در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طی سالهای اخیر بیشترین حجم سریالهای تاریخی معاصر متعلق به شما بود، اما نکته تاملبرانگیز پیرامون آثار شما، این است که در کارهای خود چندان دیالوگ کاراکترها شبیه دیالوگهایی که جامعه یک دوره را برای ما یادآوری کند، نیست. آگاهانه به این لحن رسیدهاید؟
بله. ما نباید فراموش کنیم مخاطبی که در شرایط کنونی به تماشای آثار ما مینشیند، دوست دارد به تماشای یک قصه تاریخی بنشیند. او از یک سریال تاریخی انتظار اثری مستند ندارد، به همین علت میخواهد در کنار آنکه واقعیت تاریخ را مشاهده میکند، قصهای را ببیند که بتواند با شخصیتهای آن ارتباط برقرار کند. پرواضح است اگر بیننده حتی دیالوگهایی را که قهرمانهای قصه به کار میبرند، نشنیده باشد یا دیالوگها به گوشش ناآشنا باشد و دانشی نسبت به مفهوم آن نداشته باشد، آن را پس میزند. همین موضوع باعث میشود من سعی کنم زبان کارهایم را به زبان مخاطب عام نزدیک کنم و در دیالوگنویسی به سراغ کلمات دشوار نروم تا طیف عام مخاطب را از این طریق بتوانم با خود همراه کنم.
پس به نظر شما اشکالی ندارد برای جذب مخاطب به نوعی در شیوه دیالوگگویی مردم یک برهه از تاریخ دست برد؟
کاری که من انجام میدهم دست بردن نیست، بلکه بالانس کردن شرایط است. هر خالقی در پی خلق اثرش به دنبال مخاطب عام میگردد و هر چقدر بتواند مخاطب بیشتری را با خود همراه کند، یعنی زبان مردم را بهتر و بیشتر میداند. نکتهای که بعضی سازندگان آثار تاریخی، در ساختن کارهایشان فراموش میکنند، این است که حوصله مخاطب امروزی را که در تیررس سریعترین نوع اطلاعات قرار دارد، در نظر نمیگیرند و فکر میکنند همچنان با نگارش دیالوگهای کشدار و بهرهگیری از کلمات آنچنانی میتوان یک کار تاریخی فاخر ارائه کرد. به هر حال، تصور من بر این است که دیگر عصر این شیوه دیالوگ نویسی به سر آمده است و ما باید فصلی نو را رقم بزنیم. شما اگر بسیاری از کارهای تاریخی موفق روز دنیا را مشاهده کنید، میبینید در آنها دیگر خبری از دیالوگهای طولانی و کشدار نیست و ریتم در آن دسته کارها حرف اول را میزند.
ولی خب برخی معتقدند اولین پیش شرط ساخت کارهای تاریخی، وفاداری به آن است و برای روایت یک قصه تاریخی باید به آن وفادار بود؟
وفاداری به تاریخ صرفا به این معنا نیست که شما کلمه به کلمه تاریخ را روایت کنید، چون عملا در ساخت یک سریال یا فیلم، فرصت محدودی در اختیار دارید. به همین دلیل شما باید بنای اصلی قصهتان را بر صداقت و وفاداری بگذارید، اما از آن طرف اجازه دهید قصه نفس بکشد و دچار ریتم کند نشود. شاید برای شما جالب باشد با تمام دقتی که در حین نگارش فیلمنامه و ساخت کار دارم، اما بازهم در پشت میز تدوین دچار وسواس میشوم و بعضی سکانسها را حذف میکنم. شاید این موضوع باعث ناراحتی بازیگرانم هم بشود، اما فکر میکنم در نهایت، ریتم تند و ماحصل کار مهمتر از هر چیز دیگری است. من برای ساخت آثارم تحقیق زیادی انجام میدهم و سعی میکنم آنچه را روایت میکنم ضمن انطباق با تاریخ، جذابیتهایی را هم به لحاظ درام داشته باشد.
الهام حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: