در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اول فکر کردیم شاید بانک واقع در شهرستان محل سکونت این شهروند بدرفتاری کرده است، اما ماجرا فقط به برخورد بد و غیرمحترمانه کارمندان بانک خلاصه نمیشود.
ظاهرا بانکها به افراد مسنی که شرایط مالی چشمگیری نداشته باشند نه تنها وام نمیدهند بلکه ضمانت آنها برای پرداخت وام به سایر افراد را هم قبول نمیکنند.
مثلا تصور کنید پدری را که 60 یا 70 سال دارد، کارگری ساده بوده و حالا بازنشسته شده است. این پدر اگر بخواهد برای تعمیر منزلش، ازدواج فرزندش، خرید خودرو یا هرمساله مالی دیگری که اتفاقا احتیاج به آن بسیار شایع است به بانک مراجعه کند به هزار بهانه کارش امروز و فردا میشود تا از خیر وام گرفتن بگذرد یا شاید در نهایت با همین پاسخ رو به رو شود که ممکن است همین فردا بمیری، پس وام به تو تعلق نمیگیرد.
داستان را میتوان جور دیگری هم تعریف کرد. فرزند فرد مسنی که بیکار است و میخواهد وام بگیرد و کاسبی راه بیندازد یا اصلا ازدواج کند یا هر مساله مالی دیگری به بانک مراجعه میکند. حتی اگر این فرد بیکار را با تحصیلات بالا هم تصور کنید، چندان بیراه نرفتهاید. به هر حال اولین پاسخی که بانک به این فرد میدهد، منفی است. اگر پدرش هم بخواهد ضمانت فرزندنش را بکند هم مورد قبول بانک نیست، چون مسن است و به همان دلایل ذکر شده احتمال دارد بانک نتواند در صورت پرداخت نشدن اقساط به پول برسد.
پس در تعریف بانکها پرداخت وام برای افراد جوان و مسن تعریف درستی ندارد، مگر بر اساس شرایطی که همه میدانیم و خیلیهایمان مشمولش نمیشویم.
شاید حق با بانکها باشد و پرداخت وام باید تحت شرایط استاندارد باشد، اما وقتی صحبت از تخلفات، پارتیبازی و اختلاسها میشود همه میدانیم که دور زدن قانون در بانکها وجود دارد، پس میتوان توقع داشت به قانونی نانوشته پایبند نباشند و در پرداخت وام به افراد مسن یا جوانان جور دیگری برخورد کنند. با این حال اگر قرار بر این باشد که وامها به افراد فعال، صاحب شغل و درآمد تعلق گیرد مسلما باید تعریف دیگری برای بانکداری در کشور تدوین شود.
مستوره برادران نصیری
دبیر گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: