این معضل، آقامجید را دچار استرسی میکند که در روزهای نزدیک به نوروز بیشتر میشود.
تا چند سال پیش آقا مجید و نرگس خانم از این مشکلها نداشتند. آنها روزهای عید را با خوشحالی آغاز میکردند و با خوشحالی هم به پایان میبردند.
اما در سه چهار سال اخیر که بچهها کودکی را پشت سر گذاشتهاند و بهدوران نوجوانی رسیدهاند، روزهای عید کمی با سختی میگذرد.
به اعتقاد دوقلوها یعنی نگار و نگین، این آقامجید و نرگس خانم هستند که سخت میگیرند وگرنه مشکل چندان جدی نیست. البته جدی که نه، بلکه حتی مشکل هم نیست.
دوقلوها علاقه عجیبی به برنامههای تلویزیون دارند. این علاقه در روزهای نوروز و با آغاز پخش سریالهای نوروزی از شبکههای مختلف بیشتر هم میشود.
آنها هیچ سریالی را از قلم نمیاندازند. تماشای برنامههای شاد ویژه نوروز هم که ردخور ندارد.
همه اینها وقتی به معضل تبدیل میشود که قرار است آقامجید و نرگس خانم به بازدید اقوام بروند. تا چند سال پیش، آقامجید از قوه قهریه بهره میگرفت تا بچهها را هر طور شده به مهمانیهای عیدانه ببرد، اما حالا این کار امکانپذیر نیست. حالا خانواده آقامجید بشدت فرزندسالار شده، بنابراین آقامجید و نرگس خانم مانند سال اول که ازدواج کرده بودند، با هم به بازدید اقوام میروند. تنها جایی که بچهها با پدر و مادر خود همراه میشوند، خانه پدربزرگها و مادربزرگهاست. این اتفاق هم کاملا هماهنگ شده رخ میدهد. یعنی بازدید باید زمانی صورت بگیرد که هیچ سریالی در حال نمایش نباشد.
طبق تصمیم دوقلوها، خانواده آقامجید هر جایی باشند، باید قبل از آغاز سریال به خانه برسند. تا این جای کار مشکلی نیست. مشکل زمانی آغاز میشود که اقوام دور و نزدیک از آقامجید میپرسند: «پس نرگس و نگین کجان؟ چرا نیاوردینشون؟»
آقامجید در این مواقع منتظر میماند تا نرگس خانم بهعنوان یک نیروی کمکی وارد بحث شود. نرگس خانم هم با گفتن این جمله، آقا مجید را از مهلکه نجات میدهد: «بچهها درس داشتن!»
این جمله، خاله و عمو و دایی و عمه را قانع نمیکند. دوقلوها هم قانع نمیشوند که حتما باید در بازدیدها حضور داشته باشند. ارائه طرح تماشای تکرار سریالها از سوی آقامجید، طرحی ناکام است که هیات دو نفره دوقلوها آن را تصویب نمیکند.
البته جای شکرش باقی است که بعضی بزرگترهای فامیل هم دید و بازدیدها را به زمانی بجز پخش سریالها موکول کردهاند.
الهام صالح