بعضی آدمها آنقدر خوشبخت اند که حتی پس از مرگشان فرصت پیدا می کنند دوباره زندگی کنند. کبری برزگر از آن آدمها بود و هست. او فرصت پیدا کرد پس از مرگ ، زیبایی های زندگی را از چشم انسان های دیگر ببیند.
کد خبر: ۵۴۷۱۱
او یک بیمار مرگ مغزی بود که با مرگ سبزش در بیمارستان نمازی شیراز، به 3 انسان دیگر زندگی بخشید تا آنها دور از دیالیز و زندگی دردناک آن ، احساس خوب زنده بودن را حس کنند.
پزشکان ، کلیه های کبری را به محمد زیدآبادی ، مرد 41ساله نیریزی و شمشاد ابوالقاسمی ، زن 43 ساله شیرازی و کبدش را به محمد عظیمی ، مرد 47 ساله کرمانشاهی پیوند زدند تا او در 3نقطه خاکی ، بار دیگر زندگی را احساس کند.
سالانه 3 هزار انسان ، مثل کبری برزگر در بیمارستانهای ایران می رسند به پایان خط زندگی. اکثر آنها جوانهایی هستند که در تصادفات جاده ای وشهری با روزهای خوش زندگی خداحافظی می کنند، اما تنها خانواده های تعداد اندکی از آنها فرصت زندگی دوباره به عزیزانشان می دهند.
آنها به معجزه فکر می کنند؛ شاید دوباره زنده شود. برخی از آنها هم اجازه نمی دهند جنازه عزیزشان تکه پاره شود و فکر می کنند این کار توهین به مرده است ؛ «مرده هم احترام دارد». برخی هم با این که دلشان می خواهد به انسان های دیگر زندگی ببخشند، اما از طعنه و تمسخر اطرافیان می ترسند؛ زن فضول همسایه روبه رویی شاید بگوید« عجب پول پرستند خلایق ، کلیه و قلب و کبد مرده شون را هم می فروشند.»
یا بقال سرکوچه ممکن است بگوید «اگر تکه تکه اش نمی کردند، شاید زنده می ماند، ولی امان از پول!»...و هر ساله به هزار بهانه 3 هزار انسان از زندگی دوباره محروم می شوند و می روند زیر خاک.
مرگ مغزی ، آخرین پرده زندگی
دکتر می گوید مرگ مغزی شده و این یعنی آخرین پرده زندگی ، اما چشمها همگی زوم است روی دستگاه تنفس مصنوعی و تپش قلب ، که هنوز برای زنده ماندن تقلا می کنند.
فراز و نشیب امواج دستگاه ، کورسوی امیدی است برای مادر و پدر کسی که آرام و بی حرکت ، روی تخت به خوابی ابدی رفته است. پدر و مادر در انتظار معجزه ای هستند که هرگز اتفاق نمی افتد آنها امیدوارند فرزندشان به زندگی برگردد، آنها اما نمی دانند مرگ مغزی یعنی
«SHUT DOWN» زندگی و آن را با کما یا اغمای طولانی - که امکان بازگشت به زندگی در آن وجود دارد - اشتباه گرفته اند.
«تا کنون در دنیا حتی یک مورد هم گزارش نشده است که بیمارمرگ مغزی برگشت داده شده باشد؛ یعنی به حیات برگشته باشد. در مرگ مغزی ، مغز کاملا می میرد و گردش خون در آن اتفاق نمی افتد، در حالی که در حالت کما امکان برگشت به حیات فرد وجود دارد.»
اینها را دکتر ایرج فاضل ، رئیس فرهنگستان علوم پزشکی می گوید.
جعفر قره داغی ، دبیر کمیسیون پیوند اعضای کنگره پزشکی قانونی کشورهای اسلامی نیز درباره مرگ مغزی و آرزوی محال زندگی دوباره می گوید: «مرگ مغزی دقیقا معادل مرگ و فوت است ، هرچند به دلیل استفاده از دستگاه های تنفس مصنوعی ، تنفس قلب و گردش خون بدن فرد آسیب دیده ظاهرا فعالیت دارند؛ اما فرد دچار مرگ مغزی ، واقعا فوت شده و این حالت ، مثل اغماء طولانی یا کما نیست ، در مرگ مغزی ، مغز فرد آسیب دیده فعالیت نمی کند و گردش خون او متوقف شده است. در این حالت ، مغز شروع به تغییر حالت و از بین رفتن می کند.
مرگ مغزی در علم پزشکی مساوی است با مرگ مطلق و این که این فرد هرگز به زندگی باز نخواهد گشت.از لحاظ علمی ، مرگ مغزی عبارت است از قطع تمامی فعالیت های مغزی و ساقه مغزی به طور همزمان.
فرد مبتلا به مرگ مغزی ، حتی قادر به تنفس خودبه خودی نیست و با آن که ضربان قلب دارد، ولی وقتی امواج مغزی او ثبت می شود، هیچ موج قابل ثبتی ندارد.
زندگی با مسافران مرگ مغزی
اگر چه می شود برخی پیوندها و از جمله پیوند کلیه را از بدن فرد زنده انجام داد، اما هنوز هم پیوند از جسد بیمار مرگ مغزی ، تنها راه ادامه حیات بیماران با نارسایی های پیشرفته و غیر قابل کنترل قلب و کبد است.
علاوه بر قلب و کبد جسد، اعضای قابل زیست بسیاری هم هست که می توان آنها را از اعضای فردی که دچار مرگ مغزی شده ، فرآوری کرد.
به این ترتیب ، اعضای بیمار مرگ مغزی می تواند به بدن دهها نفر پیوند زده شود.به گفته دکتر سیدمحمد کاظمینی، مدیر مرکز پیوند و بیماری های خاص وزارت بهداشت، اعضای قابل زیست بدن بیمار مرگ مغزی برای 50 تا 100 بیمار نیازمند قابل پیوند است ؛ علاوه بر قلب ، پانکراس ، ریه ، کلیه و کبد، نسوج این بیماران نظیر قرنیه ، دریچه های قلبی ، غضروف ، استخوان و حتی پوست جسد بیمار مرگ مغزی قابل فرآوری و استفاده است.
به گفته دکتر کاظمینی قلب ، ریه ، کبد، کلیه و... پس از توقف دایم ضربان قلب قابل پیوند نیست ، اما قسمتهایی مانند استخوان ، دریچه های قلبی ، قرنیه ها، بخش هایی از پوست و بعضی جدارهای داخلی بدن تا 48 ساعت پس از فوت نیز دارای سلول های فعال و قابل برداشت و نگهداری برای پیوند هستند.
دکتر قره باغی درباره اعضای قابل پیوند جسد می گوید: همیشه برداشت اعضای بدن از افراد زنده ممکن نیست و گاه بیماران نیاز به اعضای منفرد مثل قلب یا کبد دارند که در این صورت ، توجه پزشکان معالج به گزینه مناسب تری مثل افراد دچار مرگ مغزی جلب می شود.
موانعی که باید حل شوند
این که در کشور ما سالانه حداقل 3 هزار مرگ مغزی گزارش می شود، اما استفاده از جسد این بیماران بسیار ناچیز است. به عنوان نمونه ، سال 81 از 1681 مورد پیوند کلیه انجام شده تنها 92 مورد آن از جسد و بقیه از دهنده زنده بوده است.
تعداد اهداکنندگان چندعضوی از جسد در کشور از این هم کمتر و تنها 52 مورد بوده است. یکی از مهمترین دلایل این مساله ، درک نکردن درست نسبت به بیمار مرگ مغزی است.
هنوز هم بسیاری از مردم ، اطلاعات درستی درباره مرگ مغزی ندارند و نمی دانند که مرگ مغزی به معنای مرگ واقعی است ، یا این که هنوز بسیاری از آنها استفاده از اعضای قابل پیوند را بی احترامی به مرده خود می دانند.
علاوه بر این ، متاسفانه با وجود فتوای شفاف امام خمینی ره درباره جایز بودن پیوند از بیمار مرگ مغزی هنوز هم موانع قانونی و شرعی بسیاری بر سر راه این نوع پیوند قرار دارد.
دکتر حسین قشقایی - حقوقدان - عضو کمیسیون پیوند اعضا و مرگ مغزی کنگره پزشکی قانونی کشورهای اسلامی با بیان این که اهدای اعضای بدن در اغلب کشورهای اسلامی انجام می شود، معتقد است: درباره دریافت عضو از مبتلایان مرگ مغزی ، هنوز در فقه و حقوق ما اختلاف نظر است و با وجود تصویب قانون پیوند عضو در مجلس شورای اسلامی ، نسبت به پدیده مرگ مغزی و مسائل پزشکی و قانونی آن از سوی فقها اتفاق نظر وجود ندارد.
به عقیده این حقوقدان ، با تصویب قانون پیوند اعضا در مجلس شورای اسلامی ، اغلب مشکلات پیوند عضو در کشور مرتفع شد، اما درباره مرگ مغزی همچنان خلا قانونی وجود دارد و هنوز بین فقهای کشور درباره این مساله با اتفاق نظر برخورد نمی شود.
از منظر فقهی هم اکنون این مساله مطرح است که وقتی سلول های مغز فرد از کار افتاد و دچار مرگ مغزی شد، آیا می توان او را فوت شده تلقی کرد یا نه که از اعضای بدن آن فرد بتوان استفاده کرد.
وی در ادامه می افزاید: میان فقها و حقوقدانان درباره این که اگر جان یک انسان با دریافت یکی از اعضای بدن فرد دچار مرگ مغزی حفظ شود، پیوند عضو می تواند صورت بگیرد، اتفاق نظر وجود دارد ، اما درباره این که اگر حفظ جان یک شخص ، منوط به پیوند عضو دیگری نیست ، بلکه برای بهبود و سلامت کامل او نیاز به دریافت عضو است ، خلا قانونی و اختلاف نظر وجود دارد.
به عقیده دکتر حسین قشقایی ، تا زمانی که این مسائل فقهی وجود دارد، پیوند عضو از جسد با مشکلات بسیاری مواجه است.
تشخیص مرگ مغزی
اگر چه تشخیص مرگ مغزی کار پیچیده ای نیست ، اما برای آن که در این زمینه هیچ شبهه ای وجود نداشته باشد، دولت شرایط خاصی برای تشخیص آن در نظر گرفته است ، از جمله این که تشخیص و تایید مرگ مغزی از سوی 4 پزشک (متشکل از یک متخصص نورولوژی ، یک متخصص جراحی مغز و اعصاب ، یک متخصص داخلی و یک متخصص بیهوشی) صورت می گیرد که در هر یک از دانشگاه های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استانها که دارای بیمارستان های مجهز باشند، از سوی وزیر بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی انتخاب و احکام آنان برای مدت 4سال صادر خواهد شد.
برای تایید مرگ مغزی یک بیمار، هر یک از این 4متخصص جداگانه بیمار را معاینه می کنند و رای خود را می دهند و در صورت اتقاق آرا، مرگ مغزی بیمار مسلم خواهد بود.
برای آن که محکم کاری شده باشد، موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد، مثلا تشخیص قطعی مرگ مغزی باید در بیمارستان های دانشگاهی دولتی انجام شود، یا این که اعضای تیمهای تشخیص و تایید مرگ مغزی نباید عضو تیمهای پیوند کننده باشند.
تمامی بیمارستان های کشور موظفند موارد وقوع مرگ مغزی را به مرکز مدیریت پیوند و بیماری های خاص وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی گزارش دهند تا مراتب از سوی تیم تشخیص دهنده مر گ مغزی تایید شود.
پس از مشخص شدن مرگ مغزی ، مراحل بعدی در صورت وصیت بیمار - که می تواند کتبی یا شفاهی باشد - با موافقت کتبی ولی میت - که همان ورثه هستند - انجام خواهد شد.
شبکه های فعال پیوند اعضا
دکتر سیدمحمد کاظمینی ، مدیر مرکز پیوند و بیماری های خاص وزارت بهداشت ، با بیان آن که ایران در زمینه پیوند کلیه مقام پنجم را در دنیا دارد، می گوید: امریکا 14هزار، فرانسه 2200، آلمان 2100، ایتالیا 1588و انگلستان 1570پیوند کلیه در سال انجام می دهند.
مدیر مرکز پیوند و بیماریهای خاص وزارت بهداشت با اشاره به افزایش 10 درصدی پیوند از جسد طی سال گذشته در کشور می افزاید: سال 72 نزدیک به 32 پیوند از جسد، سال 80 حدود 70 پیوند و سال 81 حدود 96 پیوند و سال 82، نزدیک به 167 پیوند از جسد (مرگ مغزی) صورت گرفته است.
دکتر کاظمینی ، پیوند از جسد طی 6 ماهه اول سال 82 را 48مورد و سال 83 را 51 مورد دانسته و معتقد است این رشد در تهران به دلایلی کاهش یافته ، درحالی که در شهرستان ها به دلیل وجود شبکه فعال رشد خوبی وجود داشته است ، به نحوی که مشهد، یزد، شیراز (با 330 پیوند کبد) و اصفهان از مراکز خوب پیوند در کشور هستند.
آنها هنوز زنده اند
خانواده یک جانباز، در پی مرگ مغزی فرزند خود، اعضای بدن او را به بیماران نیازمند اهدا کردند. خانواده مرحوم رمضانعلی طوسی سفید دشتی از جانبازان استان چهارمحال و بختیاری در پی مرگ مغزی فرزند خود، اعضای بدن او را به بیماران نیازمند اهدا کردند.
وی که بر اثر سانحه تصادف موتورسیکلت دچار مرگ مغزی شده ، در بیمارستان آیت الله کاشانی شهرکرد تحت عمل جداسازی کلیه و کبد قرار گرفت.
براساس این گزارش ، اعضای جدا شده به 3 بیمار نیازمند پیوند زده شد.با اهدای اعضای یک بیمار مرگ مغزی ، 3بیمار نیازمند عضو در بیمارستان شهید نمازی شیراز نیز زندگی دوباره یافتند.
با رضایت خانواده مرحوم روح الله کشکولی ، جوان 21 ساله گچسارانی که دچار مرگ مغزی شده بود، 3 بیمار نیازمند عضو در شیراز حیات دوباره یافتند.
کلیه های این جوان به محراب رضایی 45 ساله ساکن کهمره سرخی و مجتبی بلاغی 11 ساله ساکن فسا و کبد مرحوم کشکولی نژاد به حمید فرجامی 42 ساله ساکن مشهد اهدا شد که از بیماری مزمن کلیه و کبد رنج می بردند.
بدن یک جوان ، 4 بیمار را نجات داد
قلب ، کبد و کلیه های یک جوان 18 ساله اصفهانی که دچار مرگ مغزی شده بود، به 4 بیمار نیازمند پیوند زده شد.هماهنگ کننده پیوند اعضای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ضمن اعلام این خبر گفت : اعضای بدن اسماعیل - ق، 18 ساله - که به سبب برخورد ضربه در حین انجام یک مسابقه ورزشی دچار مرگ مغزی شده بود - پس از کسب رضایت خانواده او به 4بیمار پیوند زده شد.
قلب و کلیه های این جوان در بیمارستان های اصفهان به 3بیمار پیوند زده شد و کبد او نیز برای پیوند چهارم به شیراز ارسال شد.