در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متهم خیلی آرام به نظر میرسید اما این آرامش در واقع میتوانست نشاندهنده نوعی اختلال باشد. علی خودش تا به حال به این موضوع فکر نکرده است. او میگوید: همیشه آرام و بی سر و صدا بودم اصلا خوشم نمیآمد با بقیه قاطی بشوم حتی با بچههای دیگر بازی هم نمیکردم. در مدرسه هم با هیچکس دوست نبودم همیشه زنگ تفریح به گوشهای میرفتم و مینشستم، این طوری راحتتر بودم. بعد از دبیرستان کنکور دادم ولی قبول نشدم و به سربازی رفتم حقیقتش درسم ضعیف نبود اما خوب هم نبود.
وقتی علی در کنکور قبول نشد مادرش خیلی غصه خورد. مرد زندانی میگوید: من بچه آخر بودم و همه بچههای دیگر دانشگاه رفته بودند مادرم خیال میکرد دانشگاه نرفتنم باعث بدبختیام میشود اما برای خودم زیاد اهمیت نداشت. در سربازی خیلی به من سخت گذشت بخصوص اینکه در شهرستان خدمت میکردم و از خانهمان دور بودم، دوران خیلی سختی بود اما بالاخره تمام شد و بعد شروع کردم به پیداکردن کار ولی کار به دردبخوری گیرم نیامد تا اینکه عمویم من را به بوتیک خودش برد ولی آنجا کار زیادی از دستم برنیامد و بعد از مدتی خودم بیخیال شدم.
متهم بالاخره توانست در یک آژانس مشغول کار شود. او میگوید:با ماشین پدرم کار میکردم راحت هم بودم نه من به کسی کار داشتم و نه کسی به من. دو سال پیش هم ازدواج کردم همسرم خواهر یکی از بچههای آژانس است. یک روز که آمده بود دفتر دیدمش و از او خوشم آمد. خیلی طول کشید تا به مادرم بگویم، حقیقتش خجالت میکشیدم اما بالاخره گفتم و کارها انجام شد. برادرزنم که همکارم بود مواد مصرف میکرد. من اصلا خبر نداشتم، او بود که کار دستم داد ما خیلی با هم صمیمی شده بودیم. اولین بار بود که با یکی این طور رفاقت میکردم و کمکم معتاد شدم.
علی از دوستی با برادرزنش اظهار پشیمانی میکند و میگوید: او حتی به فکر خواهر خودش هم نبود وگرنه این کار را با من نمیکرد، خودم هم آن دوران انگار عقلم را از دست داده بودم و هرکاری که برادرزنم میگفت انجام میدادم. او در واقع من را بهعنوان پوشش کارهای خودش میخواست و هر دفعه خانه نمیرفت بهانه میآورد که با من است، این دوستی بالاخره کار دستم داد و وقتی رفته بودم مواد بخرم تا با هم مصرف کنیم گیر افتادم و حالا باید تاوانش را بدهم. مرد زندانی ادامه میدهد: از زندان خیلی میترسم البته زنم کارهایم را پیگیری کرده و میگوید ظاهرا با دادن جریمه آزاد میشوم او همه چیز را فهمیده و میداند برادرش من را به این راه کشانده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: