در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نشسته هر جا خونه به خونه
بر میدارم من پارویی چوبی
جمع میکنم برف جایی به خوبی
ساکت و پر شور، بدون حرفی
با دست میسازم یک دوست برفی
وقتی که ساختم سر و تنش را
کلاه گذاشتم روی سرش را
به گردن او شالی پیچیدم
برای چشماش زغال خریدم
هویج گذاشتم به جای بینی
چقدر میخندی اگه ببینی
آنوقت میشم من خسته خسته
مادر خوبم میگه که بسه
بیا عزیزم سرما میخوری
کمی بشین تو پیش بخاری
دستبردار از این آدمک چاق
بیکار نشسته کنار این باغ
فردا دوباره میری سراغش
بازی میکنی میپرسی حالش
گوش میکنم من حرف مامانم
آن مهربانم، عزیز جانم
سیدرضا تولاییزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: