شنبه 22 مرداد 1373
ساعت 11، آقای میرشفیعی حکم مدیرکلی امور کالا را گرفت و به جای آقای پاکدامن مشغول به
کار شد.
کد خبر: ۵۴۹۴۹
به نظر می رسد آقای میرشفیعی فرد لایقی است. تحصیلاتش خوب و در امور بازرگانی زرنگ است دارد. امیدوارم موفق از کار درآید.
بعد از جلسه به مسجد بلال رفتم و در بازگشت با آقای محمدی (معاون سیاسی) به دفتر کارم رفتم و درباره موضعگیری های اخیر سیاسی هم ساعتی صحبت کردیم.
موضعگیری نخست وزیر پاکستان خانم بوتو در مقابل امریکا که اعلام کرده بود از خرید هواپیماهای اف 17 منصرف شده است ، جالب بود. مدتی است امریکا به دلیل فعالیت های اتمی پاکستان واکنش های منفی به این کشور نشان می دهد; هرچند پیوندهای آنها عمیق است.
خانم بوتو اعلام کرده برنامه های اتمی اسلام آباد ادامه خواهد یافت و هیچ قدرتی نمی تواند با توسل به زور آن را متوقف کند و ضمنا پاکستان درصدد خرید جنگنده های پیشرفته روسی است!
این هم از مردانگی خانم بوتو!
در این تردید نیست که پاکستان درخصوص فعالیت های اتمی یک استراتژی ثابت دارد و تصمیم گرفته است این کار را به پایان برساند و این استراتژی با تغییر دولتها عوض نمی شود. ارتش پاکستان متولی کار است و در این کار جدی هستند و این واکنش هم همین را نشان می دهد.
چندی پیش آقای هاشمی {رئیس جمهور} در ملاقاتی که همراه معاون سیاسی سازمان با ایشان داشتیم ، از برخی مطبوعات گله داشت که در توسعه کشور همراهی نمی کنند و ناجوانمردانه عمل می کنند.
به نظرم یکی از موضوعات ، پیگیری مطبوعات درباره رابطه تجاری ایران با امریکا بود که به نوعی نقد سخنان ایشان محسوب می شد. امروز هم روزنامه سلام در مصاحبه با آقای فخرالدین حجازی و آقای منتجب نیا، همین موضوع را ادامه داده است که «نفع اندک تجاری با امریکا نباید موجب نفی مسائل اساسی شود.»
بویژه این مطلب قدری گزنده است که بعضی ها
خوشبینی افراطی دارند و فکر می کنند می توانند سیاست های امریکا را تحت الشعاع تحلیل های خود قرار داده و کشور را از خطرها نجات دهند.
پدر آقای مهندس باهنر مرحوم شده است. برای ایشان نامه تسلیت فرستادم و تلفنی نیز با
همدردی کردم و تسلیت گفتم.
خانم آقای هاشمی ، رئیس جمهور، تماس تلفنی داشتند در مورد آقایی که قصد همکاری با سازمان داشت و به ایشان مراجعه نموده بود توصیه کردند.
عصر چهار نفر از همکاران ملاقات داشتند که بیشتر جنبه کمکهای مالی بود. و یکی از آنها در حال
بازنشسته شدن ، تقاضای استخدام فرزندش را در سازمان صداوسیما داشت.
آقای جهانگیر الماسی ، هنرمند خوشنام سینما و تلویزیون با اینجانب ملاقات داشت و درباره
همکاری با صداوسیما و بهبود کارهای تلویزیون پیشنهادهایی داد. هنرمند خوش نفسی است.
ساعت 6 بعدازظهر از فرصتی که برایم فراهم شده بود، به کوه رفتم. مدتی بود ورزش درستی
نکرده بودم. احساس خستگی و خمودی می کردم. تا کلکچال رفتم و قدری از غروب آفتاب گذشته بود که بازگشتم. کوه ، خلوت و آرام بود. شاید روی هم رفته 10 نفر را هم در کوه ندیدم.
در کلکچال ، بسیج مقری دارد. چند دقیقه ای نزد آنان بودیم و از چای آنان که بعد از خستگی ، بسیار
نشاطآور بود، بهره بردیم. در بازگشت ، خیلی با سرعت آمدیم و مسیری را هم دویدیم ; که نتیجه آن ، درد در ناحیه زانو بود; این هم دستاورد ما!