داستان پلیسی؛ مرگ آرام در بستر بیماری - قسمت دوم

جنایت با برنامه قبلی

در شماره قبل خواندید مردی به نام مازیار در خانه‌اش جان سپرده است. در شب حادثه مازیار همراه همسرش به نام ملیحه و خواهرش به نام سودابه در منزل بود و به علت سرماخوردگی بعد از مصرف داروهایش زود خوابید، اما دو زن تا بامداد بیدار ماندند و به گپ و گفت مشغول شدند. سرگرد شهاب در بررسی‌های اولیه هیچ نشانه‌ای از این‌که مازیار کشته شده باشد به دست نیاورد و منتظر نظریه پزشکی قانونی ماند. اکنون ادامه ماجرا را بخوانید:
کد خبر: ۵۴۷۳۵۴

***

پزشکی قانونی بعداز سه روز علت مرگ مازیار را اعلام کرد. مرد جوان با سمی مهلک به قتل رسیده بود. کارآگاه وقتی نام سم را خواند، مطمئن شد قتل با برنامه‌ریزی قبلی انجام شده است، چون سم از نوعی نبود که براحتی بتوان تهیه‌اش کرد؛ البته پزشکی قانونی در گزارش خود به نکته دیگری هم اشاره و تاکید کرده بود، مقتول به ماده مخدر (شیشه) اعتیاد داشت و ساعاتی قبل از مرگ هم مواد مصرف کرده بود، پس می‌شد این احتمال را هم مطرح کرد که موادمصرفی مازیار مسموم و آلوده بوده، البته این احتمال خیلی ضعیف به نظر می‌رسید.

ستوان ظهوری به دستور رئیس‌اش ملیحه و سودابه را که از بیمارستان مرخص شده بود تلفنی احضار کرد تا به چند سوال جواب بدهند. ملیحه در این مدت هر روز به آگاهی و پزشکی قانونی سر زده بود تا ببیند کی اجازه دفن صادر می‌شود. دو زن در اسرع وقت خودشان را رساندند و هنوز ظهر نشده، بازجویی‌ شروع شد. ترجیح شهاب این بود که دو زن جداگانه بازجویی شوند، چون احتمال همدستی‌شان در جنایت وجود داشت. ملیحه این بار هم در کمال خونسردی همان حرف‌هایی را که قبلا گفته بود، تکرار کرد و حتی یک «واو» را هم تغییر نداد بنابراین یا حرف‌هایش واقعیت محض بود یا این‌که از قبل این داستان را ساخته و بارها در ذهنش مرور کرده بود تا در جریان تحقیقات اشتباه نکند.

سودابه هم همان حرف‌های زن برادرش را به زبان آورد:آن شب مازیار قرص‌هایش را خورد و خوابید، من و ملیحه هم تا نیمه‌شب با هم حرف زدیم و بعد همانجا روی کاناپه‌ها خواب‌مان برد. شهاب می‌خواست بداند مقتول آخرین بار چه ساعتی مواد مصرف کرد. سودابه اصلا از اعتیاد برادرش خبر نداشت و با شنیدن این موضوع شوکه شد. بعد گفت: من ندیدم چیزی بکشد، فقط قبل از شام رفت حمام و دوش گرفت.

کارآگاه همین سوال را از ملیحه هم پرسید. زن جوان اشک‌ریزان گفت:دو سه ماهی بود که متوجه شده بودم مازیار شیشه می‌کشد، او برای مصرف به حمام می‌رفت، شب آخر هم قبل از شام به بهانه دوش گرفتن رفت مواد کشید، البته تا دو ساعت بعدش هم بیدار بود. حرف‌های این زن ثابت می‌کرد علت مرگ مازیار مواد مسموم نبوده پس سرگرد باید کلید معما را در جایی دیگر پیدا می‌کرد. او از ملیحه پرسید: شوهرتان چه داروهایی مصرف می‌کرد؟

ـ از همان داروهای معمولی سرماخوردگی. آمپیسی‌لین و آدولت‌کلد.

شهاب تشکر کرد و به هر دو زن اجازه مرخصی داد. موضوع پیچیده‌ای بود و نمی‌شد به این سادگی مچ قاتل را گرفت. شهاب به دستیارش دستور داد در مراسم تشییع جنازه حضور داشته باشد و همه چیز را زیرنظر بگیرد تا بلکه سرنخی پیدا کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها