بنیاد ادبیات داستانی 5 سال پس از تاسیس فعالیت چشمگیری نداشته است

بنیادی بی‌بنا

بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان در زمان تصدی محسن پرویز، معاون فرهنگی پیشین وزارت ارشاد تاسیس شد، بنیادی که در ابتدای تاسیس ازجمله هدف‌هایش کمک به گسترش و ترویج کتابخوانی در حوزه ادبیات داستانی و همچنین فراهم کردن شرایط آشنایی مجموعه‌های دانشگاهی و آموزشگاهی با رشته ادبیات داستانی و نقد داستان، برگزاری جلسه‌های مشترک در دانشگاه‌ها، حمایت از پایان‌نامه‌ها، ایجاد رشته ادبیات داستانی در دانشگاه‌ها و مجموعه‌های آموزش عالی ذکر شده بود.
کد خبر: ۵۳۲۹۸۲

در هدف‌های ابتدایی این بنیاد کمک به بهبود منزلت اجتماعی نویسندگان، مترجمان، منتقدان و پژوهشگران حوزه داستان، انتشار نشریه‌ها و کتاب‌های حوزه ادبیات داستانی به زبان‌های فارسی و غیرفارسی و طراحی و اجرای دوره‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت آموزشی نیز آمده بود، اما با گذشت پنج سال می‌بینیم بسیاری از این اهداف نه‌تنها به فراموشی سپرده شده‌اند بلکه کار تا جایی پیش رفت که بعد از روی کار آمدن بهمن دری این بنیاد به حالت نیمه‌تعطیل درآمد به طوری که در برهه‌ای خبرهایی مبنی بر انحلال آن هم به گوش رسید. داستان از این قرار بود که محمود سالاری، مدیرعامل بنیاد به دری، نامه نوشت و گوشزد کرد، اعتبار احکام هیات امنای این بنیاد به پایان رسیده و خواستار صدور احکام جدید شد، اما دری در جواب این نامه گفت: «این بنیاد مسلوب‌الاختیار است و اگر قرار بود این بنیاد کاری کند در این سه سال انجام می‌داد و بهتر است، بنیاد ادبیات داستانی زیرمجموعه موسسه خانه کتاب به فعالیت خود ادامه دهد.»

این خبر به نامه‌نگاری‌های محسن پرویز و بهمن دری منجر شد، در همین نامه‌نگاری‌ها بود که دری خبر انحلال بنیاد را تکذیب کرد و گفت این بنیاد‌ها باید متکثر شوند، اما با مدیریتی فعال و پویا. بعد از چند ماه سالاری به همراه جهانگیر خسروشاهی و علی آقاغفار از این بنیاد که بعد از گذشت سه سال نه مجوز و نه بودجه داشت، استعفا دادند و بنیاد ادبیات داستانی بدون مدیرعامل منتظر ماند تا بهمن دری تصمیم بگیرد مدیری که خود تعبیر «پویا» را برای آن داشت به این مجموعه برود و در نهایت او محمد حسنی را که پیش‌تر در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور فعالیت کرده بود به عنوان مدیر عامل جدید بنیاد معرفی کرد و منوچهر اکبری به عنوان نایب‌رئیس هیات ‌امنای بنیاد ادبیات داستانی، احمد شاکری منشی و احمد وزیری به عنوان بازرس قانونی بنیاد معرفی شدند.

با روی کار آمدن مدیرعامل جدید بنیاد یعنی محمد حسنی، انتظار می‌رفت فعالیت‌های این بنیاد سر و سامانی بگیرد، در ابتدای بحث برگزاری جشنواره بین‌المللی داستان فجر‌ مطرح شد؛ جشنواره‌ای که با گذشت یک سال هیچ خبری از آن نشده است. حسنی درباره علت تعویق در برگزاری این جشنواره به جام‌جم می‌گوید: «ما مشغول مطالعه برای برگزاری این همایش هستیم و به محض این ‌که مطالعات توسط کارشناسان به نتیجه برسد و نقطه مطلوبشان را ارائه کنند، این همایش برگزار خواهد شد.»

او تاکید می‌کند: «تاکنون نتایج در مورد نحوه برگزاری این جشنواره مثبت بوده است و به محض این‌ که درباره آثار چاپ شده و نشده به جمع‌بندی برسیم، ان‌شاءالله این جشنواره را اگر مشکلات مالی نداشته باشیم، برگزار خواهیم کرد.»

حسنی درباره انگیزه راه‌اندازی این جشنواره معتقد است: «بعضی از دوستان داستان‌نویس گله‌مند بودند که در میان جشنواره‌های فجر، جای داستان خالی است و باید در مورد جوایز، بررسی صورت گیرد و نقاط قوت و ضعف‌شان استخراج شود و بعد از بررسی مسائل مختلف با اتکا به یک سند کارشناسی شده اقناع‌کننده جشنواره داستان فجر راه‌اندازی شود.»

یکی از مشکلات بنیاد ادبیات داستانی ساختمان استیجاری آن است که باید تخلیه شود و هنوز هیچ مکانی برای آن در نظر گرفته نشده است

او همچنین درباره این موضوع که با گذشت چند سال از راه‌اندازی بنیاد ادبیات داستانی ما هیچ خروجی چشمگیری از این بنیاد ندیده‌ایم، می‌گوید حدود یک سال است که مجوز رسمی بنیاد صادر شده است؛ یعنی سه ماه بعد از منصوب شدن حسنی بر سمت مدیرعاملی و همین نکته دلیلی است که مدیرعامل بنیاد می‌گوید باید عملکرد بنیاد را در بازه زمانی یکساله بررسی کرد نه بازه‌ای چند ساله که او نبوده است.

حسنی می‌گوید: «این بنیاد در زمان محسن پرویز طراحی و اساسنامه آن مصوب شد و قرار بود همان زمان شروع به کار کند؛ ولی به دلیل مسائل حقوقی و چالش‌ها نتوانست برنامه‌هایش را اجرایی کند.»

یکی از مشکلاتی که بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان در حال حاضر با آن مواجه است، مشکل بودجه است. یکی دیگر از سنگ‌های سر راه آن، ساختمان استیجاری آن است که باید تخلیه شود و هنوز هیچ مکانی برای آن در نظر گرفته نشده است. هر چند حسنی می‌گوید این موضوع به وزیر ارشاد اعلام شده و نامه‌ای به ریاست جمهوری نوشته شده تا ساختمانی به این بنیاد داده شود و این موضوع هم در دست بررسی است.

حسنی این مشکلات را بازدارنده اجرایی شدن برنامه‌هایشان می‌داند؛ ولی با وجود انقباض بودجه‌ای که بنیاد با آن مواجه شده او بر این باور است که امسال این بنیاد برنامه‌های خوبی را اجرا کرده است و بخصوص در حوزه پژوهشی کارهای مثبتی انجام داده است.

در ابتدای راه‌اندازی بنیاد، سایتی نیز برای آن طراحی شد، سایتی که آخرین بار یک سال پیش به روز شده است و خبری از فعالیت‌ها و اخبار جدید در آن دیده نمی‌شود. حسنی درباره این موضوع نیز توضیح می‌دهد: «سایت دو بار طراحی شد، با ارزیابی‌ها به این نتیجه رسیدیم که باید روی آن کار کنیم و بزودی سایت جدید رونمایی خواهد شد، قبول دارم این هم از نکاتی بود که قدری دیر شده است.»

اما محسن پرویز، معاون فرهنگی پیشین که در زمان او این بنیاد راه‌اندازی شد درباره انگیزه راه‌اندازی آن و اهدافی که از تاسیس آن داشته‌اند، توضیح می‌دهد: «انگیزه تشکیل بنیاد این بود که ما یک مجموعه محکم و با پشتوانه در وزارت ارشاد برای حوزه ادبیات داستانی داشته باشیم، اگر قدری به عقب برگردیم طی سال‌های 70 و اوایل دهه 80 رهبری تاکید خاصی بر پرداختن به رمان و داستان داشته، وقتی که به سمت معاونت فرهنگی منصوب شدم، صحبت‌هایی با آقای صفارهرندی انجام دادیم و قرار شد ما به شکل جدی‌تری حوزه ادبیات داستانی را پیگیری کنیم. در اولین پیگیری‌هایی که انجام شد، دیدیم یکی از مشکلات اساسی این است که هم حوزه شعر و هم داستان متولی خاصی در وزارتخانه ندارد؛ مثلا در حوزه هنرهای نمایشی ما بنیاد معظمی به نام بنیاد رودکی داریم یا در حوزه فیلم‌های سینمایی، بنیادی به نام فارابی داریم در نتیجه الگوی مناسب برای این کار در حوزه داستان به نظر می‌رسید که بنیادهای رودکی و فارابی بودجه مناسب و تشکیلاتی داشتند. در نتیجه ما فکر کردیم با بهره‌گیری از دست‌اندرکاران و افرادی که اهلیت داشتند بنیادی برای ادبیات داستانی تاسیس کنیم.»

اولین احکام برای هیات امنای بنیاد ادبیات داستانی توسط وزیر وقت محمدحسین صفارهرندی در سال 86 صادر شد، اما به گفته پرویز در آن زمان یکی از مدیران میانی به دلیل خصومت یا هر دلیل دیگری در دادن مجوز این بنیاد سنگ‌اندازی کرد و این ‌گونه بنیاد عملا دو سال طلایی را از دست داد.

پرویز یادآور می‌شود: «بعد از تغییر و تحول در وزارتخانه، آن مدیر محترم به جای دیگری رفت و تعبیر این بود که مشکل برطرف شده است. از تاریخی که اعضای هیات امنا حکمشان صادر شد، فعالیت‌ها پیگیری می‌شد و بودجه‌ای در اختیار دوستان قرار داده شد که کم‌کم بتوانند آمادگی پیدا کنند تا موانع قانونی از سر راه برداشته شود و فعالیتشان را پیگیری کنند. بعد از آن مصادف با ایامی شد که از معاونت عزل شدم و بهمن دری در اولین گام‌ها بنیاد ادبیات داستانی را منحل و اعلام کرد این بنیاد زیر مجموعه خانه کتاب شود؛ قدری سکوت کردیم و دیدیم اساس ماجرا از بین می‌رود. ماجرا به رسانه‌ها کشیده شد، اما اساس ماجرا تکذیب شد. بعد هم شاهد تغییر مدیریت بنیاد بودیم.»

او می‌گوید: «قرار شد که بنیاد به فعالیت خود ادامه دهد، ولی چون برنامه‌ریزی استراتژیکی برای آن وجود نداشت، تغییراتی صورت گرفت که بنیاد دوباره دستخوش تغییر و تحولاتی شد که مطلوب نبود. وقتی مدیر ارشد عوض می‌شود، طبیعی است که نزدیکانش معاون و مدیر شوند، کما این ‌که وقتی آقای حسینی، وزیر ارشاد شدند معاونانی که نزدیک به فکر او بود، انتخاب کرد، ولی این تغییرات در سطوح کارشناسی سم است و این اتفاقی است که در بنیاد ادبیات داستانی از سطوح اجرایی و هیات مدیره پیش رفت و تا هیات امنا هم تسری یافت. آقای حسنی که به عنوان مدیرعامل منصوب شدند اگرچه نشان دادند جوان توانمندی هستند و سابقه چند ماهه فعالیت در وزارتخانه و نهاد کتابخانه‌های عمومی را هم داشتند، اما با ادبیات داستانی سنخیتی نداشتند؛ طبیعتا به نقطه آغازین برگشتیم. منابع مالی هم مصرف شد که من نمی‌دانم چطور خرج شد، ربطی هم به ما ندارد. اتفاقاتی که در بنیاد افتاد راس آن ناآشنایی مدیران معاونت فرهنگی و بنیاد با برنامه‌ها و سیاست‌های کلان در نظر گرفته شده برای آن بود و در درجه بعد بی‌اعتقادی به آنچه بنیاد را باید به جایگاه اصلی خود در ارشاد می‌رساند و در نهایت مسائل دیگر هم در این ماجرا شاید دخیل باشد.»

بنیاد ادبیات داستانی در طول این سال‌ها عملا هیچ فعالیت چشمگیری نداشته است و عمده فعالیت‌های آن بر انتشار چند کتاب از تعدادی نویسنده و در نهایت برگزاری برنامه‌های نقد کتاب‌ها خلاصه شده است؛ بنیادی که در نظر داشت که مامنی برای اهالی قلم باشد در حال حاضر حتی جایی برای خود ندارد که کارهایش را سر و سامان دهد و از سوی دیگر مشکل بودجه باعث شده که عملا برنامه‌هایش به اغما برود.

اعظم راستی / جام‌جم

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها