برومند در سریال «آب پریا» حفاظت از محیط زیست را در فضایی فانتزی به تصویر کشید

خشت اولی که درست گذاشته شد

ناگفته پیداست که مدت‌هاست بازار آثار سینمایی و تلویزیونی کودک و نوجوان کساد است. قبل از این‌که این آثار به طور کامل به دست خاطره‌‌ها سپرده شود، در اقدامی قابل تحسین یکی از اهداف مهم شبکه دو پخش آثار مربوط به کودکان و نوجوانان تعیین شد. همین اقدام باعث شد شمار فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی در این زمینه بیشتر شود و در واقع روحی به جسم نیمه‌جان آثار کودک و نوجوان دمیده شود.
کد خبر: ۵۵۲۱۸۰

در ادامه این داستان پای فیلمسازان نام‌آشنایی که خاطره خوبی از خود به جا گذاشته‌اند و مدتی بود حضوری کمرنگ داشتند هم دوباره به تلویزیون باز شد و در نتیجه این امیدواری به وجود آمد که نمونه‌های موفق فیلم و سریال کودکان و نوجوانان دوباره تکرار شود. مثل «کلاه قرمزی» که هر سال موفقیت شبکه دو را تضمین می‌کند و به یکی از برنامه‌های اصلی نوروز تبدیل شده که حتی احتمال پخش‌ نشدن آن هم می‌تواند باعث نارضایتی‌های فراوان شود. امسال عیدانه شبکه دو شامل مجموعه‌ای دیگر هم بود که از همان روزهای اول مخاطبان خود را پیدا کرد. سریال «آب پریا» از همان ابتدا به واسطه وجود نام مرضیه برومند به عنوان کارگردان، کنجکاوی لازم برای دیده شدن را ایجاد کرد. مرضیه برومند کارگردان شناخته‌شده و موفقی است که «مدرسه موش‌ها»، «شهر موش‌ها»، «خونه مادربزرگه» و «قصه‌های تابه‌تا» از جمله آثار اوست. شمار آثار این کارگردان خیلی بیشتر از همین چند سریال است، اما اینها سریال‌هایی بودند که در زمان پخش، این انگیزه را ایجاد کردند که مردم برای دیدن‌شان برنامه‌ریزی و روزشماری کنند. آنچه از کارنامه برومند می‌توان یافت، این است که او صحبت کردن با بچه‌ها را بلد است، می‌داند برایشان چطور قصه تعریف کند و می‌داند شخصیت‌های دوست‌‌داشتنی بچه‌ها باید چه خصوصیاتی داشته باشد.

در سریال آب پریا تمام این دانسته‌ها به کار گرفته می‌شود تا شخصیت‌هایی دوست‌داشتنی، داستان‌هایی هدفمند را برای بچه‌ها طراحی ‌کنند که آموزش‌های مورد نظر را با زبانی شیرین به آنها منتقل کند. دغدغه اصلی آب پریا نشان دادن مشکلاتی که محیط‌زیست را تهدید می‌کند و آگاهسازی بچه‌ها نسبت به آنهاست. براساس این هدف، داستانی تخیلی شکل گرفته که قراردادها و دنیای خاص خودش را برای بچه‌ها مطرح می‌کند و بعد با دستور زبان ویژه، کاستی‌ها و خطاهایی را که از آدم‌ها سر می‌زند و در پایان به ضرر خودشان تمام می‌شود به نقد می‌کشد. شخصیت‌های این سریال، خاله‌ها، مادر و پدرهای همیشگی نیستند که بچه‌ها آنها را بشناسند، بلکه این شخصیت‌ها قبل از این وجود نداشته‌اند و حالا اولین خشت‌ آنها با آن زندگی عجیب و غریب‌شان پایه‌گذاری می‌شود. بچه‌ها آنها را در همین سریال می‌بینند و می‌شناسند، با زندگی‌شان آشنا ‌شده و با آنها دوست می‌شوند. این که شخصیتی از «هیچ» ساخته شود، یعنی تمام خصوصیات آن از تخیل سرچشمه گرفته باشد، کار سختی است که نزدیک شدن به آن جرأت زیادی می‌خواهد. آب پریا و شخصیت‌های اصلی‌اش که همه پری هستند، مثل زی‌زی‌گولو، موجودات ناشناخته و منحصر به‌فردی هستند که قابلیت‌های عجیب‌شان، درخت تخیل بچه‌ها را شکوفا می‌کند.

برومند می‌داند​ تا چه حد می‌تواند به تخیل بچه‌ها مجال بروز دهد و از ذهن خلاق و آزاد آنها استفاده کند تا منطقی‌ترین، زمینی‌ترین و انسانی‌ترین آموزش‌ها را به آنها بدهد. برخلاف بزرگسالان که اغلب هر چه داستان جنبه تخیلی بیشتری داشته باشد، حساس‌تر می‌شوند تا منطقی در آن کشف کنند، بچه‌ها بیشتر اوقات خود را به دست داستان می‌سپارند و ویژگی‌های آن را بدون چانه زدن می‌پذیرند. اکثر بچه‌ها کاری به کار این ندارند که برف‌پری که مدام خواب‌آلود بود و نشسته خوابش می‌برد، چرا حالا دیگر تقریبا هوشیار است، اما از آنجا​​ که مخاطب آب پریا فقط بچه‌ها نیست، در ذهن بزرگ‌ترها سوالاتی نظیر این شکل می‌گیرد. در مورد این سریال می‌توان سوالاتی مطرح کرد و نقدهایی نظیر این که بخش‌هایی از داستان بیش از اندازه کش و قوس پیدا می‌کند یا این که مثلا در خانه اپوش هیچ اتفاق جالب یا متفاوتی نمی‌افتد به جز تهدید آب‌پری، به سریال وارد است، اما تمام اینها با جذابیت‌های دیگری جبران می‌شود. مثلا همین که دیدن اپوش هر بار ترسناک است و احتمالا چشم بچه‌ها را گرد می‌کند، همین که صدای نازک و جیغ مانند رشک‌پری مو به تن بچه‌ها راست می‌کند، همین که آب‌پری با آن حالت معصومانه و مظلومانه در چنگ این خانواده بی‌شاخ و دم گرفتار است، به خودی خود این ظرفیت را دارد که بچه‌ها را از شنیدن قصه‌ای جدید یا اقدامی تعیین‌کننده از طرف آنها بی‌نیاز کند. یادمان نرود​ اپوش شخصیتی شبیه به «اسمشو نبر» شهر موش‌ها دارد. مگر اسمشو نبر چه حرف خاصی می‌زد یا چه نقشه‌های زیرکانه‌ای می‌کشید جز این که موش‌ها را در سکوت تعقیب می‌کرد؟ اما همین تعقیب، همین که یکی از موش‌ها چند لحظه در دست او اسیر بود، از ترسناک‌ترین صحنه‌های برنامه‌های کودکانه آن زمان بود.

سر و شکل آب‌ پریا نشان می‌دهد​ برای ساختن آن زحمت زیادی کشیده شده است. از سفرهای پی در پی گروه به شهرهای مختلف گرفته تا لباس‌ها، گریم‌ها و جلوه‌های ویژه‌ای که پشت هر کدام از آنها فکری وجود دارد. درست است​ در مورد هر کدام از این شاخصه‌ها می‌توان نکاتی را یادآوری کرد که شاید به بهتر شدن اثر کمک کند، اما بهتر است اینها را نادیده بگیریم و به این توجه کنیم که اگر تا الان دنیای «تابه‌تا» به طور کامل تمام نشده و تأثیرش را در ذهن مخاطب از دست نداده، آب‌ پریا و سریال‌هایی شبیه آن هستند که باز هم می‌توانند دنیای فانتزی را زنده نگه دارند. پس بهتر است خسته نباشید بگوییم به گروهی که با وجود مشکلات فراوان و امکانات اندک، آثاری قابل احترام برای مخاطبان کم سن و سالی می‌سازند که هنوز با تلویزیون قهر نکرده‌اند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها