فولادماهان برای دومین سال پی در پی در لیگ برتر، سوم شد. شهرداری گرگان در بازی آخر، رسیدن به این مقام را برایتان راحتتر کرده بود. کمی از آن بازی و تکرار مقام سومی توضیح بده.
به نظر من گرگان پیش از پلیآف دوم، بهترین نتیجه ممکن را در لیگ امسال گرفته بود. چهارمی بهترین نتیجهای بود که گرگان میتوانست به آن دست یابد. آنها با بردن همیاری زنجان کار بزرگی کرده بودند و بیشتر از این از آنها انتظار نمیرفت. به هر شکل دیدار با گرگان یک دیدار یکطرفه بود.
با اینکه مقام سومی در لیگ هم عنوان بدی نیست اما همه از فولادماهان انتظار قهرمانی داشتند، چرا این اتفاق نیفتاد؟
مسائل زیادی دخیل بود. ما از ابتدا با فکر قهرمانی، لیگ را آغاز کردیم، اما تیمی که با پنج بازیکن بازی میکند و دو نفر از آنها مصدوم میشوند روال تیمی خود را از دست میدهد. اگر این مصدومیتها نبود ما بازی دوم را در تهران مقابل مهرام برده بودیم و بلافاصله در اصفهان بازی را میبردیم اما این مصدومیتها لطمه زیادی به ما زد و هنگام بستن تیم، همه تیم براساس حضور یک بازیکن خاص بسته شد که او هم نیامد و شیرازه تیم به کلی از هم پاشید. از سویی با عوض شدن بازیکن خارجی روال تیم به هم ریخت. تیم امسال ماهان یک تیم جدید بود؛ بعضی از بازیکنان ذوبآهن به تیم اضافه شدند، سامان ویسی اولین سالی بود که بعد از آسیبدیدگیاش در لیگ حضور داشت و زمانی که تیم به روند رو به رشدی رسید محمدرضا فلاحت، اوشین ساهاکیان و من مصدوم شدیم. از این لحاظ واقعا سال خوبی برای من نبود. لیگ را با مصدومیت شروع و تمام کردم. همچنین سه تیم بالای جدول شرایط یکسانی داشتند و از ابتدا کسی نمیتوانست بگوید کدام یک حتما قهرمان میشود، چون رقابتها نزدیک و فشرده بود.
بازیکنان خارجی تیم تا چه اندازه با توجه به نیازهای تیم انتخاب شده بودند؟
کریس ویلیامز بازیکن شناخته شدهای است اما به نسبت سالی که در مهرام بود برای تیم ما خوب بازی نکرد. پتروشیمی اگر هزینه هنگفتی را خرج بازیکن خارجی خود کرد، نتیجه آن را دید اما بازیکنان خارجی ما خیلی کارساز نبودند. مقطعی هم تصمیم گرفته شد که نیکولاس از تیم برود و در آن موقعیت زمانی، یافتن بازیکن خوب جایگزین سخت بود و بر این اساس بازیکن جانشین خیلی خوبی جذب نشد. در کل عملکرد بازیکنان خارجی راضیکننده نبود.
کادر فنی تیم چقدر در این ناکامی تاثیرگذار بود؟
همواره بحث مربی با مربی فرق دارد؛ صادق زاده ترجیح میدهد تیم خوب بازی کند نه اینکه بازیکنی ستاره میدان باشد و همه توپها به او ختم شود. اگر دقت کنیم راشاد اندرسون، بازیکن خارجی فصل قبل، در تیم ماهان ستاره نبود اما در تیم ذوبآهن، یکباره در یک بازی 40 امتیاز به دست آورد. این به تفکر مربی برمیگردد که چه کارهایی از بازیکن میخواهد. در آن بازی همه توپها به راشاد ختم میشد و او از این فرصتها استفاده کرد، اما در تیم ما «تیم» بازی میکند نه بازیکن. امسال در تیم ما بازیکن ستاره وجود نداشت و همه به یک نسبت در گرفتن امتیازها دخیل و مشارکت داشتند و تیمی بازی میکردند. بعد از بازی با مهرام خیلیها مصاحبه کردند که اگر فلان بازیکن در زمین حضور داشت ماهان شکست نمیخورد یا مربی، درست از مهرهها استفاده نکرد. در حالی که مربیان همین تیمها اگر یک بازیکن اصلیشان را نداشتند یا مصدوم بود چطور میتوانستند در فینال با این شرایط بازی کنند؟ من به دلیل این مصدومیت با 40 درصد توانم بازی کردم. اگر تیم در شرایط ایدهآل و بدون این مشکلات نتیجه را واگذار میکرد میشد کادرفنی و مربی و بقیه را مقصر دانست.
برنامه جواد داوری برای فصل بعد چیست؟ آیا در ماهان میماند؟
من به تیم فولادماهان علاقه زیادی دارم چون تنها تیم شهرم است و ترجیح میدهم در اصفهان بمانم، اما امیدوارم برای سال بعد بازیکنان هماهنگتر شوند. من پنج سالی بود که با بازیکنان ذوبآهن بازی نکرده بودم و تیم خیلی ناهماهنگ بود. بقیه مسائل هم به تصمیم سرمربی و مدیر باشگاه بستگی دارد.
لیگ امسال را در مجموع چطور دیدی؟
لیگ، فراز و نشیبهای زیادی داشت؛ تیمها کم و به دو دسته تقسیم شده بودند و پنج تیم بالای جدول در یک سطح قرار داشتند، دانشگاه آزاد به دلیل مصدومیت بدشانسی آورد، در غیر این صورت حتما چهارمی برای این تیم بود. تیمهای نیمه دوم جدول هم خیلی بازیهای سنگین و نزدیکی را ارائه کردند و واقعا پیشبینی نتایج سخت بود. امیدوارم در آینده اسپانسرهای قویتری وارد لیگ شوند و از این رشته پرطرفدار حمایت بیشتری انجام شود.
کیفیت داوریها چطور بود؟
تیم ما در پلیآف خیلی از داوریها متضرر شد و داوریها حرف و حدیث زیادی داشت، ولی دیگر همه چیز تمام شده است. امسال داوران جوانی در لیگ سوت زدند که اگرچه عملکرد خوبی داشتند اما خیلی عالی نبودند و با 70 درصد توانشان سوت زدند، اما چون جوان بودند و کم سن و سال، بنابراین پشتوانههای خوبی برای پنج، شش سال آینده بسکتبال ایران هستند؛ البته اگر تا آن زمان لیگی وجود داشته باشد.
فشردگی رقابتها و اصرار برای برگزاری رقابتهای لیگ تا پایان سال چه اثری روی روند تیمها دارد؟
اگر رقابتهای غرب آسیا، جام باشگاهها و بازیهای کشورهای اسلامی که قرار است سال آینده برگزار شود، نبود فدراسیون مجبور به برگزاری فشرده مسابقهها نمیشد و بازیکنانی مثل ما زمان بیشتری برای بهبودی داشتند. ای کاش اگر اصرار به این نحوه برگزاری بود حداقل بازیها زودتر آغاز میشد.
چه پیشنهادی برای کیفیتر شدن رقابتهای لیگ بسکتبال داری؟
به نظر من میتوان یکسری ایراد از بازیهای پلیآف گرفت، چون باید برای تیمی که در جدول ردهبندی در رده بالاتری قرار دارد در این مرحله و در بازیهای سه از پنج حق انتخاب بیشتری قائل شد و به جای میانگین گل برای انتخاب میزبان بازی پنجم، تیمی که در رده بالای جدول قرار داشته به خودی خود میزبان شود. این کار در لیگهای دنیا مرسوم است و همواره شرایط منطقی و ایدهآلتری را برای تیم بالاتر در نظر میگیرند.
به نظرت کدام یک از بازیکنان جوان حاضر در لیگ میتوانند جایگزینهای خوبی برای جواد داوری در آینده باشند؟
شاید خیلیها این موقعیت را داشته باشند اما هر بازیکنی باید بداند برای پیشرفت باید همزمان دانش بسکتبال خود را بالا ببرد. من معتقدم بازیکنان جوان با درایت و با به دست آوردن تجربه در کنار مربیان، نباید فرصتهای یادگیری را از دست بدهند؛ چراکه معتقدم بسکتبال ایران پدیدههای زیادی را در خود جای داده است.
محمد رضاپور / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم