در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مثال نشان میدهد رسانههای غربی تا چه حد از توان فیلمسازان مولف خود برای جذب مخاطب به درستی استفاده میکنند و در عین حال که میدان را برای ظهور و بروز استعدادهای نو و حضور جوانان باز میگذارند، از تجربه حرفهایها نیز به خوبی استفاده میکنند.
در برنامههای نمایشی سیما نیز به نظر میرسد هرگاه چنین اتفاقی رخ داده، از ابعاد مختلف، نتایج مثبتی را به همراه داشته است. حضور ابراهیم حاتمیکیا و کمال تبریزی در تلویزیون، به هر حال طیفی از مخاطبان سینما را همراه خود ساخته است. درباره بهروز افخمی چنین است یا سینماگری قدیمی مثل سیروس الوند که با ساخت مجموعهای با حال و هوای خاص، در تلویزیون موفق ظاهر شد؛ چراکه این دست فیلمسازان ـ بنا بر تجربهای که دارند ـ میتوانند در روایت و قصهگویی، مخاطبان بیشتری را با خود همراه سازند. امسال هم البته به طور همزمان، یدالله صمدی و داریوش فرهنگ که به عنوان سینماگر شناخته شده هستند، برای سیما سریال نوروزی ساختهاند و همگان در انتظار دیدن کارهای تازه این سینماگران در رسانه ملی هستند.
گرچه مدیوم سینما و تلویزیون ـ بنا بر تفاوتهایی که باهم دارند ـ نیازمند نگاهی تخصصی است، اما شاید استفاده از چهرههای مطرح هر ساله سینمای ایران و دعوت از آنها برای ساخت سریال تلویزیونی بتواند سریالسازی را از انحصاری شدن بیرون آورد. حضور مسعود جعفری جوزانی و ساخت یکی از سریالهای فاخر سیما در سه دهه اخیر، یک نمونه مثالزدنی در این زمینه است. در سالهای گذشته، تلاشهایی جهت فعالیت سینماگران مطرحی چون داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی در تلویزیون صورت گرفته بود و از نسل بعد از انقلاب هم سرمایههای زیادی آماده فعالیت در تلویزیون هستند. در واقع، بحث صرفا حضور قدیمیهای سینما در تلویزیون نیست و سینمای ایران چهرههای جوان خوبی هم در دهه اخیر رو کرده که میتوان فضا را برای فعالیت آنها در تلویزیون فراهم کرد و کیفیت و تنوع را در این عرصه با برنامهریزی و آگاهانه رقم زد.
مسعود محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: