وقت‌شناسی

فقط من نیستم که سخت منتظرت مانده‌ام؛ یک صندلی چوبی با روکش نخودی، یک میز و یک فنجان چای که تا چند دقیقة پیش لب‌سوز بود و یک تکة بزرگ کیک شکلاتی و سرانجام، من که با دست‌های سرد و گره‌زده به در ورودی خیره مانده‌ام.
کد خبر: ۵۴۴۱۴۳

عقربه‌ها بی‌امان از هم سبقت می‌گیرند و در ذهن من، تو بیخیالِ سبقت گرفتن از لاک‌پشت‌ها حتی، قید سر وقت رسیدن را زده‌ای! نمی‌آیی، شاید هم نمی‌رسی و من به خانه برمی‌گردم و تمام راه به ساعت‌های تلف‌شدة در انتظار تو فکر می‌کنم... نه فقط من، که صندلی و میز و چای و کیک شکلاتی هم!

حدیث مطالبی

صندلی و میز رو نمی‌دونم، ولی چای و کیک رو تو که رفتی، نذاشتم به همچو آدم ساعت‌نشناسی فکر کنن! (بگو نوش جونم!)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها