سر کوچهمان صندوق صدقهای است که حالا دیگر آن رنگ و روی روزگار قدیم را ندارد. گذر ایام و باد و باران کمکم از قیافهاش انداخته است!
صبح زود که از خانه خارج شدم، از دور دیدم جوانی سیگار به لب، با سیخ بلندی درون صندوق را میکاود! سیخ را داخل صندوق کرده بود و به شیوه خاصی میچرخاند و به سرعت بیرون میکشید. چند قدم مانده به صندوق، گفتم: «چکار میکنی جوان؟!» به سرعت بساطش را جمع کرد و قبل از رسیدن من، بدون پاسخ، بدوبدو دور شد؛ لابد رفت سراغ یک صندوق دیگر!
چند ماه پیش فیلم کوتاهی از این گونه دزدیها دیده بودم ولی فکر میکردم اتفاق نادری بوده که توسط یک آدم زرنگ با دوربین موبایل شکار شده است. تصورش را هم نمیکردم این شیوه دزدی چنین رایج باشد و پیش چشم خودمان هم انجام شود.
از آن روز به بعد، صندوق که میبینم، یاد آن صحنه میافتم و دستم توی جیب نمیرود. دلم نمیآید به هزینه اعتیاد افراد ولنگار کمک کنم. حتما خیلیهای دیگر هم دوست دارند آنچه به عنوان صدقه میدهند، صرف نان شب خانوادههای آبروداری شود که گرسنه سر بر بالین میگذارند.
در جمعی از رفقا، خاطره دیدن دزدی از صندوق صدقات را با تعجب و حیرت نقل میکردم که همگی از حیرت من ابراز تعجب کردند! هر کدام خاطرهای از شیوههای نوین دزدی از صندوقها نقل میکردند و حتی بحث کشیده شد به شیادهایی که صندوقهای دروغین خانگی توزیع میکردهاند!
یکی میگفت: «یک بار من به یکی از این دزدها معترض شدم، گفت که من از همه مستحقترم!»
آن دیگری میگفت: «من هم یک بار با یکی از اینها مواجه شدم، میگفت حق خودم است، مردم پولدار این تو پول میاندازند تا ما استفاده کنیم!» و از این جور حرفها...
و از همه جالبتر، حرف دوستی بود که نصحیتوار میگفت: «حالا به تو چه مربوط که به طرف اعتراض کردی؟ مگر مملکت صاحب ندارد؟ نگفتی یکهو چاقویی، قمهای، چیزی درآورد و آش و لاشت کند؟!»
یکی هم از طراحی صندوقهایی خبر داد که امکان دزدی از آنها وجود ندارد و در برخی جاها استفاده میشود.
آخرش هم معلوم شد که هیچکدام به صندوقها اعتماد نمیکنند و مدتهاست داخل آنها پول نمیاندازند.
واقعیت آن است که وقتی صندوق صدقه جلوی چشم آدم است، انسان وسوسه به خیر میشود و وقتی نیست، چهبسا این اقدام خوب به تاخیر افتد و کمکم این سنت حسنه از فرهنگ عامه رخت برمیبندد.
آیا نمیشود به طور جدی فکری به حال این موضوع کرد و تا کار از کار نگذشته مانع از تضعیف این سنت و عادت خوب مردم شد؟ امروز روشهای بسیاری وجود دارد که میتوان جایگزین صندوقهای فرسوده کرد و مردم را به صدقه دادن تشویق نمود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم