سازگاری بین نسل ها

یکی ازبزرگترین خواسته های بزرگترها این است که با جوانان شان ارتباط بهتر و بیشتری داشته باشند؛ اما چگونه و چه کسانی می توانند در ایجاد این رابطه موثر باشند.
کد خبر: ۵۴۸۲۳
خانواده: خانواده حائز اهمیت بسیار است. زیرا بیشترین یادگیری اولیه کودک و رشد او در خانواده صورت می گیرد. شناخت علایق ، نیازها و نگرانی ها در صورتی انجام می گیرد که والدین با کودک خود رابطه ای صحیح از لحاظ کیفیت داشته باشند.
اگر رابطه ای انسانی با کودک برقرار شود، کودک با والدین احساس راحتی و نزدیکی می کند و آن گاه ناگفته هایش را خواهد گفت و نیازها و دلواپسی هایش را بازگو می کند و این زمانی است که والدین می توانند با استدلال و منطق ، البته همراه با خونسردی و متانت ، او را آگاه سازند.
والدینی که از تحولات جامعه بازمانده اند و در برابر تغییرات سپری در دست دارند و تفاوت های خود با فرزندشان را نمی پذیرند، نمی توانند والدین موفقی باشند.
مدرسه: محیط تحصیلی ، واکنش های خاصی را در کودک پدید می آورد؛ لذا وجود 2 شخصیت تحصیلی و خانوادگی را می توان برای کودک در نظر گرفت و زندگی کودک ، بین آن در نوسان است.
در این زمان دانش آموز انعطاف و نرمش را در حیات فکری خود داخل می سازد و کنار آمدن با موقعیت و سازش را فرا می گیرد. به طور کلی وظایف مدرسه را می توان اینچنین مطرح کرد:
تقسیم کار و وظایف مناسب خود را یافتن ، همکاری و حسن مسوولیت داشتن ، در جریان های گروهی اجتماعی شرکت کردن و مهارت یافتن در کارهای فنی.
یک نظام آموزشی سالم و شکوفا می تواند سازگاری و انطباق کودک با مدرسه را به ارمغان آورد یک معلم خوب باید از تجارب شخصی خود بیرون بیاید و به درون جهان دانش آموز پا بگذارد.
پس لازم است تا نظام آموزشی پویا باشد و سیر تحول آموزش و پرورش از معلم محوری به سمت شاگرد محوری صورت گیرد. توجه به شناخت کودکان در سنین و مراحل رشد و ارائه راهکارهای تعلیم و تربیت براساس نیازها و توانایی های خاص از مواردی هستند که باید مورد توجه نظام آموزشی و پرورش قرار گیرد.
اجتماع: رسانه های جمعی ، نهادها، موسسات دولتی و خصوصی و... باید به تشریح و توصیف موقعیت خاص نسل جدید بپردازند و والدین را با بعضی از نیازهای نوجوانان که از نظر دور مانده آشنا سازند.
آموزش در این رسانه ها مهمترین قسمت است. توصیف شیوه های برخورد با نابهنجاری و... از آن جمله اند.
اینترنت نیز پدیده ای است که در عین هدایت جامعه بشری به سمت دهکده جهانی و اتصال ملل مختلف به هم ، می تواند آسیبهای جدی ایجاد کند.
تصاویر مستهجن ، دوستی های آذرخشی در اتاقهای گفتگو و... همه و همه خبر از سیطره گفتاری جدید دارند که قادر است در جهتگیری های فرهنگی هر ملتی تاثیر بگذارد.
اگر مسوولیت به عهده نسل جدید گذاشته شود، آنها به استقلال فکری خواهند رسید و با امید بیشتر به آینده ، تلاش خواهند کرد.
زمان آن رسیده که جوان فرمانبری که دنبال خوشبختی می گردد را کنار بگذاریم و از اندیشمندان و صاحبنظران بخواهیم بر طرحهای جوانان نظارت کرده و از دخالت در کارهای آنان بپرهیزند. نسل جدید حق تصمیم گیری در مورد حال و آینده اش را دارد.
باید به آنها اجازه داده شود که مسائل خود را مطرح کنند و با مشارکت راه حل های مناسب را بیابند. به نظر می آید جوانان امروزی به کسوف خرد مبتلا شده اند. آنها علوم و دانش را آموخته اند ولی با اصول اخلاقی و معنوی بیگانه اند. نسل حاضر کمتر نسل قدیم را تایید می کند.
یکی از علل را می توان به رفتارهای دوگانه بزرگسالان نسبت داد. درواقع در جامعه ای که از یک سو بر معنویت ، درستی و پاکی تاکید دارد و از سوی دیگر تظاهر و ریا هم در آن وجود دارد، بروز تعارض در افراد کم سن و سال را باید امری طبیعی دانست ؛ زیرا الگوهای رفتاری خود دارای عیوب بسیاری هستند.
پس نباید مرتب از نسل جوان خرده گیری کرد و آنان را سبب تمام مشکلات دانست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها