
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
سینمایی از جنس فیلمهای مذکور که روزگاری قدرت زیادی در جذب مخاطب داشت، دریچهای از زندگی را روی تماشاگر میگشود، اما سینمایی که به اعتبار وام گرفتن از واقعیتهای جامعهاش به قدر و منزلت رسید، امروز با این پرسش روبهروست که آیا جامعه ایرانی را صرفا محدود به مردم تهران، آن هم از ونک به بالا نمیبیند و اینکه شخصیتهای کلاژمانندی که به تصویر میکشند، به کدام قشر از جامعه مربوط میشوند؟
آیا این سینما در ارتباط با تماشاگر باورپذیری و همذاتپنداری لازم را ایجاد میکند؟ در این بین برای بررسی این موضوع که سینمای اجتماعی کنونی ما آیا تصویر روشن و واضحی از اقشار مختلف جامعه خود بازآفرینی میکند یا خیر، به سراغ کسانی رفتیم که مخاطبان حرفهای سینما محسوب میشوند و از نگاه و زاویه جامعهشناسی و ادبیات به این موضوع میپردازند.
سینمای سطحی، ادبیات عمیق
احمد دهقان، نویسنده با اشاره به شرایط سوءتفاهم برانگیز سینما و تاثیرش بر ارائه تصویری روشن از جامعه، میگوید: در گذشته نهچندان دور سینمای ما بهترین آثار را در مورد طبقه فقیر جامعه به نمایش گذاشت و بهترین آثار سینمای ما، بیانگر شرایط جامعه بود، اما با عوضشدن ذائقه مخاطب، سینما زودتر از ادبیات، خودش را با فضا وفق داد و تابلوهای پر زرق و برق را به نمایش گذاشت، نه داستان واقعی طبقات مختلف جامعه.
برخی کارشناسان معتقدند سینماگران آنقدر که به تفکرات و ذهنیت خودشان که لزوما منطبق با واقعیت نیست، بها میدهند به چیزی که در عالم واقع میگذرد کاری ندارند |
این نویسنده که یکی از داستانهایش با عنوان «من قاتل پسرتان هستم» دستمایه خلق یک فیلم سینمایی شده است، به نقش گیشه در عدم ارائه تصویری واقعی از جامعه اشاره میکند و میافزاید: سینما سعی میکند، چیزهایی را به نمایش بگذارد که در جامعه کمتر درباره آن صحبت شده، برای اینکه شاید بتواند گیشه را به دست بیاورد.
او ادامه میدهد: سینمای ما نتوانسته طبقات مختلف جامعه را به خوبی نمایش دهد و مثلا از طبقه متمول فقط یک تابلوی پرزرق و برق نشان داده است، اما ادبیات چون نمیتوانسته با زرق و برق به این طبقه نزدیک شود، عمق آن را جستجو کرده است.
نداشتن تصویر دقیق از اقشار جامعه
طهماسب صلحجو، منتقد سینما هم بررسی عملکرد سینما در نمایش جامعه را نیازمند تحقیقات گسترده میداند و میگوید: باید پرسید مردمی که با سینما و رسانههای دیگر ارتباط دارند، چقدر میتوانند شخصیتها و تیپهای فیلم و سریالها را باور کنند.
چون کار هنر نمایش انتقال تجربهها و باورکردن شخصیتها از سوی مردم است و اگر مردم این شخصیتها را باور کنند و با آنها ارتباط بگیرند، طبعا گوشهای از حقیقت خودشان را در آن شخصیتها دیدهاند.
او که عنصر باورپذیری را نشانه عملکرد صحیح یک فیلم در بازنمایی جامعه میداند، میگوید: سالهاست که عروسکهای کلاهقرمزی و پسرخاله با اقشار مختلف جامعه ارتباط برقرار کردهاند، در حالی که هیچکدام این عروسکها، جزئی از جامعه ما نیستند، ولی باورپذیر هستند.
صلحجو، ارائه تصویر واقعی از جامعه را مستلزم درک عمیق نسبت به آن میداند و ادامه میدهد: اینکه چقدر سینما در نمایش طبقات مختلف جامعه موفق عمل کرده، نیازمند تحقیق و پژوهش دقیقی است و اینکه ما تصویر دقیقی از جامعه خود داشته باشیم و آن را بخوبی بشناسیم. مثلا وقتی طبقه متوسط هنوز به طور روشن شناسانده نشده و حدومرز این طبقه مشخص نیست، چطور میتوان از بهتصویرکشیدن آن سخن گفت؟
ایجاد اعتماد بین سینماگران و مسئولان
جواد طوسی، منتقد سینما هم که معتقد به فقدان وجود تصویر روشن از جامعه در سینمای کنونی است، دیدگاهش را اینگونه توضیح میدهد: اگر قرار است ما تصویری واقعبینانه از اقشار مطرح و تاثیرگذار جامعه در چرخه تولید آثار سینمایی ببینیم، باید بررسی کنیم فقدان و کمرنگبودن کنونی سینمای اجتماعی از چه چیز ریشه میگیرد؟
او میافزاید: به نظر من این فقدان به کمکاری فیلمسازان و فیلمنامهنویسان ما برنمیگردد، اگر بیانگیزگی و انفعال و انزواطلبی از ناحیه فیلمسازان اجتماعنگر و شاخص طی این سالها میبینید، به سیاستهای غلطی برمیگردد که در سینمای اجتماعی ما اعمال میشود.
این منتقد سینما به ملزومات اجراییشدن و احیای اینجریان اشاره میکند و میگوید: اگر ما در سینما به دنبال تصویر دقیقی از جامعه هستیم، باید پاسخ آن را در وضع موجود بیابیم. اگر رسالت فیلمساز ارائه تصویر واقعی از جامعه و اقشار آن است، باید نقطه اعتمادی بین سیاستگذار و اهالی فرهنگ و هنر وجود داشته باشد، ولی ما شاهد روشهای انعطافناپذیری در این حوزه هستیم.
او نمونههای موفق این ژانر را برمیشمرد و تاکید میکند: ما نمونههایی داشتهایم که تصویر دقیقی از جامعه را در سینما نشان دادهاند؛ اجارهنشینها، مهمانی مامان، زیرپوست شهر، میم مثل مادر، ارتفاع پست از این جملهاست. اگر به جای برخورد خشک و رسمی با سینمای اجتماعی، روشهای تفاهمآمیز و آشتیبرانگیز را انتخاب کنیم، حتما دوباره شاهد تصویر واقعی جامعه در آثار سینمایی خواهیم بود.
نگاه فیلمسازان از توده مردم عامیانهتر است
طیبه میرزا اسکندری، جامعهشناس و مدرس دانشگاه در این باره میگوید: متاسفانه در سینما، تصویر واقعی از افراد، گروهها، تیپها و مسائل اجتماعی نمیبینیم. من بهعنوان جامعهشناس انتظار ندارم تا یک فیلمساز براساس تحقیقات جامعهشناسی فیلم بسازد، ولی حداقل این انتظار را دارم که او از سطح توده مردم بالاتر و واقعیتر به جامعه نگاه کند.
وی به دلایل ادعای خود اشاره میکند و میافزاید: بهنظرم کسانی که در عرصه سینما فعالیت دارند، آنقدر که به تفکرات و ذهنیت خودشان - که لزوما منطبق با واقعیت نیست - بها میدهند، به چیزی که در عالم واقع میگذرد، کاری ندارند.
این جامعهشناس در ادامه صحبتهایش به طرح چند پرسش میپردازد و میگوید: آیا تفکراتی که در سینما مطرح میشود، مشکلات را برطرف میکند؟ آیا در خلال طرح مشکل، راهکاری ارائه میکند؟ واقعیت این است که سینما راهکاری برای برونرفت از مسائل و بجز در مواردی خاص، تصویر دقیقی از جامعه نشان نمیدهد.
آزاده کریمی - گروه فرهنگوهنر
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد