گفت‌وگو با مردی که به کشتن همسر و فرزندش متهم است

قتل؟ تکذیب می‌کنم

شاهرخ را پنج سال قبل به جرم قتل همسر و فرزندش بازداشت کردند. این مرد متهم است به خاطر اختلافاتی که با همسرش داشت او را با ضربات چاقو به قتل رساند و سپس برای پنهان کردن جنایت دختر پنج ساله‌اش را هم کشت. شاهرخ که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده‌ است می‌گوید اتهام‌اش را قبول ندارد و همه آنچه قبلا در مورد جنایت گفته دروغ بود و سارقان دختر و همسرش را کشته‌اند.
کد خبر: ۵۲۹۲۵۸

متهم هستی همسر و فرزندت را به قتل رساندی و ساعت‌ها بالای سر جسد آنها نشستی چرا این کار را کردی؟

من اصلا این اتهام را قبول ندارم. همه آنچه قبل از این گفته‌ام دروغ بود و نباید این کار را می‌کردم.

یعنی می‌خواهی بگویی همسر و فرزندت را شخص دیگری به قتل رسانده‌است؟

بله سارقان آنها را کشتند.

پس چرا به قتل اعتراف کردی؟

تحت فشار بودم.

اما تو همه واقعیت‌های را همان‌طور که اتفاق افتاده و در پرونده ثبت شده بود مو به مو گفتی این جزئیات را از کجا می‌دانستی؟

نمی‌دانم چه جوابی بدهم اما من واقعیت را می‌گویم. قتل کار سارقان بود.

در اعترافات اولیه‌ات گفتی چون همسرت می‌خواست تو را ترک کند او را به قتل رساندی و بعد هم دخترت را کشتی چون فکر می‌کردی او موضوع را به همسایه‌ها می‌گوید و تو دستگیر می‌شوی.

همه اینها دروغ است صدبار دیگر هم بپرسید باز هم تکذیب می‌کنم.

اگر دزدان این کار را کردند چرا چیزی از خانه‌ات سرقت نشده‌ است؟

آنها چند النگوی زنم را برداشتند و فرار کردند.

در کیف پول زنت مبلغ زیادی پول بود، همچنین در خانه‌ات مقدار زیادی طلا پیدا شده در دست و گردن همسرت هم طلا بود چرا سارقان به سرقت فقط دو تکه اکتفا کردند.

نمی‌دانم شاید دستپاچه شده‌ بودند شاید نزدیک زمان آمدن من به خانه بود و آنها از ترس فرار کردند.

نتایج بررسی‌های پزشکی قانونی نشان می‌دهد قتل ساعت‌ها قبل از این‌که تو همسایه‌ها را خبر کنی اتفاق افتاده بود و زمانی که تو ماموران را خبر کردی بیشتر از یک شبانه‌روز از مرگ همسر و فرزندت می‌گذشت این نشان می‌دهد زمان جنایت در خانه بودی.

این تحقیقات اشتباه است. اگر قتل واقعا کار من بود شواهد دیگری هم پیدا می‌شد. وقتی به خانه رفتم و جسد همسر و دخترم را دیدم آنقدر ترسیدم که بیرون دویدم، همسایه‌ها را خبر کردم از آنها کمک خواستم و گفتم دزد آمده ‌است.

تو در همان لحظه اول از کجا می‌دانستی دزد به خانه‌ات زده ‌است؟

حدس زدم. نه این‌که کسی به من چیزی گفته باشد فقط حدس زدم که دزد آمده‌ چون ما با کسی دشمنی نداشتیم.

خودت گفتی دستپاچه شدی و آنقدر ترسیده ‌بودی که نمی‌دانستی باید چه کنی بعد حالا می‌گویی حدس زدی؟ کسی که شوکه شده باشد مگر می‌تواند حدس بزند و فکر کند که ممکن است چه اتفاقی افتاده باشد؟

من که نمی‌گویم گفته‌هایم درست است در آن لحظه فکر کردم دزد وارد خانه شده‌ است. غیر از این نمی‌توانست باشد.

مدعی هستی تو این قتل را انجام ندادی و می‌گویی مطمئن هم نیستی دزدی عامل قتل باشد و دشمن هم نداری در این صورت به عنوان صاحبخانه فکر می‌کنی چه کسی این کار را کرده ‌است؟

نمی‌دانم باید چه بگویم. این کار پلیس است که بفهمد چه کسی مرتکب این قتل شده‌ است. من رفته ‌بودم سر کار. موقع برگشتن کمی برای خانه خرید کردم. وارد منزل که شدم دیدم همه جا ساکت است وقتی به سمت پذیرایی رفتم. دیدم جسد زن و بچه‌ام آن وسط افتاده. من خودم شاکی این پرونده هستم.

پدر همسرت می‌گوید تو همیشه دخترش را کتک می‌زدی و او قصد جدایی داشت خودت هم در اعترافاتت همین را گفتی.

بله من در اعترافاتم گفتم با همسرم دعوا کردم او قصد داشت من را ترک کند و به خانه پدرش برود. سر همین موضوع هم دعوا کردیم و بعد من او را باچاقو زدم. اما همه اینها هم دروغ است.

یعنی می‌خواهی بگویی با همسرت رابطه خوبی داشتی؟

من همسرم را دوست داشتم هرچند با هم اختلافاتی داشتیم. اما دوستش داشتم و دلم نمی‌خواست ترکش کنم.

همسرت را کتک هم می‌زدی؟

بله بعضی وقت‌ها کتکش می‌زدم. من آدم عصبی​ای هستم و به‌خاطر همین هم گاهی او را کتک می‌زدم.

اگر همسرت را دوست داشتی چرا کتکش می‌زدی؟

وقتی دعوا می‌کردیم خیلی عصبی می‌شدم و نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم. از طرفی من بچه داشتم و به خاطر دخترم نمی‌توانستم از همسرم جدا شوم.

در اعترافاتت گفته‌ بودی دخترت را کشتی چون همسرت قبل از مرگش به او گفته‌ بود به همه بگو پدرت من را کشت این را هم دروغ گفتی؟

بله دروغ بود.من دخترم را نکشتم من عاشق او بودم. تنها امید من در زندگی دخترم بود.

خانواده همسرت در تمام مراحل رسیدگی انگشت اتهام را به سمت تو گرفتند آنها می‌گویند بارها تهدید کرده‌ بودی دخترشان را می‌کشی و آخر هم این کار را انجام دادی. خودت هم در اعترافاتت گفته‌ای که قبلا همسرت را تهدید به قتل کرده بودی؟

شاید در حالت عصبانیت چیزی گفته ‌باشم اما قطعا منظورم این نبود که می‌خواهم او را بکشم. من زنم را دوست داشتم او برایم دختری آورده ‌بود که همه زندگی‌ام شده‌ بود. چطور می‌توانستم از او متنفر باشم.

پس چرا خانواده همسرت تا این حد از تو ناراحت هستند؟

آنها به خاطر رفتاری که من با دخترشان داشتم از من ناراحت هستند. حق هم می‌دهم که ناراحت باشند.هر پدر و مادری فرزندش را دوست دارد.، همان‌طور که من عاشق دخترم بودم و حاضر نبودم خاری به دستش برود آنها هم دخترشان را دوست داشتند و از این‌که گاهی کتکش می‌زدم ناراحت هستند و روی گذشته‌ای که داشتم قضاوت می‌کنند.

همه مدارکی که در پرونده وجود دارد برضد تو است. بجز چند موردی که گفتم، چاقویی که در قتل استفاده شده از چاقو‌های خانه تو بود. صحنه قتل هم بازسازی شده، همسایه‌ها صدای مشاجره تو و همسرت را ساعاتی قبل از قتل یعنی زمانی که پزشکی قانونی در مورد جنایت اعلام کرده شنیده‌اند، اما حالا در دادگاه انکار می‌کنی. بدون این‌که مدرکی نشان بدهی چطور می‌توانی بی‌گناهی‌ات را ثابت کنی؟

من مدرکی جز حرف‌هایی که زدم ندارم. قبول دارم با همسرم اختلاف داشتم و چندبار تصمیم گرفته ‌بود از من جدا شود اما او را نکشتم. حتی اگر کشتن همسرم هم درست باشد، دلیلی برای قتل فرزندم نداشتم، او بی‌گناه بود او فقط یک بچه‌ بود. من از آن پدرهایی نبودم که فرزندش را بکشد. دخترم را دوست داشتم.

به هر حال اولیای‌دم درخواست قصاص کرده‌اند.هم به خاطر قتل دخترشان هم به خاطر قتل دختر تو یعنی نوه‌ آنها دادگاه هم رای به نفع آنها رأی داده‌است.

اما من به رای اعتراض می‌کنم چون همچنان روی حرف خودم هستم و می‌گویم آنها اشتباه می‌کنند من قاتل نیستم.

قصد عذرخواهی نداری؟

به خاطر رفتارهایی که باهمسرم داشتم از خانواده‌اش عذرخواهی می‌کنم. من همسرم را خیلی کتک می‌زدم هرچند در بیشتر موارد او خودش هم مقصر بود اما من حق نداشتم او را بزنم. به خاطر اتفاقاتی که افتاده معذرت می‌خواهم اما من همسرم را نکشتم.

روزهایت را در زندان چطور می‌گذرانی؟

خیلی برایم سخت می‌گذرد نمی‌دانم باید چه کنم هر شب خواب همسر و دخترم را می‌بینم. خواب لحظه‌ای را می‌بینم که وارد خانه شدم و اجساد آنها را دیدم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها