اما در کشور ما دانشآموختگان رشتههایی همچون ریاضی، فیزیک و شیمی، ارتباط علمی چندانی با دانشآموختگان علوم مهندسی ندارند و افزون بر آن، با بازار کار بسیار محدودی نیز روبهرو هستند.
براساس آمارهای رسمی، هم اکنون حدود 250 هزار دانشجوی علوم پایه در کشور مشغول به تحصیل هستند که معمولا بعد از فارغالتحصیلی در بهترین حالت یا به کار تدریس در مراکز آموزشی مشغول هستند یا در شغلی غیرمرتبط با رشته تحصیلیشان کار میکنند.
در جدول آماری اشتغال و بیکاری رشتههای اصلی دانشگاهی که چندی پیش منتشر شد، نرخ بیکاری در رشتههای علوم فیزیکی و ریاضیات اعداد 25 و 19 را نشان میدهد، در حالی که نرخ بیکاری در رشتههای علوم انسانی حدود 15 بود.
ارتباط ضعیف علوم پایه و علوم مهندسی
در تقسیمبندی علوم دانشگاهی جهان، علوم پایه را حلقه اول تولید فرآوردههای فنی و علوم مهندسی را حلقههای بعدی میدانند، اما در کشور ما ارتباط چندانی بین علوم پایه و علوم مهندسی وجود ندارد.
در حقیقت رشتههای علوم پایه باید پایه و مبنایی برای ارتقای علوم مهندسی باشند و اکتشافات این علم تئوری، باید در مقام عمل و در علوم مهندسی هم کارایی خود را نشان دهد.
اما در کشور ما بین دانشآموختگان علوم پایه و علوم مهندسی تعامل علمی چندانی وجود ندارد و همین موضوع باعث شده است که علوم پایه نتواند با صنعت در ارتباط باشد؛ در نتیجه به دلیل نبود ارتباط منطقی بین علوم پایه و صنعت، دانشآموختگان علوم پایه نمیتوانند در بازار صنایع فعال باشند و خواه ناخواه مجبور میشوند فقط در بخش آموزش و تدریس مشغول به کار شوند.
دانشگاهها تقاضا محور نیست
علیرضا سلیمی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به جامجم می گوید: یکی از عمده دلایل بیکاری گسترده در بین فارغالتحصیلان علوم پایه این است که هرم بازار کار متناسب با دانشگاهها نیست و تقاضای بازار کار به یک سمت و تقاضای دانشگاهها به سمت دیگری است.
به اعتقاد این نماینده مجلس، دانشگاههای ما تقاضامحور نیست و در این حوزه با یک مشکل ساختاری در نظام آموزش عالی روبهرو هستیم؛ طوری که نظام آموزش عالی ایران طی سالها به سمت گسترش کمی رشتهها گام برداشته است.
وی تاکید میکند: ما نیروهای ماهری تربیت نکردهایم که بتوانند از آموختههای فارغالتحصیلان علوم پایه، استفاده کنند؛ هم اکنون فقط 20 درصد دانشجویان در رشتههای مهارتی درس میخوانند و در این زمینه با فقر تکنیسینهای ماهر روبهرو هستیم.
سلیمی با بیان اینکه آموختن علوم پایه نباید به خودی خود، هدف دانشگاهها باشد، خاطرنشان میکند: علوم پایه باید مقدمهای برای سایر علوم فنی باشد، اما از آنجا که نظام دانشگاهی ما نتوانسته است افراد ماهری به جامعه تحویل دهد، آموختههای دانشگاهی ما هم به سمتی حرکت نکردهاند که بتوانند مشکلات کشور را حل و فصل کنند.
وزارت علوم: مشکل را حل میکنیم
تحصیل در رشتههای علوم پایه، همان سختیهای هنگام تحصیل در رشتههای مهندسی را دارد و فارغالتحصیلان این رشتهها نیز با شب نخوابیدنها، تحقیقهای علمی و کارگاههای عملی مختلف عجین میشوند؛ اما نه آن جایگاه اجتماعی «مهندس» را در جامعه دارند و نه حقوق و شغلشان، شباهتی با یک دانشآموخته رشته مهندسی دارد.
مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم در گفتوگو با جامجم میگوید: قبول دارم که برخی رشتههای علوم پایه با فقر بازار کار روبهرو هستند، اما ما در مسیری حرکت میکنیم که امروزه با تکیه بر سند آمایش آموزش عالی، از گسترش رشتههایی که بازار کار خوبی ندارند، جلوگیری کردهایم.
ابوالفضل حسنی عنوان میکند: مطابق سند آمایش آموزش عالی، ما به نیازهای رشتهای هر منطقه از کشور نگاه میکنیم و مطابق آن، از گسترش رشتههایی که فراوانی زیادی در جامعه دارند، جلوگیری میکنیم.
این مقام مسئول، برای اثبات حرفهایش به رشتههای علوم پایهای اشاره میکند که به نظر وی، بازار کار خوبی در داخل کشور دارند.
رشتههای بیوفیزیک، بیوشیمی، بیوتکنولوژی، ماکروبیولوژی، میکروبیولوژی، فیزیک هستهای، بیومتریال و نانومتریال، از جمله رشتههایی در گروه علوم پایه هستند که به گفته حسنی، بازار کار فعلیشان بسیار خوب و از رشد قابل قبولی برخوردار است.
البته در شرایطی که بپذیریم مطابق گفتههای مسئولان وزارت علوم، فارغالتحصیلان این رشتههای علوم پایه جدید با مشکل پیدا کردن کار پس از فارغالتحصیلی مواجه نخواهند شد، در آن صورت این سوال پیش میآید که تکلیف فارغالتحصیلان رشتههای علوم پایهای مثل ریاضی محض، فیزیک، شیمی محض و رشتههای قدیمیتری که در گروه علوم پایه قرار دارند، چه خواهد شد و مسئولان برای اشتغال این گروه از دانشآموختگان قدیمی چه فکری کردهاند؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم