در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک سال است تو و برادرت به جرم قتل در زندان هستید اتهام را قبول دارید؟
قبول ندارم، ما این کار را نکردیم و اتهامی که به ما وارد شده اشتباه است. من نمیخواستم کسی را بکشم و فقط قمه را بیرون آوردم تا بتوانم از خودم دفاع کنم. با سیامک درگیر شدیم و او به زمین افتاد و قمه به بدنش فرو رفت.
اگر قصد نداشتی سیامک را بزنی اصلا چرا قمه کشیدی؟
من از مقتول میترسیدم، او آدم خطرناکی بود و با همه دعوا داشت.
تو که میترسیدی و مدعی هستی سیامک آدم خطرناکی بود چرا با او درگیر شدی؟
من هیچ درگیری با او نداشتم. برادر کوچکم با یکی از دوستان من دعوا کرده بود و دوستم به او بد و بیراه گفته بود. من ناراحت شدم. با دوستم تماس گرفتم و به او گفتم نباید این کار را میکرد. او هم از من عذرخواهی کرد و گفت بیا باهم به پارک برویم و صحبت کنیم. اصلا سیامک در این ماجرا دخالتی نداشت اما یکدفعه آمد و خودش را قاطی ماجرا کرد.
به هر حال سیامک برای مداخله در این ماجرا لااقل بهانهای داشت، همینطور بیمقدمه که نمیشود دعوا راه انداخت؟
من و دوستم در پارک بودیم برادر بزرگم هم آمد و با هم مشروب خوردیم و آشتی کردیم. همه چیز خوب بود تا اینکه سیامک آمد و به من گفت باید به او پول بدهم.
پس به سیامک بدهکار بودی؟
نه. اصلا من هیچ بدهی به او نداشتم. اصلا با هم صحبتی هم نمیکردیم. او عادت داشت به زور از مردم پول بگیرد.
چرا این کار را میکرد؟
سیامک معروف بود که از همه زورگیری میکند. من هم نمیتوانستم کاری بکنم که با او درگیر نشوم. چیزی که او از من میخواست خیلی زیاد بود.
سیامک دقیقا از تو چه میخواست؟
او میگفت باید برای من یک ماشین بخری اما ما نمیتوانستیم این کار را بکنیم.
چرا با او درگیر شدید میتوانستید برایش ماشین نخرید، این که نیازی به درگیری نداشت؟
ما نمیخواستیم درگیر شویم. هیچ مسالهای هم نداشتیم حتی من به برادرم گفتم نباید جواب او را بدهد اما سیامک سوئیچ ماشین ما را که یک خودروی مدل بالا بود برداشت و گفت اگر ماشین برایش نخریم ماشینمان را پس نمیدهد. همه میدانستند که او چه کار میکند و میدانستند وقتی پول میخواهد حتما باید به او بدهند در غیر این صورت هرکاری که دوست داشتهباشد انجام میدهد. او فرد شروری بود.
برادرت گفته شما حاضر بودید به او پول هم بدهید؟
بله درست است ما واقعا قصد داشتیم به او پول بدهیم و من پیشنهاد دادم یک میلیون تومان بگیرد و دست از سرمان بردارد اما قبول نکرد. گفت من از شما ماشین خواستم و باید برایم ماشین بخرید. وقتی ما گفتیم چنین پولی نداریم و نمیتوانیم ماشین بخریم اما حاضریم پول بدهیم او گفت وقتی ماشین مدل بالا دارید یعنی میتوانید یک پراید هم برای من بخرید. این جرو بحثها باعث شد سیامک به من حمله کند و اینطور بود که دعوای ما بالا گرفت و من با او درگیر شدم.
اول چه کسی حمله کرد؟
سیامک. او گفت اگر بخواهم مقاومت کنم و برایش ماشین نخرم من را میکشد و بعد به من حمله کرد من هم برای دفاع از خودم قمه کشیدم.
تو مقتول را متهم به شرارت کردی، در حالی که خودت قمه داشتی. آدم سر به راه و معمولی که با خودش قمه حمل نمیکند، پس خودت هم مشکلی داشتی؟
من قمه داشتم اما از آن استفاده نمیکردم چون نمیخواستم کسی را اذیت کنم. برای مقابله با افرادی مثل سیامک باید با خودم قمه حمل میکردم. هرچند تاکید میکنم اصلا قرار نبود او را بزنم و فقط میخواستم او را بترسانم تا متوجه شود من هم میتوانم جلویش بایستم.
برادرت در این قتل چه نقشی داشت؟
سیامک اول به برادرم حمله کرد و من رفتم که از برادرم دفاع کنم، بعد با من درگیر شد و با هم به زمین خوردیم و قمه وارد بدنش شد. برادرم خودش با او درگیر بود و البته باید بگویم قصد هیچکدام از ما قتل نبود و اصلا متوجه نشدیم که چه شد.
بعد از اینکه به سیامک ضربه زدید چه کردید؟
او زخمی شد و ما بلافاصله با کمک دوستانمان او را به بیمارستان رساندیم. سعی کردیم به او کمک کنیم البته دکترها هم هرکاری از دستشان برمیآمد انجام دادند اما نشد و سیامک فوت کرد.
در گفتههایت ادعا کردی سیامک فرد شروری بود، مدرکی برای اثبات حرفت داری؟
بله او چند پرونده دارد و مدارکش موجود است. همه در محل ازاو میترسیدند و به همین شیوه برای خودش پول درمیآورد. همه اهالی محل از دستش عاصی شده بودند. من حتی حاضرم استشهاد محلی بیاورم که او چقدر شرارت میکرد. خانوادهاش هم همین را میدانند اما همچنان از او دفاع میکنند.
میدانی خانواده مقتول برایت درخواست قصاص کردهاند؟
بله. آنها درخواست مجازات ما را کردند و من هم میدانم رضایت گرفتن از آنها خیلی کار سختی است و غیرممکن به نظر میرسد.
قصد نداری از آنها عذرخواهی کنی؟
من در جلسه دادگاه از آنها عذرخواهی کردم. و باز هم عذرخواهی میکنم. بهخاطر اتفاقی که افتاد خیلی ناراحتم، با اینکه سیامک پسری بود که خیلیها با او بد بودند اما من حق نداشتم او را بکشم و قصدم هم این نبود که چنین کاری بکنم. میخواستم از خودم دفاع و ماشینم را حفظ کنم. سیامک فکر میکرد حق دارد به همه زور بگوید اما من اینطور فکر نمیکردم و قصدم هم آسیبرساندن به او نبود. اگر میخواستم این کار را بکنم بعد از مجروح شدن سیامک فرار میکردم اما ماندم تا بتوانم کمکش کنم، با اینکه میدانستم بازداشت خواهم شد.
فکر میکنی تلاشهایت برای جلب رضایت اولیایدم به نتیجه برسد؟
این مسالهای نیست که بتوان آن را پیش بینی کرد اما من تلاشم را خواهم کرد خانوادهام هم برای جلب رضایت اقدام کردهاند هرچند تابهحال موفق نشدیم اما فکر میکنم بتوانیم این کار را بکنیم.
در زندان چه میکنی. با برادرت هستی؟
مدتی با برادرم بودم اما برادرم آزاد شد و من به جرم قتل در زندان هستم خیلی روزهای سختی است، اصلا فکر نمیکردم تحمل چنین شرایطی را داشته باشم. مریض شدم و هر روز سایه مرگ را بالای سرم میبینم. زندگی با فکر مرگ خیلی سخت است.
من اصلا فکر نمیکردم یک روز به جرم قتل بازداشت شوم. در زندان توبه کردم. از خداوند هم میخواهم که من را ببخشد و دل اولیایدم را نرم کند تا من را ببخشند.
من حاضرم برای اینکه آنها رضایت بدهند هرکاری بکنم و هرخواستهای که دارند را برآورده کنم. اما قبل از هر چیز از مادر سیامک میخواهم من را حلال کند. او کاری نکرده بود و من نباید داغدارش میکردم. به خاطر ظلمی که به او شده عذرخواهی میکنم.
شما چه فکر میکنید
فرض کنیم تمام گفتههای آیدین صحت دارد، شما فکر میکنید او در آن لحظه کار درستی را انجام داده است؟ اگر جای او بودید در برابر سیامک چه واکنشی نشان میدادید؟ جوابهای خودتان را برای ما ایمیل کنید.
مرجان لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: