طبق یک نظریه روانشناسی هرگاه فردی هدفی معین داشته اما وسیلهای برای رسیدن به آن نداشته باشد، دست به نوآوری میزند به عنوان مثال شخصی میخواهد برای خودش خودرو بخرد اما پول کافی را که در واقع وسیله رسیدن به هدف است دراختیار ندارد، چنین شخصی میکوشد راه تازهای برای رسیدن به خواستهاش پیدا کند. انسان سالم و منطقی نوآوریاش را در چارچوب قواعد پذیرفته شده اجتماع انجام میدهد و مثلا به دنبال تهیه وام میرود، اما فردی که به هر شکلی دچار اختلالات شخصیتی، روانی و رفتاری است راههای نامشروع را برمیگزیند و دست به جرایمی مانند دزدی میزند. پس در نگاه کلی یکی از دلایلی که برخی افراد راههایی مانند سرقت را انتخاب میکنند همین موضوعی است که ذکر شد. در گام بعدی باید به این سوال جواب بدهیم که چرا خشونت؟ بیشک بروز رفتارهای خشن و پرخاشگرایانه در افراد آنی نیست و زمینههای قبلی دارد. این علل از دوران کودکی تا بزرگسالی بهوجود میآید یا تقویت میشود. درباره این موضوع نیز زیاد صحبت شده و کارشناسان نظرات جامعی را ارائه دادهاند اما نکتهای که کمتر به آن توجه میشود این است که در وهله اول خانواده و سپس اولیای مدرسه هرگاه نشانههای پرخاشگری را در کودک یا نوجوان خود دیدند، البته به شرط اینکه پرخاشگری بیش از حد و غیرمعمول باشد، باید موضوع را جدی بگیرند و برای رواندرمانی فرد بکوشند تا در آینده اتفاقات تلخ رخ ندهد.
نادر میرزایی ـ روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم