در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امسال در میان آثار راهیافته به بخش نمایشهای خیابانی، رضا منصوری از تهران با نمایش «بیداری ذرات» توانست توجه و رضایت تماشاگران را به خود جلب کند و حال و هوای خوشایندی به جشنواره و البته نمایشهای خیابانی ببخشد. هرچند این نمایش موفقیت خود را بیش از هر چیز از بازی بازیگران دارد ، اما نمیتوان حضور و هدایت منصوری را بهعنوان نویسنده و کارگردان نمایش نادیده گرفت.
با آن که در آثار خیابانی، کارگردانها اغلب از رویدادهای بومی و فرهنگی زادگاه خود برای روایت ماجرا الهام میگیرند، در بیداری ذرات ، کارگردان فارغ از دغدغههای بومی، سراغ خردهداستانهای اجتماعی در زندگی روزمره آدمها رفته و با نگاهی طنز به همان خط داستانی آشنا و همیشگی لج و لجبازی میان زوجهای سالمند، دغدغهها و مسائل امروز جامعه را به نقد کشیده است. از تقسیمبندی و نحوه تربیت فرزندان در خانوادههای ایرانی بگیرید تا مواجهه و برداشت افراد از شاهنامه و شکل کاربردی آن در جنوب شهر و معرکهگیری پهلوانها در میادین- که از قضا میتواند شکلی ابتداییتر از نمایشهای خیابانی باشد- و چه خوب که منصوری تمام این موارد را خوب دیده، شنیده و چیده تا امروز توسط دو بازیگر حرفهای و توانای نمایشهای خیابانی- یعنی محمدهادی عطایی و الهه پورجمشید- به اجرا درآید.
حسن نمایش بیداری ذرات آن است که کارگردان در تقسیم کلام (دیالوگ) و تحرک (بازی)، جانب انصاف را رعایت و از این هر دو امکان برای ارتقای کیفی نمایش خود استفاده کرده است و چهبسا در لحظاتی کلام را کنار گذاشته و تنها به استفاده از بازی روی آورده و از آنجا که در این نمایش، امکانی به نام دکور یا آکسسوار وجود ندارد، کار بازیگر دشوارتر شده و تنها با استفاده از یک صندلی پلاستیکی، بدن و خلاقیت خود، باید آنچه را داستان و موقعیتها لازم دارد، بسازد. به عنوان مثال به خاطر بیاورید لحظههایی را که عطایی در جلد بچه اول (رستم) فرو میرود و زوراندامی او را بسیار دقیق و عالی به نمایش میگذارد یا وقتی در نقش پدر تلاش میکند بازیهای دخترانه را به بچه دوم بیاموزد.
از دیگر نکات قابلتوجه نمایش، ریتم ضرباهنگ درست و جذاب آن است. تماشاگر گردآمده به دور بازیگران، از همان لحظه نخست و ورود زوج سالخورده، چنان درگیر داستان و بحث و جدل آنها میشود که نمیتواند (یا نمیخواهد) لحظهای نمایش را از دست بدهد. این درست که نمایشهای خیابانی به دلیل فضای باز و تکنیک اجرایی، آزادی عمل بیشتری در رفتار و گفتار نسبت به آثار صحنهای دارند و چندان مقید به میزانسن و دیالوگها به شکل دقیق آن نیستند و از این نظر میتوانند مانند نمایشهای تختهحوضی یا سیاهبازی از بداههپردازی بیشترین بهره را ببرند و به هیچ وجه دیوار چهارمی میان بازیگر و تماشاچی وجود ندارد، ولی کارگردانی و شیوه بازیها، مجریان نمایش را وادار میکند همهچیز را به دیدنیترین شکل ممکن در معرض دید تماشاگران بگذارند. مهمترین نقطه قوت نمایش بیداری ذرات ، استفاده مستقیم و مطلوب از جمعیت تماشاچی در اجرای نمایش است، بیآن که خللی در ریتم و روند اجرا و داستان پیش آید. مشارکت تماشاگران در برخی صحنهها، ناخودآگاه توجه آنها را به فضای داستان و حوادث موجود در آن جلب میکند، تا جایی که خود را در برگزاری (بخوانید بازیگری) هرچه بهتر نمایش مسئول و دخیل میدانند. این اتفاق فرخنده، به شکلی زیرکانه و کنترلشده در نمایش رضا منصوری رخ داده است.
احمدرضا حجارزاده / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: