فرانسه به دنبال استعمار آفریقا

آفریقا، قاره‌ای متشکل از مجموعه کشورهای ثروتمند است که به دلیل سیاست‌های استعمار هرگز نتوانسته از این ثروت‌ها برای رسیدن به توسعه برخوردار شود.
کد خبر: ۵۲۹۴۷۰

به عبارتی آفریقا، قاره‌ای ثروتمند بوده که ثروتش موجب فقر آن شده، در حالی که نظام سلطه با بهره‌گیری از آن به پیشرفت و توسعه دست یافته است.

بررسی پرونده قاره آفریقا نشان می‌دهد که بار دیگر استعمارگران خواستار حضور در این قاره و بهره‌گیری از تمام امکانات آن هستند. تکرار جنگ‌های داخلی و حضور نظامی در برخی از این کشورها از جمله تحرکات غرب برای سلطه بر آفریقا است.

در جمع بازیگرانی که در حوزه آفریقا تحرکات بسیاری را آغاز کرده‌اند نام فرانسه بیش از سایر کشورها نمایان است. این حرکت از زمان ریاست جمهوری نیکلا سارکوزی آغاز شد، چنان‌که وی از یک‌سو اتحادیه مدیترانه‌ای را با حضور اروپا، کشورهای عربی و آفریقایی تاسیس کرد که چندان موفق نبود و از سوی دیگر طرح اقدام نظامی در آفریقا را در پیش گرفت که حضور نظامی در ساحل عاج از نمونه‌های آن بوده است.

با آمدن فرانسوا اولاند به کاخ الیزه، این سیاست‌ها نه‌تنها متوقف نشد، بلکه در ابعاد گسترده‌تری افزایش یافته است. در این حوزه اولاند از یک سو سفرهای دوره‌ای به منطقه داشته و حتی پس از سال‌ها درگیری و اختلافات سیاسی، از الجزایر دیدار کرد که البته با مخالفت مردم این کشور همراه شد.

از سوی دیگر فرانسه اقدامات نظامی را در آفریقا تشدید کرده، چنان‌که در طول این ماه‌ها فرانسه به لیبی، کنگو، مالی، آفریقای مرکزی، نیجر، کنیا و... نیروی نظامی اعزام کرده است.

در بخشی از این کشورها فرانسه ادعای آموزش نیروهای بومی را مطرح می‌کند. در برخی دیگر ادعای مبارزه با تروریسم و القاعده را داشته و در برخی کشورها نظیر آفریقای مرکزی نیز مقابله با کودتاچیان را مطرح کرده است.

مجموع تحرکات فرانسه یک اصل را آشکار می‌کند؛ این کشور به دنبال حضور نظامی در آفریقا است و برای تحقق این امر به هر ابزاری چنگ خواهد زد.

برخی ناظران تاکید دارند که از ریشه‌های ناآرامی‌های آفریقا، اقدامات فرانسه است که برای منافع خود بحران‌سازی در کشورها را اجرا می‌کند البته فرانسه در این حوزه تنها نبوده، کشورهایی مانند انگلیس، آمریکا و آلمان نیز در ابعاد مختلف این سناریو را دنبال می‌کنند.

در خصوص دلایل و اهداف فرانسه از احیای این حضور، سناریوهای هسته‌ای مطرح است. بخشی از این تحرکات برگرفته از شرایط اقتصادی فرانسه است.

فرانسه از یک‌سو با بحران اقتصادی مواجه است و از سوی دیگر در حوزه بین‌الملل ظرفیتی برای تامین منافع اقتصادی ندارد.

با توجه به جایگاه سنتی فرانسه در آفریقا، این کشور تلاش دارد از شرایط آفریقا برای اهداف اقتصادی بهره‌برداری کند.

غارت ثروت‌ این کشورها در کنار بهره‌گیری از بازار مصرف این قاره از جمله اهداف اقتصادی فرانسه در آفریقا است. در این میان دو نکته بر سیاست‌های این کشور تاثیر بسیاری دارد؛ نخست آن‌که حوزه خاورمیانه با دگرگونی‌های بسیاری مواجه شده که از پیامدهای آن کاهش نفوذ کشورهای غربی است.

اکنون غربی‌ها از جمله فرانسه با چالشی به نام تامین منابع انرژی از خاورمیانه مواجه شده‌اند،بر این اساس نگاه خود را بر سایر نقاط جهان معطوف ساخته‌اند که محور آن را آفریقا تشکیل می‌دهد.

دوم آن‌که رقابت میان کشورها در حوزه آفریقا بشدت تشدید شده است، به گونه‌ای که اکثر کشورها به دنبال نفوذ به این قاره هستند.

فرانسه که سابقه‌ای طولانی در آفریقا دارد از این رقابت در هراس است و تلاش می‌کند با حضور گسترده‌تر در آفریقا ضمن حضور در این رقابت‌ها از گسترش نفوذ سایر کشورها در این منطقه جلوگیری کند.

با توجه به این شرایط می‌توان گفت قاره آفریقا سال 2013 دورانی بس سخت‌تر را سپری خواهد کرد، چرا که از یک سو با جنگ‌های داخلی مواجه است و از سوی دیگر کشورهای غربی از جمله فرانسه برای نفوذ در این قاره به هر ابزاری چنگ می‌زنند.

کشورهایی مانند فرانسه در سال 2013 تلاش خواهند کرد آفریقا را محلی برای تامین  نیازهای خود قرار دهند که نتیجه آن استعمار و استثمار بیشتر این قاره خواهد بود.

بهره‌گیری از ابزار ناامنی و فروش سلاح به گروه‌های جدایی‌طلب از ارکان سیاست‌های غرب است که زمینه‌های در حال گسترش آن فراوان است و پیامد آن ناآرامی‌های بیشتر در این قاره خواهد بود؛ اموری که باید آنها را نتیجه مستقیم و غیرمستقیم دخالت‌های استعماری غرب در این قاره توصیف کرد.

قاسم غفوری - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها