به کرمانشاه، با خاطره و اشک

خانواده پدری من اهل محلات هستند، جایی در استان مرکزی، بعد از قم، نزدیک دلیجان. محلات را می‌توان مرکز گل ایران به حساب آورد. پدرم وقتی ازدواج کرد، به مشهد رفت و من نیز در مشهد به دنیا آمدم و تا شش ماهگی در این شهر بودم. بنابراین محل تولد من نیز در شناسنامه‌ام مشهد است. در همان زمان خانواده‌ام چند ماهی به تهران آمدند و بعد به کردستان رفتند. اولین تصاویری که از کودکی‌هایم در ذهن من نقش بسته است، ابتدا از سنندج و بعد از کرمانشاه است. تا سوم دبستان هم در کرمانشاه بودیم.
کد خبر: ۵۴۹۱۴۸

من مناطق بسیاری را دیده‌ام، از ایالت‌های مختلف آمریکا گرفته تا آفریقا و خاور دور و.... ولی به نظرم زیباترین مناطق کوهستانی از آن کرمانشاه است. کوه‌های بین ایران و عراق فوق‌العاده هستند.

ما در حومه شهر کرمانشاه، نزدیک کوه زندگی می‌کردیم. هنوز هم تصاویر دوران کودکی‌ام از آن منطقه در ذهنم زنده است. ما لابه‌لای گل‌ها می‌رفتیم و می‌دویدیم. به سمت کوه می‌رفتیم و از آن دور برای مادرم در خانه دست تکان می‌دادیم.

گندمزارهای بزرگی نزدیک خانه ما بود که لابه‌لای آنها پنهان می‌شدیم و بازی می‌کردیم. و اگر کسی با ما کاری داشت، مجبور بود بلند بلند صدایمان بزند تا شاید فریادش را بشنویم و از لای آن همه گندم سرک بکشیم. مردانی بودند که سوار بر اسب می‌آمدند و ساز می‌زند. موسیقی این منطقه بسیار دلنشین و زیباست.

از این همه زیبایی کرمانشاه که گفتم، باید از سختی‌های زندگی در این منطقه جغرافیایی هم بگویم. مردمان این منطقه هر سال زمستان‌های سنگینی را پشت سر می‌گذاشتند. مثلا یک بار پدرم با جیپ به ماموریت رفته بود. زمستان بود و برفی سنگین باریده بود. آن شب برفی بارید به ارتفاع دو متر. درست یادم است که مرا لای پتو پیچید و به خانه آورد. هرچند من هنوز هم به سرما حساس هستم.

 حمیدرضا صدر _ کارشناس فوتبال

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها