در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید به نظر نرسد که این حکم تا چه حد باارزش است، اما اگر این حکم با احکام مشابه که در چنین مواقعی صادر میشود، مقایسه شود ارزشش بیشتر معلوم میشود. این قاضی میتوانست برای این پرونده که عنوانش تصرف عدوانی در طبیعت و تخریب محیط زیست است مدتی حبس تعیین کند یا از حبس صرفنظر کند و حکم به پرداخت جزای نقدی بدهد. شاید این دو روش برای قاضی سادهتر هم بود، اما او دست به ابتکار زد و حکمی به نفع طبیعت داد.
اگر او متجاوز را به حبس محکوم میکرد یک زندانی به جمعیت زندانهای کشور اضافه میشد که نتیجهاش تحمیل هزینههای نگهداری یک زندانی تازهوارد به سیستم بود، ضمن اینکه تضمینی وجود نداشت که این فرد در اثر مراوده با مجرمانی که از هر قماشی میانشان پیدا میشود، سایر تخلفات را نیز نیاموزد.
اگر متجاوز به پرداخت جزای نقدی هم محکوم میشد کار خاصی صورت نگرفته بود، بخصوص اینکه جریمههای نقدی تخریب محیط زیست آنقدر اندک است که ممکن بود متجاوز به خنده بیفتد و برای تکرار جرم جریتر شود. در ضمن چون این جریمهها به حساب دولت میرود و با سایر پولها قاطی میشود، بعید است به دست اداره کل محیط زیست شهرستان بروجن برسد و وقتی هم که به آنجا رسید دقیقا برای احیای تالاب تخریب شده مصرف شود. حالا اما با این حکم، مرد متجاوز باید آستین بالا بزند و کمر همت ببندد و در نقاط خالی از درخت بروجن نهال بکارد؛ یعنی کاری سخت که سختیاش را آنهایی که تا به حال یک نهال کاشتهاند بخوبی درک میکنند.
این حکم آفرین دارد؛ چون هم مصداق بارز مجازاتهای اجتماعی است که کارشناسان در سالهای اخیر آنقدر برای جا انداختنش گلو پاره کردهاند و هم حکمی است که جنبه آموزش و فرهنگسازی دارد. ولی فقط یک نکته باقی میماند و آن هم اجرای قاطعانه این حکم است که اگر نباشد شیرینی موضوع از بین میرود.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: