آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
نشسته هر جا خونه به خونه
بر میدارم من پارویی چوبی
جمع میکنم برف جایی به خوبی
ساکت و پر شور، بدون حرفی
با دست میسازم یک دوست برفی
وقتی که ساختم سر و تنش را
کلاه گذاشتم روی سرش را
به گردن او شالی پیچیدم
برای چشماش زغال خریدم
هویج گذاشتم به جای بینی
چقدر میخندی اگه ببینی
آنوقت میشم من خسته خسته
مادر خوبم میگه که بسه
بیا عزیزم سرما میخوری
کمی بشین تو پیش بخاری
دستبردار از این آدمک چاق
بیکار نشسته کنار این باغ
فردا دوباره میری سراغش
بازی میکنی میپرسی حالش
گوش میکنم من حرف مامانم
آن مهربانم، عزیز جانم
سیدرضا تولاییزاده
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....