در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فهرست را میتوانیم کامل تر کنیم: ترانه مادر من، مادر من تو یاری و یاور من که اولین و آخرین تجربه شکیبایی در خوانندگی بود، تکانهای انگشت اشارهاش وقتی میخواست جایزه بگیرد، ایفای نقش مدرس در سریالی به همین نام، دکلمه شعرهای سهراب سپهری، نقش هامون و... .
این آخری با درخشندگی بیشتری خودش را در کارنامه شکیبایی به ما نشان میدهد.
سرنوشت این بازیگر و فیلم هامون آنقدر به هم گرهخورده است که مرور آثار بدون در نظر گرفتن این فیلم غیرممکن به نظر میرسد. او بارها و بارها در معرض این پرسش قرار گرفت که چرا دارد هامون را تکرار میکند. پرسشی که بیش از هر چیز نشاندهنده این بود که هامون در ذهن مخاطبان تهنشین شده و آنها نمیتوانند شکیبایی را در نقشی غیر از هامون تصور کنند. به همین خاطر در مواجهه با هر شخصیت منزوی و شکست خورده به یاد آشفتگیهای هامون میافتادند بدون این که دیگر زوایای نقش را در نظر بگیرند.
اتفاقا نگرانی و سرگردانی هامون آن قدر منحصربهفرد بود که چندان امکان تکرار نداشت. حمید هامون میخواست بهعمق ایمان ابراهیم پی ببرد اما هر چه زد به در بسته خورد و به همین خاطر زندگیاش تبدیل به یک کابوس وحشتناک شد.این بازیگر با تواناییهایی که داشت هر نقش را بازتعریف میکرد تا کارهایش شبیه به هم به نظر نرسند.
بهعنوان مثال او در سالهای آخر عمرش دو نقشی را که زمین تا آسمان با هم تفاوت داشتند جلوی دوربین برد. او در فیلم دستهای خالی، جانبازی از جنگ برگشته بود که تعهد بالایی به مبانی اخلاقی داشت و در فیلم دلشکسته اعتقادات فردی متعهد را به باد تمسخر میگرفت.
نکته مهم در کارنامه بازیگری خسرو شکیبایی این بود که او هیچ وقت کمفروشی نمیکرد و هر چه در توان داشت بیرون میریخت. چند ماه قبل از درگذشتش برای بازی در فیلم شب (صدرعاملی) راهی شهر مشهد شد و در حالی که از درد به خود میپیچید در نقش مدیر یک زائر سرا جلوی دوربین رفت. شرایط نقش آفرینیاش در این فیلم یادآور فیلم میکس (داریوش مهرجویی) بود.
آنجا هم عوامل گروه تولید فیلم از فرط خستگی پخش زمین شده بودند و او بیدار مانده بود تا هر جور شده فیلمش را به جشنواره برساند.
بهانه این یادداشت پخش تعدادی از فیلمهای خسرو شکیبایی در شبکه نمایش است. این شبکه که هر هفته آثار یکی از بازیگران ایرانی را مرور میکند، این هفته به سراغ خسرو شکیبایی میرود و فیلمهای هامون، عروسکفرنگی،ترن، شکار، دستهای خالی و دادشاه را از این بازیگر نشان میدهد.
دیدن دوباره فیلمهای او برای بازیگران و علاقهمندان بهاین حرف حکم کلاس بازیگری را دارد و برای سینمادوستان خاطره خوش روزهای بودنش را زنده میکند. روحش شاد و یادش گرامی باد.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: