فرهنگ رقابتهای زنانه که عمدتا بار منفی دارد و عوام از آن با عنوان چشم و همچشمی یاد میکنند، در میان برخی زنان رسوخ کرده و با آنان عجین شده است. این رقابتها از خوراک و پوشاک تا مدل آراستن و آرایش کردن و دکوراسیون خانه و مانند آن را دربرمیگیرد. این قشر از زنان معمولا یا شغل مناسبی ندارند یا درآمد پایینی دارند و به اندازه انتظارشان هم از همسرانشان پول دریافت نمیکنند و نمیتوانند از پس رقابت با دوستان برآیند. زنان مجرم انسانهای عجیبی نیستند که مثلا از کرهای دیگر آمده باشند، بلکه افرادی کاملا معمولی هستند با این تفاوت که هوی و هوس بر آنها غلبه میکند و رقابتهای ناسالم آنها را به آنجا میکشاند که دست به دزدی و جرم بزنند. به عنوان نمونه زنی را میشناختم که به خاطر دورههای زنانهای که قرار بود در خانهاش برگزار شود از ترس این که دوستانش در مورد خانهاش به قضاوت مینشینند و آبرویش میرود، از خانه دوست صمیمیاش انگشتری گرانبها دزدیده بود تا با فروش آن بتواند مهمانی تجملاتیتری بگیرد.
عامل دیگری که در جرائم اینچنینی بین زنان موثر است، عدم خودباوری و اعتماد به نفس است. وقتی زنانی از طبقههای مختلف اجتماعی دور هم جمع میشوند، اگر نتوانند اوضاع و احوال زندگیهایشان را با هم تطبیق بدهند، آن که متمولتر است فخر میفروشد و آن که فقیرتر است در تلاش است با تغییر قسمتی از زندگیاش دورنمایی از آن زندگی ایدهآل را برای خود بسازد. این زنان درصدد مخفی کردن واقعیتهای زندگی خود برمیآیند و با دستبرد و دزدی سعی در برونریزی عقدههای حقارتی دارند که در درونشان انباشته شده است.
الگوبرداری از سریالها و فیلمهای تلویزیونی و ماهوارهای عامل دیگری است که در میان این زنان به وفور دیده میشود، فیلمهایی که به زنان جسارت کاذب میبخشد و اعتماد به نفسشان را زیاد میکند. این سریالها که عموما ضددینی و ضداخلاقی هم هستند، با رخنه در میان این قشر از زنان که تعدادشان کم هم نیست، باعث سست شدن ایمان و باور و اعتقاد آنها میشوند. در واقع فرهنگ ارتباطات شفاهی، کلامی و دیداری که هم در فیلمهای داخلی و هم ماهوارهای دیده میشود، زنان را به سمت و سویی پیش میراند که پیش از این برایشان تعریف نشده بود و همین موضوع میتواند سرچشمه جرم باشد.
مریم یوسفی ـ جامعهشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم