در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دیروز خبرگزاری مهر، سیاههای از یک جهیزیه متعلق به سال 54 را منتشر کرد که با خواندنش فقط توانستیم به عوض شدنمان در طول کمتر از 40 سال فکر کنیم.
عروسی که بیست و چهارم دی 54 از جهیزیهاش صورتبرداری شده، دختری بود که یک آیینه، یک یخدان، یک چراغ توری، یک دیزی، یکدست رختخواب، دو سینی ورشو، یکدست فنجان چینی، یک تشت لباسشو، شش بشقاب چینی، شش ظرف مسماخوری، دو کفگیر، دو پرده، شش خورشتخوری، دو کارد بزرگ و کوچک، شش نمکدان و یک سرویس مرغخوری به اضافه چند خردهریز دیگر داشت که خط ناخوانای این سیاهه اجازه خواندنش را نمیداد.
به نظر نمیرسد این دختر به زعم مردمان دهه 50، عروسی کمجهاز باشد، چون تا آنجا که کلمات این سیاهه خوانده شد چیزی از وسایل ضروری تشکیل یک زندگی کم ندارد، شاید هم او، دختری بوده که جهیزیهاش تحسین فامیل را برانگیخته.
حالا اگر قرار باشد از جهیزیه دخترهای امروزی، آن هم دخترانی که لزوما از طبقه اعیان و اشراف نیستند صورتبرداری شود، شکی نیست که تعداد اقلام آن در این نوشتار نمیگنجد.
نه اینکه صاحبان جهیزیههای امروزی به خاطر تهیه وسایل، به خرج و قرض و وام گرفتن نیفتاده باشند و برای خرید آخرین لوازم موجود در بازار که فلانی و فلانی خریدهاند، از خیلی چیزها حتی از شکمشان کم نگذاشته باشند، بلکه موضوع این است که این آدمها حتی با دست خالی میخواهند جهیزیهای برای ترکاندن چشم حسودان و بستن دهان بدگویان داشته باشند و احیانا ابزاری برای سربلندی خود در زندگی بسازند.
اما آیا واقعا دو کامیون پر از جهیزیه خوشبختی میآورد؟ آیا اگر معروفترین برندهای لوازم خانگی خریده شود و بزرگترین یخچال فریزرها، تختخوابها و مبلمانها جهیزیه را زینت دهد آرامش یک زوج تضمین میشود؟
جواب این دو سوال خیر است، اما مردم ما این روزها هم جهیزیه عریض و طویل را ضامن آبروی دختر و خانوادهاش میدانند و هم به کسی که جهیزیهاش آب و رنگ چندانی ندارد خرده میگیرند در حالی که خوشبختی پشت در خانهها میماند و اغلب فراموش میشود. برای همین است که میگوییم از 40 سال پیش تا به حال خیلی عوض شدهایم.
آوید طالبیان / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: