در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تجربه مرگبار
باشگاه کوهنوردی اسپلیت برنامه کوهنوردی تنظیم کرده و قرار بود کوهنوردان به یال جنوبی قله دماوند صعود کنند. بعد از آماده کردن وسایل مورد نیاز، گروه به سمت کوه حرکت کرد. رضا با 15 سال سابقه کوهنوردی به خوبی میدانست درنوردیدن کوه ممکن است مرگ هم در پی داشته باشد و به همین دلیل خانواده و دوستانش را در جریان گذاشته و حتی گفته بود ممکن است به خانه برنگردد.
گروه طبق برنامه از قبل تعیین شده به سمت یال جنوبی دماوند حرکت کرد اما رضا در خیالش به صعود به یال شمالی دماوند، که یکی از سختترین صعودها محسوب میشود، فکر میکرد. او میگوید: «میخواستم خودم را محک بزنم و ببینم میتوانم به یال شمالی صعود کنم یا نه. ساعت 10 صبح همراه دوستم رضا خلیل آبادی از گروه جدا شدیم و مسیر یال شمالی را در پیش گرفتیم. بعد از مدتی پیشروی احساس کردم قوای جسمیام تحلیل رفته و دیگر قادر به پیشروی نیستم. با شرایط نامساعد جسمی که داشتم تصمیم گرفتیم برگردیم پایین. خلیل آبادی جلوتر از من بود و من هم پشت سرش که یکدفعه پایم روی برفچال رفت و با سرعت خیلی زیاد روی یک سطح شیبدار به پایین سُرخوردم. شرایط بسیار بدی بود. در همان لحظه به تمام آموزشهایی که دیده بودم عمل کردم، اما نتوانستم خودم را کنترل کنم.»
خلیلآبادی معطل نکرد. خودش را سُر داد تا به رضا برسد. با اینکه رضا از کمر و بازو دچار آسیبدیدگی شده بود، اما هوشیاریاش را ازدست نداده بود. خلیلآبادی به سرعت او را به پناهگاه رساند تا از گزند سرما در امان باشد.
کوه گرفتگی حاد
خلیلآبادی به محض مستقر کردن دوست مصدومش در پناهگاه، با باشگاه اسپلیت تماس گرفت و آنها را در جریان حادثه قرار دارد. دکتر بهروز مقدسی، فرمانده تیمهای واکنش سریع(ایثار) سازمان امداد و نجات هلال احمر درباره روزحادثه میگوید:«با اطلاعاتی که باشگاه اسپلیت در مورد وضع مصدوم به من داد، به بچههای امداد گفتم مصدوم به احتمال قوی دچار کوهگرفتگی حاد شده و بهخاطر ضعف و نبود تعادل سقوط کرده است. برای کمک به او شرایط جوی دماوند را بررسی کردیم. یکی از بچهها از طریق گوگل ارث وضع جبهه شمالی دماوند را بررسی کرد. همکار دیگری هم مختصات مسیر صعود از جبهه شمالی را به GPSها داد. یکی دیگر هم وضع آب و هوای دماوند را رصد کرد. نتیجه بررسی آب و هوای منطقه نشان میداد فردای روز حادثه با شرایط جوی ناپایداری روبهرو خواهیم شد. با این اوضاع زمان زیادی برای نجات مصدوم در اختیار نداشتیم.» و این یعنی شروع یک جدال نابرابر میان تیم امداد و نجات و قله دماوند بود.
موانعی برسرراه نجات
ساعت 11 و 30 دقیقه شب، دکتر مقدسی بعد از انجام هماهنگیهای لازم با سازمان امداد و نجات و امداد هوایی سازمان امداد و نجات هلال احمر مجوز پرواز بالگرد را گرفت و قرار شد اولین پرواز بالگرد فردای روز حادثه در اختیار تیم امداد و نجات باشد. او میگوید: «به بچهها گفتم کولههایتان را طوری ببندید که انگار میخواهید به دماوند صعود کنید. شاید چند شب درگیر باشیم. همه چیز آماده بود. تجهیزات مورد نیاز مثل بسکت (سبد حمل مصدوم) وینچها، بیسیمها و تلفن ماهوارهای. تیم پروازی هم به سرپرستی کاپیتان گودرزی که عملیات بسیار سختی را با موفقیت در کنار هم انجام داده بودیم، آماده بود. صبح که شد با کاپیتان گودرزی درباره عملیات، ارتفاع، منطقه، سرعت وزش باد و آب و هوا درساعات آینده صحبت کردیم. نزدیک 9 صبح بالگرد به پرواز در آمد و من همراه چهار نفر از اعضای تیم ایثار (مهدی نظری، محمد خادم، علی کاظمی و مصطفی عباسی) و چهار نفر کادر پروازی به سمت دماوند حرکت کردیم.»
بالگرد سنگین، عملیات نجات را با مشکل مواجه میکرد. به تشخیص کاپیتان گودرزی بالگرد باید سبک میشد. او در منطقه مناسبی روی زمین نشست و سه نفر از اعضای تیم همراه بخشی از تجهیزات از بالگرد خارج شدند و دکتر مقدسی همراه یکی از بچههای امداد و تیم پروازی دوباره از روی زمین بلند شد: «کاپیتان گودرزی با مهارت تمام از یال شمال شرقی گذشت و به سمت یال شمالی ارتفاع گرفت. به جانپناه 5000 رسیدیم. خلیل آبادی که صدای بالگرد را شنید، از پناهگاه بیرون آمده بود و دست تکان میداد. کاپیتان تلاش کرد به جانپناه 5000 نزدیک بشود اما وزش باد، شیب بالا، نزدیکی کوه و نبود جای مناسب برای فرود اجازه این کار را به تیم پروازی نداد. بالگرد دوباره اوج گرفت و کاپیتان چند بار دیگر تلاش کرد تا به جانپناه نزدیک شود.»
غلبه بر ابرها
قرار بر این شد تیم امدادی در مکانی نسبتا مسطح پایین بپرند و بالگرد سراغ دو نفری (محمد و مهدی) برود که قبلا پیاده شده بودند. دکتر مقدسی همراه یک نیروی امدادی دیگر در ارتفاع 3600 متری در غرب یال شمالی دماوند پایین پریدند و بالگرد سراغ آن دو نفر رفت: «مهدی تماس گرفت و به او گفتم تا ارتفاع پنج متر اجازه پرش از بالگرد را دارند. اگر ارتفاع بیشتر بود راپل (فرود با طناب) کنید.» کاپیتان گودرزی به جانپناه نزدیک شد. درنگ کوتاهی کرد و بعد از باز شدن در مهدی و محمد از ارتفاع پنج متری به بیرون پریدند. بالگرد دوباره اوج گرفت. مهدی تماس گرفت و گفت: کنار مصدوم هستیم، هوشیار است اما از درد کمرش شاکی است. مقدسی توضیح میدهد: قرار شد دونفراز بچهها برای مصدوم سینه صندلی (وسیلهای برای حفاظت و انتقال وزن بدن در برابر سقوطهای احتمالی) آماده کنند که بتوان با وینچ آن را بالا کشید. به مهدی گفتم همراه مصدوم برو اما باید بدنش بالاتر از بدن تو قرارگیرد تا بتوانی حمایتشکنی. ارتفاع بالا و مکان نامناسب اجازه نمیداد تیم امدادی زمان زیادی برای بالا کشیدن مصدوم داشته باشند، اما دکتر مقدسی با احتساب مشکلات پیشرو گفت 20 ثانیه کافی است تا مصدوم بالا کشیده شود و بالا هم کشیده شد. مدتی بعد کاپیتان با دورزدن ابرهایی که سد راه مسیرش بودند، بالگرد حامل مصدوم را در حیاط سازمان امداد و نجات به زمین نشاند و آمبولانس او را به بیمارستان فیاض بخش منتقل کرد.
خطرات مرگبار
اجرای عملیات نجات کوهنورد مصدوم از نظر دکتر مقدسی چند ویژگی خاص دارد که آن را از سایر عملیات نجات مستثنا میکند: «این عملیات نجات در یال شمالی دماوند انجام شد که شیب بسیار تندی دارد وتا به حال هیچ عملیاتی در این قسمت انجام نشده بود. آن منطقه جایی برای فرود بالگرد نداشت و کوچکترین بیدقتی باعث میشد بالگرد به کوه کوبیده شود. مسئولان میگفتند به علت اینکه در چپ و راست این یال یخچال وجود دارد و مسیر صعبالعبور است امکان اجرای عملیات نجات وجود ندارد. پرش از ارتفاع پنج متری هم بسیار خطرناک بود و اگر تیم نجات دارای آمادگی لازم نبود ممکن بود منجر به آسیبدیدگی آنها شود. جایی که قرار بود بچههای امداد و نجات از بالگرد در حال پرواز روی آن بپرند، مکانی به ابعاد دو متر در دو متر بود و اگر افراد تمرین و آمادگی جسمانی کافی نداشتند، از روی آن به پایین سقوط میکردند. او ادامه میدهد: مصدوم ستون فقراتش آسیب دیده بود و در حین انتقال زمینی اگر او را درست جابهجا نمیکردیم ممکن بود قطع نخاع شود. از طرف دیگر زمین یخ زده و شیشهای بود و اگر مراقب نمیبودیم احتمال اینکه بسکت حامل او از دستمان رها شود و سقوط کند بسیار زیاد بود. علاوه بر اینها مصدوم چون درون بسکت تحرکی نداشت، احتمال اینکه دچار یخزدگی شود زیاد بود. برای همین کاملا او را با لباس پوشانده و درون کیسه خواب گذاشته بودیم. امکان اینکه این عملیات را زمینی تمام کنیم وجود نداشت. اگر اینکار را میکردیم، قطعا چند قربانی میدادیم.
مقدسی میگوید: توصیهمان به کسانی که تازه میخواهند کوهنوردی کنند این است که بتدریج این کار را انجام بدهند و برای شروع از ارتفاعات کمتر شروع کنند تا سیستم بدنیشان تلنگری بخورد و در شرایط کم اکسیژنی با محیط همهوایی کند. بعد از همهوایی میتوانند ارتفاع را افزایش بدهند تا در ارتفاعات بالاتر دچار کوه گرفتگی نشوند. در زمان کوهنوردی و بخصوص فصول سرد بهتر است مایعات بیشتری مصرف و حتما خودشان را گرم کنند. فعالیت زیادی هنگام کوهنوردی نداشته باشند تا بدنشان در شرایط کم اکسیژنی قرار نگیرد.
لیلا حسینزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: