در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به هر حال آنچه واقعیت دارد این است که این اتهامات میتواند بسیار تحریککننده و پوپولیستی باشد، آن هم در شرایطی که پاکستان در ماه می در شرف برگزاری انتخاباتی است و مردم این امکان را دارند که حکام فاسد را با تیپا از صحنه خارج کنند. آنچه وضع را خطرناکتر و انفجاری کرده شرایط و اوضاع و احوال کنونی است:
آنچه در پاکستان در حال حاضر مایه شگفتی است راهپیمایی برنامهریزی شده از سوی طاهر القدری، روحانی محبوبی است که دست به اردوکشی خیابانی حدود شصتهزار نفری از حامیانش در اسلامآباد زد، اتفاقی که در دهههای گذشته بههیچوجه اجازه آن داده نمیشد.
طاهر القدری که راهپیمایی خود را به سمت اسلام آباد از لاهور پنجاب در چهاردهم ژانویه با اسکورت اتوبوسها و کامیونها آغاز کرده، ادعا میکند که اقدامش میتواند منجر به شورشی میلیونی از سوی حامیانش شود.
در حال حاضر او خواهان تعویق انتخابات و تصویب موقعیت اضطراری برای تضمین آن که کاندیداهای پارلمان دزد و کلاهبردار نباشند، شده است. او از ضرورت جنگ واقعی با تروریسم، مخالفت با افراطگرایی، پرداختن به مساله فقر فزاینده در پاکستان و دیگر موارد سخن به میان میآورد.
وی بهطور واضح و آشکار سیاستمداران و نمایندگان منتخب را هدف حملات شدید قرار داده و در سخنرانی طولانیاش در پانزدهم ژانویه پارلمان را شارلاتان خطاب و ارتش و قوهقضاییه را در اقداماتشان تحسین کرد.
او تاکید کرد که در پاکستان تنها این دو سازمان و قضات شایسته احترام و تکریم هستند.
اقدام دادگاه عالی علیه نخستوزیر که تنها چند دقیقه بعد از اتمام سخنرانی القدری صورت گرفت این احساس را بهوجود میآورد که ارتش، قضات و القدری هماهنگ عمل کردهاند. بعضی از نزدیکان القدری قبل از شروع راهپیمایی از لاهور ایده مداخله نرم ارتش در سیاست پاکستان را مطرح کرده بودند.
افراد دیگری نیز بر این عقیدهاند که پاکستان اکنون در معرض نوعی کودتای مشروع و منصفانه یا به عبارتی کودتای قضایی شبیه آنچه در بنگلادش اتفاق افتاد، قرار گرفته است.
قضات بنگلادشی و ارتش در سال 2007 فعالیت احزاب سیاسی را به مدت دو سال در بنگلادش به حالت تعلیق در آوردند.
اگر در پاکستان چنین اتفاقی رخ دهد، آقای القدری بهعنوان یک میانهرو و آزاد اندیش بازگشته از کانادا که بارها از احترام به قانون، دموکراسی و پایبندی به قانون اساسی سخن گفته، میتواند یک سخنگو و رهبر صوری کارآمد و مفید برای آن تلقی شود، حتی اگر حرکت او باعث تضعیف مردمسالاری شود.
اکنون سوال اینجاست که آیا مدل بنگلادشی کودتای قضایی در پاکستان احتمال دارد؟
آنچه مسلم است از چنین چیزی در پاکستان استقبال نخواهد شد. چنین کودتایی به این دلیل در بنگلادش رخ داد که وضع کشور بههیچوجه مناسب نبود. پاکستان بهرغم خطاهای فاحش سردمدارانش حداقل در ماههای اخیر نشانههای امیدوارانهای از خود بروز داده است.
برای اولین بار از زمان استقلال پاکستان تاکنون مقرر شده است که در سال 2013 هر دولت منتخب امکان به پایان رساندن دورهاش را تا پایان و انتقال آن به دولت دیگر داشته باشد.
با تثبیت دولت دموکراتیک و قانونمدار و جلوگیری از کودتای نظامی که زمینه ساز فرو رفتن کشور در بیثباتی و فساد است، پاکستان میتواند بتدریج شروع به بازسازی سیستمی کارآمدتر کند.
رسانههای فعال و پرتحرک پاکستان بویژه اخبار جنجالی تلویزیون تاکنون کمک کرده تا نظامیان از سیاست دوری بجویند و آمریکاییها نیز بوضوح مخالف یک دولت نظامی در پاکستان هستند.
قرار است انتخابات در ماه می برگزار شود و فرض بر این است که کارها بخوبی پیش رود. اگر در این روند خللی وارد شود نیروهای نظامی به رهبری ژنرال اشفق کیانی با توجه به وضع سیاستمداران غیرنظامی که اکنون در قدرت هستند و با ادعای مصیبتبار بودن وضع کشور سهم عمدهای از امور کشور از جمله دیپلماسی خارجی و امنیت را بر عهده خواهند گرفت. تا این لحظه هیچ حزب سیاسی قدرتمندی از تاخیر در انتخابات و تعلیق روند مردمسالاری استقبال نکرده است.
حزب حاکم مردم پاکستان به رهبری آقای زرداری و حزب مخالف مسلم لیگ نواز شریف تلاش زیادی به خرج داده و توافق کردهاند که دوره دولت غیرنظامی به پایان برسد و بهدنبال آن انتخابات برگزار شود.
احزاب کوچکتر بویژه جنبش مردمی عمران خان نیز تا این لحظه به این ایده که غیرنظامیان باید حکومت کنند و انتخابات بموقع برگزار شود پایبند بودهاند.
بعید است که رسانهها و کشورهای وامدهنده به پاکستان نیز موافق کودتا باشند. اما احتمال بروز شرایط دیگری نیز وجود دارد، از جمله آرزوی ارتش در بیثباتی هر چه بیشتر در کشور و به تبع آن دخالت نظامیان در سیاستها یا تاثیرگذاری در انتخابات به جای تعلیق کامل دموکراسی.
یکی از تغییرات مهمی که برنامهریزی شده است در اواخر امسال در پاکستان اجرا شود پایان دوره خدمت ژنرال کیانی در ماه نوامبر و بازنشستگی اوست.
پاکستان در دوره مسئولیت وی مواجه با ناکامیها و شکستهای عمدهای بوده است. نیروهای نظامی پاکستان در دوره ژنرال کیانی مواجه با فجایعی از جمله کشف تحقیرآمیز و کشتن اسامه بنلادن در شهرکی نظامی، روابط بسیار بد با سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، حملات طالبان به پایگاههای نظامی، گسترش تروریسم، تضعیف نفوذ پاکستان در افغانستان و بسیاری چیزهای دیگر بودهاند.
آنطور که شایع شده است خود ژنرال کیانی نیز مایل بهترک آبرومندانه از سمتش است.
از اینرو تنش فزاینده میان سیاستمداران غیرنظامی بهنفع او خواهد بود و حتی اگر وی در پی تصاحب قدرت و کودتا نباشد، تفرقه و تضعیف غیرنظامیان به نفع نیروهای ارتش تمام خواهد شد.
اکونومیست - مترجم:ایرج جودت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: