در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کوین از آن ثروتمندانی است که همیشه در معرض انواع شایعات قرار دارد. برخی او را نه انسانی درستکار بلکه شخصی میدانند که ثروت انبوهش را از راههای نادرست به دست آورده است. نام این مرد گاهی در محافل تکرار میشد تا اینکه او بهطور ناگهانی مفقود شد و والدینش به پلیس مراجعه و خبر ناپدید شدنش را اعلام کردند.
ماموران تمام خانه مجلل و بزرگ این مرد را که در کرافول است، جستجو کردند اما هیچ اثر و نشانهای نیافتند. روزها و ماهها پشت سرهم سپری میشد و خبری از مرد شصت و هشت ساله نبود تا اینکه کاترین والیلی ـ زنی شصت و پنج ساله ـ که روز حادثه با خودرویش از جادهای در حوالی کرافول میگذشت، مردی پریشان را دید و برای کمک کردن به او ترمز کرد.
کاترین میگوید: کفش به پا نداشت، زخمی بود، با موهای بلند و ژولیده حتی ناخنهایش هم بلند بود، انگار ماههاست حمام نرفته و اصلاح نکرده. خیلی هم لاغر بود؛ پوست و استخوان. دلم به حالش سوخت و سوارش کردم. پرسیدم چه کمکی از دستم برمیآید، خودش را معرفی کرد. چنین اسمی را قبلا نشنیده بودم. گفت او را ربوده بودند. حرفش را باور نکردم. پیش خودم گفتم حتما آلزایمر دارد و راه خانهاش را گم کرده است اما او اصرار کرد که ربوده شده بود. بالاخره تصمیم گرفتم او را به اداره پلیس ببرم.
کوین در اداره پلیس خودش را معرفی کرد. ماموران این مرد را بخوبی میشناختند. آنها وقتی وضع ظاهری این مرد را دیدند بسرعت او را به بیمارستان منتقل کردند و کوین تحت مراقبت قرار گرفت. او بعد از بهبود دوباره به اداره پلیس رفت تا ماجرا را توضیح بدهد: داشتم در باغ خانهام قدم میزدم که سه مرد به طرفم حمله کردند. آنها ماسک زده بودند. مرا به زور سوار ماشین کردند و با خودشان بردند. در تمام این مدت در چنگ آنها اسیر بودم و مرا کتک میزدند و شکنجهام میکردند.
کوین به اندازهای ثروت داشت که طمع خلافکاران را برانگیزد. خانهای بزرگ، بالگرد اختصاصی، مدلهای مختلف خودروهای لوکس و... فقط بخشی از اموال اوست. اما ماجرایی که کوین تعریف میکرد، کمی مشکوک به نظر میرسید. او ادعا کرد آدمربایی کار گروهی روسی است. او گفت: آنها از من باج میخواستند.
ماموران در جریان تحقیقات خود متوجه شدند کوین در دبی فعالیتهای تجاری انجام میداد و احتمالا بهعلت همان پروژهها به افرادی بدهکار بود و تمام ماجرا از همین بدهی نشأت میگیرد. با وجود این خود کوین اصرار دارد انگیزه اصلی ربودن وی فقط باجخواهی بود نه چیز دیگر.
ماجرایی که کوین به زبان آورده است با برخی شواهد واقعی همخوانی ندارد. یکی از ابهامات، چگونگی آزاد شدن مرد ثروتمند است. کاترین او را در حدود صد مایلی خانهاش پیدا کرد. او میگوید: درست است که این مرد اصلا ظاهر مناسبی نداشت اما خیلی خوب حرف میزد و مودب بود البته نه میدانست در چه ماهی هستیم و نه روز را میدانست برای همین هم خیال کردم فراموشی دارد.
حرفهای این شاهد تا حدودی ثابتکننده اظهارات کوین است. این مرد مدعی است در طول مدتی که گرفتار آدمربایان بود از ارتباط با خارج محروم شده بود و برای همین اصلا نمیدانست چه مدتی را در زندان تبهکاران بوده است. به هرحال پلیس ایرلند قرار است تحقیقات بیشتری انجام دهد تا راز مفقود شدن مرد ثروتمند فاش شود.
ترجمه: سارا لقایی
منبع: دیلی میرور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: