در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اواخر ماه پیش میلادی پلیس لاسوگاس تماس عجیبی را دریافت کرد:زن و بچهام را کشتهام و میخواهم خانهام را آتش بزنم. اگر کسی مزاحم شود او را هم میکشم.
این تماس از وقوع فاجعه حکایت داشت و نمیشد تردید کرد. فردی به آخر خط رسیده و انجام هرکاری از دستش برمیآید، حتی کشتاری بزرگ و قتلعامی تمامعیار. به همین دلیل ماموران با ردیابی آن بلافاصله راهی محل حادثه شدند. آتشنشانان نیز همزمان راه افتادند تا شاید بتوانند از بروز فاجعه جلوگیری کنند. آنها وقتی به محل حادثه رسیدند که آتش تازه داشت جان میگرفت و باید مانع گسترشاش میشدند. مردی خشمگین در حالیکه سلاحی کمری در دست داشت جلوی خانه ایستاده بود و فریاد میکشید: کسی حق ندارد جلو بیاید. رفتار مرد نشان میداد هیچ کنترلی بر اعصابش ندارد و در شرایطی متشنج و عصیانزده قرار دارد. آیا میشد او را مهار کرد؟
ماموران در شرایطی بغرنج قرار گرفته بودند. اگر آتش خاموش نمیشد ممکن بود به اطراف سرایت کند و تعداد تلفات بیشتر از دو نفر شود از سویی ممکن بود خود قاتل هم به استقبال مرگ برود برای همین سعی کردند با مرد مسلح مذاکره و او را با انجام اقدامات روانشناسانه آرام کنند ولی او گوش شنوایی برای شنیدن حرفهایی که خودش مدتهای طولانی به زبان آورده بود،نداشت و درست لحظهای که هیچکس تصورش را هم نمیکرد با شلیک گلولهای به زندگی خودش هم پایان داد.
صحنه خودکشی به گونهای بود که میشد حدس زد او از پیش برای این کار تصمیم نهایی را گرفته بود و تحت هیچ شرایطی نمیخواست به حیاتش ادامه بدهد. بعد از آن آتشنشانان به سرعت دست به کار شدند و شعلهها را مهار کردند. اجساد زن 46 ساله و کودکی حدود هشت سال با خاموش شدن آتش از داخل خانه پیدا شد. آنها به طرز دلخراشی به کام مرگ کشانده شده بودند. ماموران خود را در برابر صحنهای میدیدند که هر تماشاگری را به لرزه میانداخت.
کارآگاهان جنایی وقتی تحقیق روی این پرونده را در دست گرفتند فهمیدند عامل جنایت خودش از ماموران پلیس بوده و در تمام سالهای خدمتش دست از پا خطا نکرده بود.
همسر او هم سال 2005 جایزه ویژه فدراسیون غریق نجات را دریافت کرده و جایزه ویژه خدمات اجتماعی را هم در کارنامهاش داشت. اینکه در چنین خانوادهای که به ظاهر سربهزیر و شهروندان درستکار شناخته میشدند به این حد بحرانی شود که زندگی آنان به جنایت و کشتار بینجامد برای همه عجیب بود.
اجساد بعد از تحقیقات مقدماتی در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفت تا شاید متخصصان این سازمان بتوانند رازی پنهان از چشم کارآگاهان را فاش کنند. بازرسی دقیق نیز از خانه مقتولان انجام شد به این امید که سرنخی هرچند کوچک از انگیزه مامور پلیس فاش شود اما این کارها تاکنون هیچ فایده و نتیجهای نداشته است.یکی از همکاران مامور قاتل گفته است: این پرونده نامعقولترین چیزی است که در زندگیام دیدهام. من هیچ خاطره بدی از او ندارم.
این جنایت بار دیگر آماری را سرزبانها انداخت که شوکهکننده است؛ سال گذشته 126 افسر پلیس در آمریکا به زندگی خودشان پایان دادند. این رقم و جنایت اخیر نشان میدهد بسیاری از افرادی که وظیفه حفظ نظم و امنیت جامعه را به عهده دارند خودشان از انواع مشکلات روحی و روانی و نابسامانیهای اقتصادی رنج میبرند هرچند مقامات میگویند اوضاع بهتر شده و خودکشیها رو به کاهش است، اما منتقدان هنوز ابراز نگرانی میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: