در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در خصوص خرافههای رایج در ازدواج هم باید گفت اصولا این قبیل باورها، دو وجه بیشتر ندارد یا تاثیرگذار است یا نیست، اما مهم این است که تاثیرپذیری از آن به ماهیت خرافه بستگی ندارد، بلکه به میزان تلقینپذیری افراد بستگی دارد. به طور مثال، کسی که به چشم زخم اعتقادی ندارد، دیگران هرچه بد بگویند و انرژی منفی بفرستند، اثر بدی در زندگی فرد نمیگذارد و جو منفی ایجاد نمیکند، اما اگر فردی خود به این قبیل مسائل اعتقاد داشته باشد، با تلقین، تاثیر مثبت و منفی آن را خواهد دید، اما معمولا کسانی که از اعتقادات محکمی برخوردارند و معتقدند به: «لاحول ولاقوه الا بالله»، نه اعتقادی به این خرافهها دارند و نه برای رفع مشکلات یا نیکبختی خود و اطرافیانشان سراغ آن میروند. ریشه هرگونه خرافه از جمله خرافات رایج در ازدواج، در جهل و نادانی است. یک کوچه تاریک هم سرشار از وهم است، اما اگر یک چراغقوه در آن روشن کنید، تمام کوچه روشن و جزئیات آن مکشوف شده و تمام توهمات نیز از بین میرود.
اما اینکه چطور این خرافه نشات گرفته از جهل یک فرد یا گروهی از افراد، رایج و شایع میشود به انتقال سینه به سینه آن مربوط است. معمولا این اعتقاد جاهلانه از طریق والدین به فرزندان یا به اطرافیان و دوستان منتقل شده و تبدیل به جهل مرکب و تعصب میشود که عدهای به آن روی آورده و انجام میدهند، بدون آن که به اصل و ریشه آن توجهای داشته باشند و به این ترتیب کمکم خرافهها بخشی از عادات و رسوم یک قوم میشود.
اما شما اعتقاد به اینگونه خرافهها را هیچگاه در دو دسته از افراد مشاهده نمیکنید؛ اول افراد متقی و با خدا و دوم در عالمان و دانشمندان. در واقع دانش و بینش، دو بالی است که هر فردی میتواند با آن به سوی حقیقت پرواز کند و مادام که هر کدام از اینها نباشد، فرد در معرض آسیبپذیری قرار میگیرد. هرچند در پارهای موارد هم ممکن است فردی به این دو بال مجهز باشد، اما به دلیل اینکه تلقینپذیر شده یعنی نتیجه انجام خرافهای را دیده (ولو به صورت اتفاقی)، دچار القائاتی شده و به برخی خرافات باورمند شود.
از سوی دیگر در بحث ریشهیابی میتوان گفت خرافه به نوعی از محصولات فرعی و تحریف شده آیینها و مذاهب است. به این ترتیب که وقتی حقایق امر دین یا آیینی برای افراد مشخص نشود، مردم به سوی تخیلات و وهم روی میآورند که تخیلات هم زائدهها و تولیدات بیشماری دارد. مثلا کافی است شما در تاریکی فکر کنید، هیولایی به چه بزرگی در برابرتان متولد میشود، در حالی که این هیولا در عالم واقع وجود ندارد.
خرافه در دنیا
باور به خرافات بویژه در بحث ازدواج در تمام کشورها حتی کشورهای پیشرفته هم وجود دارد، به طوری که یک سیاستمدار باسواد و یک فوتبالیست در قلب اروپا هم ممکن است سراغ کمک گرفتن از دعا و جادو یا پیشبینی نتایج بازیاش برود، اما شما هیچگاه نخواهید دید که یک دانشمند سراغ یک فالگیر برود.
این خود نشان میدهد که در کشورهای توسعهیافته هم آدمهای توسعه نیافتهای وجود دارند که اهل خرافهاند، ریشه خرافه و جهل است. این جهل لزوما نبود علم نیست، بلکه نوعی بینش است در مقابل دانش.
شما همین حالا و در عصر علم و تکنولوژی هم انواع و اقسام خرافهها را در کشورهای غربی مشاهده میکنید چه در زمینه ازدواج و چه در سایر موارد که افراد باورمند زیادی به اینها معتقدند و گرنه کسی که شک داشته باشد، سراغ فرد آگاه و عالمی رفته و شک خود را برطرف میکند. پس در همان کشورهای توسعهیافته هم افراد باسوادی هستند که به دلیل نوع بینش و باور خود که ریشه در خانواده، جامعه و فرهنگ دارد به این خرافات باور دارند.
دکتر حسین باهر / جامعهشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: