در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محبوبیت وودی آلن و آدمهای قصههایش به این اندازه است که این موسسه اعلام کرده سالانه حدود دو میلیون پوند تنها از این راه عاید گردشگری لندن شده است. جالب اینکه بسیاری از این شرکتها نام فیلمهای او را روی تورها میگذارند. به عنوان مثال، توری در اسپانیا با عنوان ویکی کریستینا بارسلون فعال است که یک به یک لوکیشن فیلم آلن را در اسپانیا به گردشگرانش نشان میدهد.
ویکی کریستینا بارسلونا
معجزه سینما در معرفی شهرها با جادوی قصهگویی آلن همراه شد تا شهر بارسلون همراه با فرهنگ و آداب مردمش هم جزئی از قصه فیلم او باشد.
در تمام طول فیلم، وودی آلن ما را به گشت و گذار گالریها، آتلیهها و موزههای هنری بارسلون، تماشای معماری سبک گائودی شهر و نقاشیهای خوان میرو (نقاش مشهور اسپانیایی) میبرد و به وسیله خوان آنتونیو (شخصیت فیلمش) جاهای دیدنی شهر را به ما نشان میدهد. سینما از سالها پیش به ما یاد داده که هیچ چیز و هیچ موضوعی وسوسهانگیزتر از اماکن، بناها و جاهای دیدنی نیست؛ آن چیزی که سینما در طول سالها علاقه زیادی در به تصویرکشیدن آن در پسزمینه رخدادها و وقایع بسیاری از فیلمهای بزرگ و مهم تاریخ سینما داشته است. آلن علاوه بر اینکه سرگرممان میکند ما را متوجه رازهای طبیعت، ذات و فطرت بشری نیز میکند.
فیلم درباره دو آمریکایی است که برای تعطیلات به بارسلون میروند و در آنجا با یک نقاش اسپانیایی آشنا میشوند.
نیمهشب در پاریس
مقصد بعدی آلن شهر دوستداشتنی هنردوستان است، شهری که شبیه هیچ شهری نیست آن هم پاریس دردهه 1920. شهری که بسیاری از هنرمندان آرزوی زیستن در آن را دارند و قصه وودی آلن هم پیرو همین اهل هنر میگردد؛ آن هم نیمه شبهای آن. پاریس شهری است که به خاطر شبهای روشنش به شهر نور معروف است. شهری با مرکزیت مد، موسیقی، نمایش، سینما، ادبیات، کافههای مسحورکننده و مهمانیهای مداوم شبانه و بحثهای روشنفکران عصر خود.
پاریس همیشه شهری رویایی برای همه روشنفکران بوده است، جغرافیایی که هر دگراندیشی را مجذوب خود میکند و آلن ادای دینی به این شهر و از سوی دیگر به اسطورههای معاصر داشته است.
پاریس دهه 20 با نویسندگان و هنرمندان بزرگی همچون ارنست همینگوی، اسکات فیتز جرالد، سالوادور دالی، لوئیس بونوئل، پابلو پیکاسو و... معنا و رنگ و بوی دیگری میگیرد. با وجود این، حسن «نیمهشب در پاریس» در این است که از پاریس 1920 مدینه فاضلهای نمیسازد که به وسیله آن انسانهای این دوره و زمانه را مغموم سازد. هر چند نوستالژی بازی وودی آلن در فیلم نیمه شب در پاریس وسوسه بیکرانی است برای اهالی هنر.
فیلم درباره جیل، نویسنده جوانی است که همراه همسر و پدر و مادر زنش به پاریس سفر میکند و بشدت تحت تاثیر شهر و زیباییهایش قرار میگیرد، اما همسرش و بقیه خانواده چنین احساسی ندارند.
به رم با عشق
تحسین کارگردان آمریکایی از شهر رم اما رنگ و بوی دیگری دارد. فیلم «به رم با عشق» فارغ از روایتهای جذابش یک تحسین تصویری از شهری باستانی در دل اروپاست. معماری و سبک زندگی مردمش، بناها و موسیقیاش، همه و همه همراه با فیلمبرداری چشمنواز و لوکیشنهای جذاب این فیلم را تبدیل به یک اثر توریستی کرده است.
فیلمی توریستی که تصاویر کارت پستالی جالب و مسحورکنندهای از رم به ما ارائه میدهد و بیش از هر چیز این حس را در ما زنده میکند که رم عجب شهر خوب و دلانگیزی برای زندگی کردن و عاشقشدن است.
تقدیم به رم با عشق، از چهار اپیزود در هم تنیده تشکیل شده است که وجه اشتراکشان صرفا این است که داستان همگی آنها در شهر رم رخ میدهد. یکی از آنها داستان کارگردان اپرای بازنشسته است که استعداد خوانندگی را در یک مردهشور ایتالیایی یافته است، دیگری روایت معمار جوانی است که دلباخته یکی از دوستانش شده، اپیزود بعدی داستان یک آدم از همه جا بیخبر طبقه متوسط است که یکشبه و بیدلیل به شهرتی فراوان در میان رسانهها و مردم دست یافته است و بالاخره در اپیزود آخر روایت زنی ایتالیایی است که از حومه به این شهر آمده است و در این شهر گم میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: