
در حقیقت، پیشنهاد مقامات آمریکایی برای مذاکره با ایران جرقهای برای روشنشدن این بحث بود که اگر بخواهد مذاکراتی میان ایران و آمریکا صورت بگیرد، آغاز راه کجا خواهد بود و چگونه انجام خواهد شد؟
علیاکبر صالحی، وزیر امورخارجه کشورمان درخصوص آخرین شرایط بحث مذاکره با آمریکا با توجه به درخواستهای طرف آمریکایی گفت: ما دو نوع مذاکره با آمریکا داریم؛ یک نوع مذاکره فراگیر که درخصوص رابطه سیاسی با این کشور است، انجام گرفتن یا نگرفتن این مذاکره را رهبر معظم انقلاب مشخص میکنند و از اختیارات ایشان است و البته ما تا به حال چنین مذاکراتی نداشتهایم و اگر زمان و شرایط مذاکره مهیا شود، رهبر معظم انقلاب در این باره تصمیم خواهند گرفت.
صالحی، نوع دوم را مذاکره موضوعی دانست و گفت: ما با آمریکاییها درخصوص موضوع افغانستان مذاکره کردیم، همچنین در بغداد درخصوص موضوع بحران داخلی عراق مذاکراتی داشتیم بنابراین میبینید ما میتوانیم مذاکره موضوعی داشته باشیم. با وجود این حتی همین مذاکره موضوعی نیز با نظر رهبری صورت میگیرد. از اینرو با توجه به اظهارات وزیر خارجه به نظر میرسد احتمال مذاکرات موضوعی با آمریکا در حاشیه اجلاس قزاقستان دور از دسترس و خارج از انتظار نیست؛ نکتهای که بسیاری از افراد آن را یک تابو در روابط میان ایران و آمریکا تصور میکردند، اما مساله این است که رهبر معظم انقلاب نیز به برگزاری چنین مذاکراتی طی سالهای گذشته اشاره کردهاند.
ایشان در بیانات خود در دیدار با مردم آذربایجان در بیست و هشتم بهمن در این باره فرمودند: در این 10، 15 سال گذشته، دو سه مرتبه اتفاق افتاد که آمریکاییها سر یک موضوع مشخصی به مسئولان ما پیغام دادند، اصرار کردند یک امر خیلی لازم فوری فوتی واجبی است، بیایید بنشینیم یک صحبتی بکنیم. خب، ماموران دولتی ـ معمولا یک نفر، دو نفر ـ رفتند یک جایی نشستند صحبت کردند؛ بهمجرد اینکه حرف منطقی اینها بیان شد و آنها جوابی نداشتند، یکجانبه مذاکرهها قطع شد! البته استفاده تبلیغاتیشان را هم کردند. این تجربه ماست.
ماجرای مک فارلین
مذاکرات موضوعی میان ایران و آمریکا به دوران بعد از قطع روابط ایران و آمریکا برمیگردد.
اولین نوع از این مذاکرات به ماجرای مکفارلین یا به قول آمریکاییها ایرانکنترا یا ایرانگیت برمیگردد که در آن موضوع معامله تسلیحاتی با ایران و اقدامات پنهان دولت ریگان مطرح است.
در این ماجرا آمریکا از طریق نفوذ ایران سعی در آزادسازی گروگانهای آمریکایی در لبنان داشت و در ازای آن برخی قطعات ادوات جنگی و نظامی را که بهواسطه تحریم، امکان فروش آنها به ایران نبود، در اختیار ایران قرار داد. پول فروش این تسلیحات بهطور پنهانی از سوی آمریکا به ضدانقلابیون نیکاراگوئه موسوم به کنترا داده میشد.
در این ماجرا هیأتی در بیست و پنجم می ۱۹۸۶ (چهارم خرداد ۱۳۶۵) برای مذاکرات وارد تهران شد که رابرت مکفارلین، تحلیلگر سازمان سیا و مشاور امنیتی رونالد ریگان یکی از اعضای این هیات بود.
مکفارلین و همراهانش با نام ایرلندی با یک هواپیمای حمل سلاح وارد ایران شدند. در بدو ورود به ایران، اعضای این هیأت به یک هتل برده شدند.
در مدت پنج روز مکرر به درخواستهای رابرت مکفارلین برای ملاقات با یکی از مسئولان ردهبالای ایران پاسخ منفی داده میشد. بعد از آن، اولین دور مذاکرات به مدت دو ساعت انجام شد. در این جلسه، مقامات سیاسی ایران حاضر نبودند و تنها فرماندهانی از سپاه پاسداران هیأت ایرانی را تشکیل میدادند. دور دوم مذاکرات به دلیل ترک جلسه توسط مکفارلین فقط نیمساعت ادامه پیدا کرد.
وی این اقدام را به نشانه اعتراض به بیتوجهی مقامات ایرانی نسبت به حضور وی در ایران انجام داد. دور سوم بدون حضور مکفارلین و با حضور چند دیپلمات ایرانی و به مدت شش ساعت انجام شد. در دور سوم، چهارم و پنجم توافقات نسبی بین طرفین انجام شد. در پایان دور ششم مذاکرات، هیأت آمریکایی به این دلیل که نتیجه مذاکرات را مورد قبول نمیدیدند، درخواست بازگشت به آمریکا را مطرح نمودند. این گروه در پایان دور هفتم مذاکرات (هفدهم خرداد ۶۵) گذرنامه خود را دریافت و ایران را ترک کردند.
مذاکرات ایران و آمریکا با محوریت بحران عراق
در جریان حمله آمریکا به عراق و بحران این کشور، ایران و آمریکا سه دوره با یکدیگر بر سر میز مذاکره نشستند.
در اوایل سال 86، زمانی که دیگر صدام حسین در راس حکومت عراق حضور نداشت، اعلام شد هیأتهای مذاکرهکننده ایران و آمریکا، هفتم خرداد در بغداد پای میز مذاکره مینشینند.
حسن کاظمی قمی، سفیر وقت ایران در عراق و رایان کروکر همتای آمریکایی وی در راس هیاتهای مذاکرهکننده دو طرف قرار داشتند.
دور بعدی گفتوگوهای مستقیم ایران و آمریکا، دوم مرداد همان سال با حضور هیأتهای قبلی برگزار شد. این بار تهران به طور علنی اعلام کرد خواستار گسترش دامنه مذاکرات است، اما واشنگتن بر محدودیت مذاکرهها بر سر امنیت عراق پافشاری کرد.
تلاش مقامات آمریکایی برای تحدید مذاکرات، دستاوردی جز کاهش سطح گفتوگوها به رده کارشناسان به همراه نداشت و دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا پانزدهم مرداد همان سال در سطح کارشناسی در منطقه الخضرا برگزار شد.
پس از این مذاکرات بیسرانجام بود که هر از چندی، پالسی از یکی از طرفهای مذاکره مبنی بر آمادگی برای ادامه مذاکرات ارسال میشد، اما بیانگیزگی آشکار موجب شد حتی نشستی که گفته میشد برای پانزدهم اسفند 86 برنامهریزی شده، هیچگاه برگزار نشود.
ایران و آمریکا، پشت میز مذاکرات هستهای
یکی از شش قدرت هستهای که اینک پشت میز مذاکره با ایران قرار دارد، آمریکاست. تنها سه ماه پس از ورود اوباما به کاخ سفید وی خواستار حضور نماینده آمریکا در مذاکرات 1+5 با ایران شد و ویلیام برنز، معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا در آن زمان به عنوان نماینده این کشور در مذاکرات ژنو حضور یافت.
اگرچه در آن زمان قرار شد در این مذاکرات، آمریکا بهطور جداگانه و خصوصی با مقامهای ایران دیدار نداشته باشد اما حضور نماینده آمریکا در این مذاکرات نشان از حضور نظرات واشنگتن در این مذاکرات داشت که این امر تا به امروز نیز ادامه دارد.
در نتیجه این حضور، آمریکا این روزها خواستار مذاکرات دوجانبه با ایران بر سر موضوع هستهای شده و بر این باور است که حل این مساله از رهگذر مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا میگذرد.
مذاکرات در ژنو درباره افغانستان
دور دیگری از مذاکرات موضوعی میان ایران و آمریکا در ژنو درخصوص موضوع افغانستان صورت گرفت.
پس از جنگ افغانستان، ایران و آمریکا بر سر این کشور در ژنو پشت میز مذاکره نشست و ایران قبول کرد به آمریکا در تثبیت دولت جدید افغانستان کمک کند.
رایان کراکر که بهعنوان دیپلمات در ایران قبل از انقلاب، لبنان، عربستان، افغانستان و عراق فعالیت کرده است در خاطراتی که از مذاکرات ژنو سال 2001 و پیش از حمله به افغانستان منتشر کرده گفته است: «مذاکرات ژنو محرمانه نبود. ما در تالار مذاکرات سازمان ملل گفتوگو کردیم، در حالی که هیچکس آنجا نبود. مذاکرات ما درباره افغانستان ساعتها طول کشید و به شب رسید.
ما گفتوگوهای خود را در سوئیتهای هتل پی گرفتیم و تا صبح حرفهایمان ادامه داشت... .»
با وجود این، حسن نیت ایران در این مذاکرات نیز جواب عکس داد زیرا جورج بوش ـ که به ریاست جمهوری آمریکا رسیده بود ـ در سخنرانی خود در ژانویه 2002 ایران را به همراه عراق و کره شمالی در محور شرارت قرار داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم