کتاب کوچولو

خرس و روباه

«... روباه به خرس گفت: فکر کردی چقدر می‌توانی ماهی بگیری، من پیشنهاد بهتری دارم طوری که همه زمستان از من ممنون خواهی بود.
کد خبر: ۵۳۷۷۹۳

خرس با تعجب پرسید: چه پیشنهادی؟

بیا به دهکده برویم و مرغ و اردک بیاوریم.

خرس خوشحال شد و قلاب را به طرفی انداخت و گفت: مرغ و اردک!؛ بیا زودتر برویم. وقتی هوا تاریک شد خرس و روباه یواشکی به دهکده نزدیک شدند و به سراغ مرغدانی رفتند. روباه یکی از تخته‌های پرچین را برداشت و گفت: عمو میشا تو اینجا نگهبانی بده تا من هرچند تا مرغ و اردک دلت خواست برایت بیاورم و...»

شما می‌توانید ادامه این قصه قشنگ و آموزنده را در کتاب «خرس و روباه» بخوانید که تصاویر بسیار زیبایی هم دارد.

نویسنده و تصویرگر: ولادیمیر سوته یف

مترجم: مریم شیرازی

ناشر: نخستین 1390

قیمت:750 تومان

بارون ریزه میزه

«یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود. در یک روستا به نام رستم‌آباد حــسنی شاد و شنگول با پدر و مادرش زنـدگی می‌کرد. آنها زندگی خوبی داشتند، اما حسنی پسر شیطون و بازیگوشی بود و البته کمی نامنظم بود و وقتی از بیرون به خانه می‌آمد هر کدام از وسایلش را یک گوشه‌ای پرت می‌کرد. مادرش از این رفتار او ناراحت بود و مرتب می‌گفت: پسرم؛ پسر گلم چرا اینقدر بی‌نظمی و...»

بچه‌ها، اگر می‌خواهید بدانید عاقبت این بچه بی‌نظم چه می‌شود بهتر است کتاب « بارون ریزه میزه، حسنی چقدر تمیزه‌» را بخوانید.

نویسنده: محمد‌رضا صبوری

تصویرگر: مریم اکراد

ناشر: آسمان اندیشه 1391

قیمت: 1000 تومان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها