در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این کشور عربی کوچک حوزه خلیجفارس در سالهای اخیر با کسب مجوز میزبانی و سپس برگزاری بازیهای آسیایی 2006 و مهمتر از آن مجوز میزبانی جامجهانی فوتبال 2022، در صدر اخبار جای گرفته است. با این حال برای آنکه حضور قطر در مقام مجری رقابتهایی از این دست توجیه شود، این کشور باید پیروزیهایی هم در بالاترین سطح ورزش جهان کسب کند و چون جمعیت زیادی ندارد و شهروندانش از نظر ژنتیکی به درد برخی ورزشها میخورند، مجبور شده است در دو دهه اخیر زیرپای بسیاری از قهرمانان بزرگ سایر کشورها بنشیند و آنها را خریده و به دوحه بیاورد. در حقیقت، قطریها با صرف پولی هنگفت ورزشکاران سرشناس را به تابعیت خود درآورده تا بلکه توسط آنها صاحب مدالهای جهانی و المپیک شده و ورزش قطر را در جغرافیای ورزش جهان بارز و برای جهانیان قابل تشخیص و تفکیک از سایرین کنند.
سرآمد ورزشکاران اینگونه جذب شده به قطر شاید سیف سعید شاهین و سعید سیف اسد باشند که اولی یک آفریقایی استاد در دوهای نیمهاستقامت بوده و هست و دومی وزنهبرداری است که از بلغارستان آمده و نام حقیقیاش انجل پوپوف است.
آنچه قطر را در این زمینه جریتر و موفقتر و قادر به ادامه این روند طولانی ساخته است، وجود حفرههای بزرگ در قوانین ملیت و زادگاه قهرمانان ورزشی و کوتاهآمدن و بیتفاوتبودن بسیاری از فدراسیونهای جهانی و حتی کمیته بینالمللی المپیک (IOC) نسبت به این مساله است. IOC به جای سفت و سخت ایستادن در برابر کشورهای طالب و مجری این خواسته و رفع ضعفهای قوانین فوق و تدوین قواعدی جدید که راه اینگونه کوچها را مسدود کند، عملا راههای انجام این کار را وسیعتر ساخته است. وقتی فدراسیون بینالمللی وزنهبرداری در سالهای اخیر حاضر شده است بسیاری از محرومیتهای خاطیان را در ازای دریافت جریمههای بالنسبه کلان ببخشد و خطاهای بزرگی چون دوپینگ را نیز رفع و رجوع کند، طبیعی است راحت و در ازای یک مشت دلار هم بتوان تغییر ملیت داد.
قطر در این خصوص حتی تیم ملی بسکتبال مردان خود را نیز طی ده سال اخیر سرشار از مهرههای خارجی و بخصوص سیاهپوستان آمریکایی درجه سوم و تعدادی آفریقایی کرده و با همین سلاحها بود که در نیمهنهایی بازیهای آسیایی 2006 دوحه بر ایران غلبه کرد و در نهایت به مدال نقره رسید. البته عمر این سیستمها و رویکردها هم طولانی نیست، چنان که قطر با لشکر خارجیهایش طی سالهای بعدی هرگز به چنان نقطه اوجی بازنگشته است.
اگر قطر را نادیده بگیریم، ترکیه و آذربایجان سایر کشورهایی هستند که در دو دهه اخیر در یک موج سازماندهیشده اقدام به جذب ورزشکاران مطرح سایر کشورها و بخصوص ناراضیان اروپای شرقی کرده و توان اینگونه ورزشکاران فراری را به خدمت خویش درآوردهاند. امروز در تیمهای ملی این کشورها بین 5/2 تا 5/4 درصد اعضا، افرادی هستند که اصلا در این مناطق به دنیا نیامده و تبعه ترکیه و آذربایجان شدهاند و برای این کشورهای ثانوی خود به میدان میآیند. آمریکا نیز در دهههای اخیر محل مهاجرت و استقرار بسیاری از ورزشکاران سایر کشورها بوده و تعدادی از بهترینهای ورزش این کشور، مهاجرانی از دیگر کشورها هستند، اما مشکل آمریکا و کشورهایی از این قبیل این است که برخلاف قطر و ترکیه و آذربایجان، ورزشکاران مهاجر را تحت یک برنامه حمایتی کامل قرار نمیدهند و فقط میپذیرند ورزشکار خارجی واردشده به آمریکا در آنجا بماند و خودش راههای ورزش و امرار معاش را بیابد. در بعضی موارد نیز مقرری مشخصی را به ورزشکاران پناهنده تا زمان روبهراه شدن اوضاعش پرداختهاند. در این کشور سیستمی وجود ندارد که براساس آن ورزشکاران خارجی مهاجر در شمول کمکهای دولتی قرار گیرند و هر مهاجری بعد از کسب مجوز کار، خودش باید به شرکت در مسابقهها یا مربیگری بپردازد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: