در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمونهاش همین مصراعی که در عنوان این نوشته آمده و بخشی است از این ابیات مشهور از شعر تزریق:
ز افسار زنبور و شلوار ببر
قفس میتوان ساخت اما به صبر
که نعل از تحمل مربا شود
به صبر آسیا کهنه حلوا شود
باری سخن بر سر این نیست که بیمعناگویی در شعر چه حاصلی دارد، که جماعتی از اهل نظریه پردازی، بیمعنایی را از امتیازات شعر میدانند که در جای خود محل تامل است.
اما در نثر بویژه نثر علمی و مکاتبات اداری و نوشتههای رسانهای، بیمعناگویی هیچ توجیهی ندارد؛ زیرا در این گونه نثرها رسایی، وضوح و سادگی سخن در خدمت انتقال معناست.
در چند سال اخیر گسترش رسانهها وسرعت و سهولت انتشار نوشتهها کار را به جایی رسانده است که گویا کسی برای سلامت زبان و دستکم معنا داشتن جملات اهمیتی قائل نیست، دو نمونه را نقل میکنم:
این بخشی از سخنرانی یک مسئول فرهنگی است: «امروز غرور این ملت، به غیرت قاصدکهای مقصدشناس، معرف بال هنرخال بلند پرواز مسیر کمال، زلفی از جنس رضای حضرت ذوالجلال گره زده است.»این هم از یک مقاله نقد ادبی در نشریه کتاب هفته: «طنز در ژرفنای متن رسوخ کرده و خنده برآمده از آن در پی چیستی حقیقت اتفاق میافتد که در ذات خود مانند زهری تلخ اما کارگر جلوه میکند.»
گونهای دیگر این بی معنا نویسی و آشفتگی در زبان، متنهایی است که در رسانههای فراگیر به عنوان متون عاطفی و ترغیبی منتشر میشود و پر است از جملات بیارتباط و غیرمنطقی، اما به ظاهر زیبا و با کلمات بلورین و رویایی، چیزی شبیه حبابهای رنگینی که از اسباب بازی کودکان تولید و در هوا پراکنده میشود، زیبا و چشمنواز اما فریبنده و ناپایدار.
اسماعیل امینی / شاعر و مدرس دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: