادف از رشته روزنامه نگاری سر درآورده اند. این نکته جای تاسف بسیار زیادی دارد.
پس از انقلاب این ماجرا مشکلات زیادی برای ما و به طور کلی مطبوعات به وجود آورد.
الان هم در کلاسهای ما در خوشبینانه ترین حالت حداکثر 10 درصد دانشجویان هستند که آمادگی کار در مطبوعات را پیدا می کنند.
برای همین هم ما تصمیم گرفته ایم برای رشته روزنامه نگاری کنکور اختصاصی برگزار کنیم. اگر هم این کار براساس قوانین موجود تحقق پیدا نکرد ، می خواهیم خودمان بعد از کنکور سراسری امتحان دیگری بگیریم.
روزنامه نگاری هم مثل کارهای هنری ، فعالیتی ذوقی است یعنی شما باید ذوق و استعداد داشته باشید نه این که فقط برحسب تصادف وارد رشته روزنامه نگاری شوید.
مشکل دوم هم همان مشکل استقلال روزنامه نگاری است. تزلزل این رشته و عدم امید و اعتماد به آینده سبب می شود که مشکلات زیادی پیش بیاید.
در این میان هم طبیعتا اگر ضرورت روزنامه نگاری تخصصی را خیلی ها درک کنند ، بخش عمده ای از این مشکلات رفع می شود.
به پایان گفتگو نزدیک می شویم. شما را هم خیلی خسته کردیم. بفرمایید در این سالهای اخیر چه فعالیت هایی انجام شده و می شود. چه کارهای مهمی در عرصه روزنامه نگاری و تئوری های آنها باید انجام شود؛
ببینید ، طی سالهای گذشته جامعه نیاز خیلی بیشتری به روزنامه نگاران پیدا کرده و جایگاه آنها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است البته این را هم بگویم که در سالهای گذشته روزنامه نگاری حرفه ای هم خیلی مورد توجه بوده است.
پس از انقلاب و به خصوص در چند سال اخیر روزنامه نگاری سیاسی پیشرفت های محسوسی داشت. در ادامه این ، بیش از پیش ضرورت نیل به روزنامه نگاری حرفه ای آشکار شد و جایگاه آنها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت ، البته در چند سال اخیر هم روزنامه نگاری حرفه ای مورد توجه قرار گرفته ، هر چند پس از انقلاب و به خصوص در چند سال اخیر روزنامه نگاری سیاسی هم پیشرفت های محسوسی داشت.
اما با این همه بیش از پیش ضرورت نیل به روزنامه نگاری حرفه ای آشکار شد و من فکر می کنم با کمک فارغ التحصیلان برجسته که در روزنامه ها مشغول شدند به همین جا رسیدیم.
از زمان پایان جنگ به بعد و در دوره نوسازی هم حرکتی شروع شد که ما به سمت نهادهای ضروری برای روزنامه نگاری برویم و این مقدمه ای برای نهادی شدن روزنامه ها بود که براساس قوانین صنفی بتوانیم پیش برویم.
در کنار آن هم با توجه به حضور فارغ التحصیلان جدید ما توانستیم توجه همه را به روزنامه نگاری جلب کنیم.
می خواستیم در این وضعیت ، فضای عمومی برای روزنامه نگاری به وجود بیاید. حالا اگر این فضای عمومی حفظ شود باید قانونی هم تدوین کرد.
این شرط اول برای روزنامه نگاری است. شرط دوم هم تامین استقلال روزنامه نگاری است. با این همه باید محتوا هم خیلی خوب باشد.
وقتی محتوا خوب شد صاحبان آگهی هم به رسانه توجه می کنند و روزنامه ای که خوانندگان زیادی داشته باشد و آگهی هایش هم تامین شود حتما موفق است. اگر هم مشکلی به وجود بیاید کمک دولت خیلی می تواند موثر باشد.
آگهی ها باید چه نوع آگهی هایی باشند. در این وضعیت هر نوع آگهی را باید پذیرفت؛
نه ! آگهی ها نباید در میان مخاطبان روزنامه نیاز کاذب ایجاد کنند. در کنار همه اینها کمک های دولت هم باید نظام مند باشد.
با همه این تفاسیر باید بگویم آزادی مطبوعات و استقلال مطبوعات در گرو روزنامه نگاری تخصصی است. روزنامه نگاری مثل پزشکی رشته ای تخصصی است.

  • امروزه درست است که هر کس بر اثر حق مسلم آزادی بیان می تواند فعالیت کند و نظرش را بگویداما کار روزنامه تخصصی است

  • امروزه درست است که هر کس بر اثر حق مسلم آزادی بیان می تواند فعالیت کند و نظرش را بگوید.
    اما کار روزنامه تخصصی است و اگر ما در دانشگاه بتوانیم خوب این ماجرا را جا بیندازیم همان ماجرای دهه 50 پیش می آید.
    آن افرادی که در آن دوره آموزش دیدند ، خیلی خوب توانستند خودشان را نشان بدهند.
    برای حفظ همه این ویژگی ها که به آن اشاره کردید و برای نیل به اهداف جدید به وجود نهادهای جدیدتری لازم نیست؛
    حتما. برای همین مورد ما می خواهیم در کنار تشکل هایی که وجود دارد 2 لایحه قانونی و 2 متن در زمینه کار حرفه ای روزنامه نگاران تهیه کنیم تا بتوانیم شورای عالی رسانه ها را تشکیل دهیم.
    وظیفه این شورا چه خواهد بود؛
    اولین وظیفه این شورا حراست از آزادی رسانه هاست و وظیفه دوم هم تحقق معیارها و استانداردهای علمی است یعنی آنچه در رشته روزنامه نگاری می آموزیم ، رعایت شود.
    سومین وظیفه هم این خواهد بود که بر اجرای اصول حرفه ای و اخلاقی روزنامه نگاری نظارت شود.
    در کنار اینها هم کمیسیون ویژه ای برای رسیدگی به شکایات تشکیل خواهد شد تا به شکایت های رسیده از مطبوعات رسیدگی کند.
    یعنی درست مثل سازمان نظام پزشکی تا جایی که کار به جرم منتهی نشده ، این کمیسیون به آن رسیدگی می کند.
    اعضای این شورا چطور انتخاب می شوند؛
    این شورا منتخب جامعه است. در واقع نمایندگان قوه مقننه ، مجریه ، قضاییه و نمایندگان روزنامه نگاران و انجمن های صنفی در کنار تشکل های صنفی مدیران مطبوعات و نمایندگان جامعه مدنی در آن حضور دارند.
    اعضایش هم 9نفر هستند که برای دوره 4 ساله انتخاب می شوند. این اعضا تا یک دوره 4 ساله دیگر هم می توانند عضو باشند و در دوره بعد اجازه شرکت ندارند.
    با این شورا خیلی از مشکلات ما کم شده و حتی دادگاهها هم مراجعانشان در این زمینه پایین می آید.
    همچنین این شورا در آینده زمینه صدور هویت حرفه ای را فراهم می کند ، یعنی هم اهالی مطبوعات کارت هایی از این شورا دریافت می کنند.
    در کنار اینها هم متن دیگری به نام میثاق اصول اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری در 30 ماده تنظیم کرده ایم.
    در نهایت امیدوارم با اجرا شدن این طرح ها روزنامه نگاران هم مانند کانون وکلا ، نظام پزشکی و باقی نهادهای صنفی ، نهاد صنفی قدرتمندی داشته باشند که باعث دوری از هرگونه تزلزل در میان آنها شود.

  • زندگینامه پروفسور کاظم معتمد نژاد


    در سال 1313 در روستای مود از بخش مرکزی بیرجند متولد شد ، تحصیلات ابتدایی و قسمتی از تحصیلات متوسطه خود را در زادگاهش و قسمت دیگر را در بیرجند و سال ششم ادبی را در دبیرستان مروی تهران گذرانید.
    در سال 1336 به اخذ درجه لیسانس و در سال 1339 به اخذ درجه دکتری در رشته قضایی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران نایل گردید.
    وی در زمان تحصیل در دوره کارشناسی با مدیر وقت روزنامه کیهان که استاد ایشان نیز بود رابطه دوستانه ای برقرار کرد.
    وقتی استاد از دانشجویان دوره دکتری برای همکاری در کیهان دعوت کرد ، معتمد نژاد فرصت را غنیمت شمرده و به محیط روزنامه وارد شد.
    دیری نپایید که از مترجمی زبان فرانسه ، به مسوولیت گروه خارجی و مقالات ارتقاء یافت.
    روزنامه کیهان که به روزنامه نگاران تحصیلکرده نیاز داشت ، برای وی بورسیه ای از دولت فرانسه دریافت داشت.
    معتمد نژاد در دانشگاه سوربن فرانسه موفق به اخذ دکترای حقوق و علوم سیاسی و نیز دکترای تخصصی روزنامه نگاری از انستیتوی مطبوعات و علوم نظری دانشگاه پاریس گردید (1343).
    خدمات دانشگاهی ایشان از سال 1344 در سمت استاد یاری در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران آغاز می شود ضمنا - همکاری خود را از آغاز ورود به ایران با موسسه کیهان حفظ کرد.
    در سال 1343 موسسه کیهان پیشنهاد وی را برای یک دوره عالی روزنامه نگاری پذیرفت و برای این منظور از بین داوطلبان دیپلم ، 25 نفر انتخاب شدند.
    در پایان دوره 2 ساله ، اسم این دوره عالی به موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی تغییر کرد در سال 1350 یعنی زمانی که نخستین فارغ التحصیلان در بحبوحه اخذ دانشنامه بودند ، اسم موسسه به دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی تغییر یافت.
    دراین موقع از دانشیاری دانشکده حقوق دانشگاه تهران استعفا کرد و در دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی در سمت معاونت دانشکده مشغول به کار شد.
    از سال 56 تا 59 نیز سمت ریاست دانشکده را عهده دار بود. با پیش آمدن انقلاب اسلامی ، دانشکده مذکور تعطیل و در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان یک گرایش ادغام شد.
    با تعطیل شدن دانشگاه ها ، معتمد نژاد به پاریس رفت و در آنجا به تدریس و تحقیق پرداخت تا یاد وطن او را دلتنگ کرد و در سال 1368 به ایران بازگشت.
    معتمد نژاد مجددا - نسبت به توسعه رشته علوم ارتباطات و گشایش دوره ه ای کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری اقدام کرد تا سرانجام در سال 1375با پذیرفته شدن دوره دکترای ارتباطات در وزارت فرهنگ و آموزش عالی به آرزوی دیرین خود رسید.
    معتمد نژاد در حال حاضر استاد تمام وقت دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است و در سطوح مختلف آموزشی اشتغال به آموزش دارد.
    معتمد نژاد در تشکیل و عضویت انجمن های مختلف از قبیل: انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ، انجمن بین المللی تحقیق در ارتباطات جمعی ، انجمن بین المللی حقوق فضا ، انستیتوی بین المللی ارتباطات ، انجمن فرانسوی علوم ارتباطات و اطلاعات نقش عمده داشته است.
    معتمدنژاد بیش از 70 مقاله علمی به مجامع بین المللی و یا مجلات ارائه داده و یاخود در تشکیل سمینارها و کنفرانس های علمی نقش مهمی داشته است.
    در سال 1373-74 به عنوان استاد نمونه دانشگاههای کشور از دست ریاست جمهوری لوح نقدیر دریافت داشته و به پیشنهاد وزیر فرهنگ و آموزش عالی و حکم ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی از مهر ماه 1378 به عضویت هیات امنای دانشگاههای منطقه مرکزی منصوب شده است.

  • برخی از آثار استاد

    کتابها ، جزوه ها ، درس و گزارش ها با تکثر محدود:
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی.تهران : مرکز پژوهش های ارتباطات ، 1382، 244ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. ارتباطات بین الملل. تهران : دانشگاه علامه طباطبایی ؛ دانشکده علوم اجتماعی ، مهر 1369 ، 314ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. ارتباطات بین المللی. تهران : دانشگاه علامه طباطبایی ؛ دانشکده علوم اجتماعی ، 1372، 207ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. ارتباط جمعی غربی و انقلاب اسلامی ایران : بازنگری انتقادی نظریه های غربی توسعه بخشی ارتباطات در جهان سوم و تحقیق در پوشش خبری انقلاب اسلامی ایران در وسایل ارتباط جمعی غرب. تهران : سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ، تابستان 1367، 34ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. ارتباطات در خدمت انسان ها: برنامه بزرگ یونسکو برای سال های 85 - 1984. تهران : دانشگاه علامه طباطبایی ؛ دانشکده علوم اجتماعی ، آذر 1362 ، 90ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. ارتباطات و وسایل ارتباطی. تهران : دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، بدون تاریخ ، 337ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. ارتباطات و وسایل ارتباطی. تهران : دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، 1354 ، 51ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. حقوق ارتباط جمعی. تهران : دانشگاه علامه طباطبایی ؛ دانشکده علوم اجتماعی ، مهر 1369، 263ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. حقوق ارتباط جمعی. تهران : دانشگاه علامه طباطبایی ؛ دانشکده علوم اجتماعی ، بدون تاریخ ، 236ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. حقوق مطبوعات. تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها ، معتمدنژاد ، دکتر کاظم (و) ابوالقاسم منصفی. روزنامه نگاری. تهران : دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، 1350، 437ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم (و) ابوالقاسم منصفی. روزنامه نگاری : با فصلی جدید در بازنگری روزنامه نگاری معاصر. تهران : سپهر ، (1368چ 3) ، 566ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. روش تحقیق در محتوای مطبوعات : با کلیاتی درباره تجزیه و تحلیل در ارتباطات جمعی. تهران : دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، 1356 ، 490ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. روش مطالعه و بررسی مطبوعات. تهران : دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، 1349 ، 180ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. کتابشناسی ارتباطات جمعی در جهان سوم. تهران : دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، 1358 ، 37ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم (و) ابوالقاسم منصفی. ماکت سازی و صفحه بندی. تهران : دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، 1348 - 49 ، 67ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم (و) ابوالقاسم منصفی. مصاحبه و رپرتاژ. تهران : موسسه عالی علوم ارتباطات اجتماعی ، 1348 - 49 ، 98ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. مطالعات و تحقیقات انتقادی در ارتباطات اجتماعی. تهران : صدا و سیما ؛ واحد تحقیقات اجتماعی و ارزشیابی برنامه ها ، مهرماه 1368، 62ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. مطالعات و تحقیقات انتقادی در ارتباطات اجتماعی. تهران : سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ، تابستان 1367 ، 15ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم . مطبوعات ، تبلیغات و افکار عمومی. تهران : دانشگاه تهران ، دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی ، 1345 ، 101ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. مطبوعات و وسایل خبری : ارتباطات و مطبوعات در دنیای امروز. تهران : موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی ، 1346 ، 170ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. وسایل ارتباط جمعی. تهران : دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ، 1355 ، ج اول ، 434ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. وسایل ارتباط جمعی ؛ جلد یکم : چاپ دوم با اصلاحات و اضافات. تهران : دانشگاه علامه طباطبایی ، (1371 ج 2) ، 453ص (ج1).
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. وسایل ارتباط جمعی و خبری. تهران : موسسه عالی علوم ارتباطات اجتماعی ، 1348 ، 145ص.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. وسایل ارتباطی و خبری (ارتباطات و وسایل ارتباطی). تهران : موسسه عالی علوم ارتباطات اجتماعی ، بدون تاریخ ، 3ج.
    معتمدنژاد ، دکتر کاظم. [متن کامل سخنان ارائه شده در سمینار مدیران روابط عمومی های وزارت پست و تلگراف و تلفن].تهران : وزارت پست و تلگراف و تلفن ؛ روابط عمومی ، 1372 ، 10صفحه. و...

    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها