در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای کسانی که میخواهند ملافه، روبالشی و... درست کنند، صرف میکند که یک طاقه پارچه بردارند و تمام روکشهای سرویس خواب خود را یکدست کنند و سر و سامان دهند.
در مورد قدمت این محل با حاج جعفر محسنی صحبت میکنم. او به گفته اهل محل از قدیمیهای بازار است و 50 سال است که در این راسته کار میکند. او درحالی که روی یک طاقه ترمه زیبا تکیه کرده، برایم تعریف میکند و من هم روی طاقه ترمه دیگری ورقههایم را میگذارم و مینویسم: «حدود 150 سال قبل در این تیمچه حاج ملاعلی کنی (وفات 1306ق) درس میداد و در تمام این حجرهها به جای پارچهفروشی مکتب درس بود. بعدازظهرها هم به مدرسه مروی میرفت و تدریس میکرد. اینجا حدود یکصد سال است که پارچهفروشی شده است.»
از حاج جعفر در مورد بازار خیاطها میپرسم که چرا همه پارچه فروش هستند، نه خیاط، میگوید: «اینجا هیچ وقت خیاطهای زیادی نبودهاند. چهار خیاط در اینجا کار میکرد ند و یکی از آنها با همه فرق داشت و در واقع بازار موجود بهدلیل همان یک خیاط است که معروف شده است. آن خیاط شیخ رجبعلی نام داشت و آدم پاکی بود و میگفتند امام زمان به نظرش میآید و با او صحبت میکند. مرد باایمانی بوده و کشف کرامات داشته. آدمها پیشش میآمدند و مشکلاتشان را میگفتند و او به آنها میگفت چه عملی انجام دهند مشکلشان حل میشود. به بعضیها میگفت که مثلا فلان شخص را رنجاندهای که اگر دلش را به دست بیاوری گره از کارت گشوده میشود.»
وقتی در بازار خیاطها قدم میزنم فکر میکنم، چه آدمهای بزرگی در اینجا تردد میکردهاند و بازار عجب کارکردهایی داشته است و وقتی در چنین بازاری کار میکنی، اصلا رویت میشود که حق را ناحق کنی؟!
امروز ما به اینجا میآییم تا مشکلات روزمره خود را با یک خرید سادهحل کنیم، اما فقط صد سال پیش اینجا قبله آمال آدمهای زیادی بوده است. همجواری با امامزادهها، مردان بزرگ تاریخ مشروطه و عارفان و سالکان بزرگ روحیه دیگری به ساکنان این منطقه و کسبه داده بود. چیزی بیش از یک کاسب.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: